صفحه خبر لوگوبالا تابناک

هرمز؛ جايي كه قدرت ايران مي‌تواند به آينده تبديل شود

هما مظلومي‌نژاد
کد خبر: ۱۳۸۹۴۶۰
| |
3308 بازدید
|
۱
تنگه هرمز

گاهي تاريخ، يك نقطه جغرافيايي را به اندازه يك ارتش قدرتمند مي‌كند.براي ايران، تنگه هرمز يكي از همين نقاط است؛ جايي كه جغرافيا، انرژي، امنيت و سياست خارجي به هم مي‌رسند و موقعيتي كم‌نظير براي كشور در معادلات منطقه و جهان مي‌سازند.به همين دليل، آنچه امروز در هرمز مي‌گذرد را نبايد فقط يك مساله دريايي ژيوپليتيك ديد. هرمز امروز بخشي از معادله پايان جنگ، مذاكرات ايران و امريكا و حتي شكل‌گيري نظم جديد امنيتي در منطقه است. ايران در سال‌هاي گذشته نشان داده كه در برابر فشار و تهديد، از ظرفيت‌هاي راهبردي خود براي دفاع از منافع ملي استفاده مي‌كند. تحولات اخير هرمز نيز بار ديگر اين واقعيت را به جهان يادآوري كرده كه امنيت انرژي و تجارت جهاني، بدون در نظر گرفتن نقش ايران، قابل تصور نيست. اما شايد اكنون زمان آن رسيده باشد كه اين قدرت، در كنار بازدارندگي، به يك سرمايه ديپلماتيك و ژئواكونوميك نيز تبديل شود، زيرا قدرت واقعي فقط در اين نيست كه يك كشور بتواند يك مسير را متوقف كند؛ قدرت بزرگ‌تر آن است كه بتواند با استفاده هوشمندانه از همان موقعيت، مسير را به سمت توافق، ثبات و تامين منافع ملي هدايت كند.اين همان نقطه‌اي است كه هرمز مي‌تواند از «موضوع مناقشه» به «موضوع مذاكره» تبديل شود. اكنون كه از طريق ميانجي‌ها، پيام‌ها ميان تهران و واشنگتن در حال تبادل است و همزمان گفت‌وگوها درباره سازوكار عبور و مرور در هرمز در جريان است، مي‌توان از يك فرصت مهم سخن گفت، فرصتي براي آنكه ايران بدون چشم‌پوشي از حقوق و منافع خود، از موقعيت راهبردي هرمز براي شكل ‌دادن به يك ترتيبات پايدارتر استفاده كند . اين دقيقا همان جايي است كه ديپلماسي مي‌تواند مكمل قدرت باشد، نه جايگزين آن. ايران مي‌تواند پيام روشني داشته باشد: امنيت هرمز، امنيت منطقه و امنيت انرژي، يك موضوع مشترك است؛ اما تضمين اين امنيت نمي‌تواند جدا از تامين حقوق و منافع مشروع ايران تعريف شود. چنين نگاهي، هرمز را از يك «مساله امنيتي» به يك «سرمايه راهبردي» تبديل مي‌كند واين تفاوت كوچكي نيست، زيرا اگر جنگ ادامه پيدا كند، همه طرف‌ها هزينه خواهند داد؛ اما اگر ديپلماسي بتواند از دل همين نقطه حساس، راهي براي پايان جنگ پيدا كند .

 هرمز مي‌تواند به جاي آنكه نماد يك بحران طولاني باشد، به نماد يك توافق بزرگ‌تر تبديل شود.

در اين ميان، يك نگراني مهم نيز وجود دارد كه نبايد از نظر دور بماند.دنيا براي هميشه منتظر نمي‌ماند.اگر يك مسير براي مدت طولاني ناامن باشد، تجارت مسير ديگري پيدا مي‌كند؛ اگر يك گلوگاه پرريسك شود، سرمايه به دنبال گلوگاه كم‌ريسك‌تر مي‌رود و اگر وابستگي بيش از اندازه هزينه‌زا شود، كشورها به سمت تنوع‌بخشي حركت مي‌كنند. نمونه آن را مي‌توان در تجربه كانال سوئز، مسيرهاي درياي سرخ، خط لوله سومد و خط آهن حجاز و تلاش كشورهاي منطقه براي توسعه مسيرهاي زميني و انرژي ديد. در ماه‌هاي اخير نيز كشورهايي مانند تركيه و عربستان براي حفظ جريان تجارت منطقه، به مسيرهاي جايگزين حمل‌ونقل و انتقال انرژي توجه بيشتري نشان داده‌اند. اين تحولات الزاما تهديدي عليه ايران نيستند، اما يك پيام روشن دارند؛ مزيت جغرافيايي زماني به مزيت راهبردي تبديل مي‌شود كه ديگران همچنان به آن نياز داشته باشند. از اين منظر شايد يكي از مهم‌ترين اهداف ديپلماسي ايران در مرحله پيش‌رو بايد اين باشد كه «وابستگي جهان به هرمز» را از يك نقطه ضعف براي ديگران، به يك نقطه قوت براي ايران تبديل كند.
يعني هرمز نه فقط باز باشد، بلكه باز بودن آن در چارچوبي باشد كه جايگاه ايران را در معماري امنيت انرژي منطقه تثبيت كند. اينجا مي‌توان يك ايده مهم را دنبال كرد؛ امنيت هرمز در برابر امنيت و منافع ايران. نه به معناي معامله بر سر حقوق كشور، بلكه به معناي طراحي يك ترتيبات منطقه‌اي كه در آن امنيت كشتيراني، عدم تعرض، احترام به حاكميت ايران و استمرار جريان انرژي، در يك چارچوب متوازن كنار يكديگر قرار گيرند. اگر چنين ترتيبي شكل بگيرد، ايران فقط يك بحران را پشت سر نگذاشته است، بلكه يك «قاعده جديد» در خليج‌فارس ايجاد كرده است.قاعده‌اي كه در آن امنيت انرژي بدون امنيت ايران معنا ندارد و اين مي‌تواند يكي از مهم‌ترين دستاوردهاي ديپلماتيك پس از جنگ باشد،به همين دليل، پايان جنگ نبايد صرفا به معناي توقف شليك‌ها تعريف شود.

پايان واقعي جنگ زماني است كه از دل آن، يك وضعيت پايدارتر براي ايران شكل بگيرد؛ وضعيتي كه در آن‌هم تهديد نظامي كاهش يابد، هم ظرفيت‌هاي راهبردي ايران حفظ شود، هم مسيرهاي اقتصادي كشور آسيب كمتري ببيند و هم منطقه به سمت يك ترتيبات امنيتي قابل اتكاتر حركت كند. هرمز در اين ميان مي‌تواند نقطه اتصال همه اين اهداف باشد.ايران امروز مي‌تواند نشان دهد كه قدرت نظامي و ديپلماسي دو روي يك سكه‌اند.

قدرت زماني ارزشمندتر مي‌شود كه بتواند به امنيت تبديل شود؛ امنيت زماني ماندگارتر است كه به توافق تبديل شود و توافق زماني ارزشمند است كه منافع ملي را تثبيت كند.

شايد اكنون بهترين زمان براي آن باشد كه هرمز از «اهرم فشار» به «اهرم توافق» تبديل شود، بدون آنكه ايران از قدرت بازدارندگي خود يا حقوق مسلمش عقب‌نشيني كند.اين نگاه، نه عقب‌نشيني است و نه امتياز دادن، بلكه استفاده از قدرت در بالاترين سطح آن است، چراكه گاهي بزرگ‌ترين پيروزي اين نيست كه نشان دهيم مي‌توانيم يك مسير را ببنديم؛ بزرگ‌ترين پيروزي آن است كه كاري كنيم باز ماندن آن مسير، به امنيت و منافع ايران گره بخورد.هرمز را بايد براي ايران حفظ كرد نه فقط به عنوان يك تنگه، بلكه به عنوان بخشي از قدرت ملي و سرمايه ژئواكونوميك كشور و شايد در اين مقطع تاريخي، بهترين روايت از قدرت ايران همين باشد؛ ايران آن‌قدر قدرتمند است كه مي‌تواند امنيت هرمز را به بخشي از مسير صلح تبديل كند، صلحي كه در آن، قدرت ايران نه كمرنگ، بلكه تثبيت شده است، اين مي‌تواند معناي واقعي پايان جنگ باشد نه پايان قدرت، بلكه تبديل قدرت به يك دستاورد پايدار براي ايران.

اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۱:۰۰ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۱
مواظب باشید زمستان سرد اقای مرندی تکرار نشود
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا # جنگ رمضان
وب گردی