آیا پاکستان از میانجیگری ایران و آمریکا کنار کشیده است؟

به گزارش سرویس بین الملل تابناک، میانجیگری پاکستان در ارتباط با تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران در اواخر مارس ۲۰۲۶ آغاز شد و در ۷ آوریل ۲۰۲۶ به یک آتشبس موقت انجامید. در ادامه، این تلاشها نهایتاً به امضای یک تفاهمنامه رسمی میان ایران و آمریکا در ژوئن ۲۰۲۶ منجر شد.
متعاقب تشدید درگیری میان ایران و آمریکا در خصوص تنگه هرمز دو طرف عملا وارد جنگ و درگیری محدود شده و این گمانه مطرح است که آمریکا وارد یک جنگ تمام عیار علیه ایران شود.
همچنین این گمانه مطرح شده که پاکستان از روند میانجیگری میان دو طرف کنار کشیده است. با وجود این وزارت خارجه پاکستان قویاً هرگونه گزارش مبنی بر کنارهگیری از نقش میانجیگر را تکذیب کرده و تفاهمنامه اسلامآباد را همچنان به عنوان یک چارچوب معتبر و مؤثر برای بازگشت به صلح معرفی میکند.
سخنگوی این وزارتخانه با رد این تصور که پاکستان «دست از تلاش برداشته»، بر این نکته تأکید دارد که روند صلح هرگز نمیمیرد و ممکن است فقط به طور موقت به تعویق بیفتد.
با این حال، تلاشهای دیپلماتیک با چالشهای جدی روبهرو شده و «منطق تشدید تنش» بر «منطق صلح» غلبه کرده است. پاکستان اکنون با اتخاذ رویکردی «صبر و انتظار»، عملاً نقش فعال خود را به حالت تعلیق درآورده است.
اختلافات عمیق بر سر تنگه هرمز و نحوه تفسیر ماده ۵ تفاهمنامه، به شکاف غیرقابلحلی بین ایران و آمریکا تبدیل شده است. هر دو طرف در عمل، توافق را نقض کردهاند و ایران نیز اعلام کرده که دیگر ملزم به اجرای آن نیست.
منابع نزدیک به دستگاه سیاستخارجی پاکستان، اذعان دارند که ماهها دیپلماسی فشرده در عرض چند روز از بین رفته است. مقامات پاکستانی به این نتیجه رسیدهاند که تا زمانی که هر دو طرف تصور کنند فشار نظامی میتواند دستاورد راهبردی داشته باشد، میانجیگری خارجی محکوم به شکست است.
گزارشها حاکی از آن است که پاکستان در حال مذاکره برای انعقاد یک توافقنامه دفاعی گسترده با کویت است. این اقدام که شامل استقرار احتمالی نیروهای نظامی میشود، ابعاد جدیدی به نقش منطقهای پاکستان میدهد و میتواند بر جایگاه آن به عنوان میانجیگر بیطرف نیز تأثیر بگذارد.
با این حال، تحلیلگران میگویند که پاکستان ابزارهای لازم برای اجرای توافقهایی که به میانجیگری آنها به دست آمده را در اختیار ندارد.
جواد حیراننیا، مدیر گروه مطالعات خلیجفارس در مرکز تحقیقات علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه در تهران، در این راستا به الجزیره گفته است که تفاهمنامه هرگز برای حل اختلافات اساسی در نظر گرفته نشده بود.
او گفت: «تفاهمنامه مسائل کلیدی و مهم را به مذاکرات آتی موکول کرد و صرفاً به عنوان ابزاری تاکتیکی برای توقف جنگ و بازگشایی تنگه هرمز برای کشتیرانی بینالمللی عمل کرد.»
به گفته او، ایران کنترل بر این آبراه را «یک دارایی استراتژیک؛ نه صرفاً یک اهرم فشار، بلکه یک ابزار بازدارنده» میداند و «به نظر میرسد برای حفظ این مزیت استراتژیک، پذیرای خطر جنگ باشد.»
او افزود که میانجیها ابزارهای لازم برای حل اختلاف را ندارند «مگر اینکه در نتیجه درگیریهای نظامی محدود، تغییری در موازنه قدرت بین ایران و ایالات متحده ایجاد شود» و به محاصره دریایی احتمالی آمریکا به عنوان یکی از معدود تحولاتی اشاره کرد که میتواند محاسبات استراتژیک را تغییر دهد.
دانیا ثافر، مدیر اجرایی مجمع بینالمللی خلیجفارس در دوحه، نیز به الجزیره گفت که با سختتر شدن مواضع دو طرف بر سر تنگه، حوزه مانور پاکستان محدودتر شده است.
او به الجزیره گفت: «پاکستان در موقعیتی قرار دارد که به شدت به هر دو طرف وابسته است، همانطور که همیشه بوده، اما در حال حاضر ایران مصمم به اعمال کنترل خود بر تنگه هرمز است.»
به گفته ثافر، تا زمانی که واشنگتن و تهران در «فاز تنشزایی» قرار دارند، پاکستان کار چندانی برای کاهش تنش نمیتواند انجام دهد.
او افزود: «هنگامی که آنها احساس کنند به نقطهای رسیدهاند که موازنه به نفع یک طرف یا طرف دیگر تغییر کند، شاید آنگاه به میز مذاکره بازگردند.».
اما قمر چیمه، رئیس مؤسسه صنوبر در اسلامآباد، این دیدگاه که پاکستان بدون ابزار واقعی عمل میکند را رد کرد.
او به اظهارات اخیر جی. دی. ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا اشاره کرد که در آن نقش فیلد مارشال عاصم منیر، رئیس ارتش پاکستان، را در این فرآیند ستود و آن را دلیلی بر این دانست که کانال نظامی-دیپلماتیک اسلامآباد در واشنگتن وزنی واقعی دارد.
به گفته چیمه، خود دسترسی، ابزار است.
چیمه به الجزیره گفت: «پاکستان از اعتماد برخوردار است و به همین دلیل است که هر دو طرف هر زمان که نیاز به رفع مانعی باشد، تلفن را برداشته و با رهبری پاکستان تماس میگیرند.»
به اعتقاد ناظران استراتژی فعلی اسلامآباد، حفظ چارچوب توافقهای قبلی و صبر تا زمانی است که هر دو طرف به این نتیجه برسند که دستیابی به پیروزی نظامی ممکن نیست و ناگزیر به بازگشت به میز مذاکره شوند. بنابراین، این یک پایان قطعی نیست، بلکه یک وقفه تاکتیکی ناشی از بنبست فعلی است.
الانم شنیدم مارو تهدید کردن که اگر به عربستان حمله کنید ماهم بشما حمله میکنیم بخاطر قراردادمان




