۱۰ مأموریت پیشنهادی به شورای امنیت انرژی

تابناک: تابستان امسال، میلیونها ایرانی در حال تجربه کردن خاموشی هستند؛ زمستان گذشته بسیاری از صنایع با کمبود گاز روبهرو شدند. دو بحران، دو فصل و یک ریشه مشترک؛ حکمرانی انرژی. این جمله شاید در کشوری که دومین ذخایر گاز و یکی از بزرگترین ذخایر نفت جهان را در اختیار دارد عجیب به نظر برسد اما تجربه دو دهه اخیر جهان نشان میدهد کشورها زمانی از بحرانهای مزمن انرژی عبور کردند که ساختار تصمیمگیری خود را اصلاح کردند، نه فقط زیرساختهای تولید را.
به گزارش سرویس انرژی تابناک، ژاپن پس از بحران فوکوشیما، کرهجنوبی در بازنگری سیاستهای انرژی، اتحادیه اروپا پس از جنگ اوکراین و حتی چین در مواجهه با جهش تقاضای برق، همگی یک نقطه مشترک داشتند؛ انرژی را از یک موضوع بخشی به یک موضوع حاکمیتی تبدیل کردند. ایران نیز اگر بخواهد در دهه آینده از چرخه تکرارشونده خاموشیهای تابستان، کمبود گاز زمستان، افت سرمایهگذاری، فرسودگی شبکه و ناترازی ساختاری خارج شود، پیش از هر چیز به یک مرکز فرماندهی واحد نیاز دارد؛ نهادی که مأموریت آن، اداره وزارتخانهها نباشد، بلکه طراحی آینده انرژی ایران باشد.
بیشتر بخوانید: تاج «هاب انرژی» بر سر کدام کشور است؟/ ایران انرژی دارد، اما قدرت انرژی نه!
پیش از این تابناک در گزارشی از نیاز فوری ایران به تشکیل «شورای عالی امنیت انرژی» نوشته بود که برای یکپارچه کردن فرماندهی در حوزه انرژی ضروری به نظر میرسد چراکه برای مدیریت و برقراری امنیت پایدار در حوزه انرژی باید دقیقاً چنین نهادی باشد؛ نهادی فرابخشی، دادهمحور، مستقل از تغییر دولتها و دارای اختیار قانونی برای هماهنگسازی سیاستهای انرژی کشور. اگر چنین شورایی تشکیل شود به باور نگارنده ضروری است که ۱۰ مأموریت پیشنهادی راهبردی را باید در دستور کار خود قرار دهد که در ادامه به آن پرداختهایم:
۱. تدوین سند امنیت انرژی ایران ۲۰۵۰
امروز تقریباً تمام اقتصادهای بزرگ جهان از اتحادیه اروپا تا ژاپن و کرهجنوبی دارای سناریوهای بلندمدت انرژی هستند. در مقابل بسیاری از تصمیمهای ایران همچنان با افقهای کوتاهمدت و واکنشی اتخاذ میشود. نخستین مأموریت شورا باید تدوین یک سند ملی باشد که بر پایه سناریوهای مختلف جهانی، مسیر نفت، گاز، برق، انرژیهای تجدیدپذیر، هیدروژن، هوش مصنوعی، خودروهای برقی، بازارهای صادراتی و تغییرات اقلیمی را تا سال ۲۰۵۰ ترسیم کند. بدون چنین نقشهای هر سرمایهگذاری بزرگ در معرض ریسک تصمیمهای مقطعی قرار خواهد داشت.
۲. پایان دادن به جزیرهای بودن حکمرانی انرژی
در ساختار فعلی، نفت، گاز، برق، آب، صنعت، حملونقل، محیطزیست و بودجه هر یک در جزیرهای جداگانه تصمیم میگیرند. در حالیکه در اقتصاد انرژی مدرن هیچ تصمیمی نباید بدون ارزیابی اثر آن بر سایر بخشها اتخاذ شود. شورای عالی امنیت انرژی باید مرجع نهایی هماهنگی میان وزارت نفت، نیرو، صمت، اقتصاد، راه و شهرسازی، سازمان برنامه، بانک مرکزی و سازمان حفاظت محیطزیست باشد.
۳. تبدیل مدیریت مصرف به یک صنعت ملی
در ایران هنوز مدیریت مصرف عمدتاً به معنای توصیه به صرفهجویی است. در جهان مدیریت مصرف به یک بازار اقتصادی تبدیل شده است. شورا باید بازار پاسخگویی بار (Demand Response)، تعرفههای هوشمند، کنتورهای دیجیتال، مشوقهای مالی و قراردادهای کاهش مصرف را به بخشی از اقتصاد انرژی کشور تبدیل کند. در بسیاری از کشورها، کاهش یک مگاوات مصرف در ساعات اوج، ارزشی معادل تولید همان میزان برق دارد.
۴. واقعیسازی تدریجی قیمتها همراه با حمایت هدفمند
هیچ تجربه موفقی در جهان وجود ندارد که اصلاح بهرهوری انرژی بدون اصلاح تدریجی نظام قیمتگذاری انجام شده باشد اما تجربه کشورهایی مانند اندونزی، مالزی و حتی مصر نشان میدهد حذف یارانه بدون حمایت از اقشار آسیبپذیر به شکست اجتماعی منجر میشود. شورا باید نقشهای طراحی کند که در آن قیمت انرژی بهتدریج به سمت هزینه واقعی حرکت کند اما منابع آزادشده مستقیم به خانوارهای کمدرآمد، صنایع بهرهور و پروژههای بهینهسازی بازگردد.
۵. ایجاد مرکز ملی دادههای انرژی
یکی از ضعفهای ساختاری حکمرانی انرژی در ایران پراکندگی دادههاست. تصمیمگیری بدون داده همانند هدایت کشتی در مه است. شورا باید سامانهای ایجاد کند که اطلاعات تولید، مصرف، شدت انرژی، راندمان نیروگاهها، تلفات شبکه، وضعیت خطوط انتقال، ذخایر سوخت، ظرفیت پالایش، صادرات، واردات و حتی پیشبینی تقاضا را بهصورت برخط در اختیار تصمیمگیران قرار دهد.
۶. تبدیل بهرهوری انرژی به شاخص ارزیابی مدیران
موفقیت مدیران انرژی در بسیاری از کشورها با میزان افزایش تولید سنجیده نمیشود بلکه با میزان کاهش شدت مصرف انرژی، کاهش تلفات و افزایش بهرهوری ارزیابی میشود. شورا باید شاخصهای ملی بهرهوری انرژی را تعریف و آنها را به یکی از معیارهای اصلی ارزیابی عملکرد دستگاههای اجرایی تبدیل کند.
۷. هدایت سرمایه به سمت زیرساختهای آینده
جهان امروز فقط در نفت و گاز سرمایهگذاری نمیکند؛ در شبکههای هوشمند، ذخیرهسازی، برقرسانی دیجیتال، سامانههای پیشبینی تقاضا و هوش مصنوعی نیز سرمایهگذاری میکند. شورا باید اولویت سرمایهگذاری کشور را بر اساس بازده اقتصادی و امنیت انرژی بازتعریف کند، نه بر اساس فشارهای کوتاهمدت.
۸. پیوند دانشگاه، صنعت و سیاستگذاری
سیاست انرژی در بسیاری از کشورها بدون مشارکت دانشگاهها، اندیشکدهها و مراکز پژوهشی تدوین نمیشود. شورای عالی امنیت انرژی باید شبکهای دائمی از دانشگاهها، پژوهشگاه صنعت نفت، پژوهشگاه نیرو، اندیشکدههای اقتصادی و بخش خصوصی ایجاد کند تا تصمیمهای ملی بر پایه شواهد علمی اتخاذ شوند، نه بر اساس ملاحظات مقطعی.
۹. رصد دائمی تحولات جهانی انرژی
بازار انرژی جهان با سرعتی بیسابقه در حال تغییر است؛ از گسترش هوش مصنوعی و مراکز داده تا هیدروژن سبز، باتریهای نسل جدید و بازارهای کربن. شورا باید یک واحد آیندهپژوهی ایجاد کند که بهصورت مستمر روندهای جهانی را رصد و اثر آنها بر اقتصاد انرژی ایران را تحلیل کند.
۱۰. تبدیل امنیت انرژی به بخشی از امنیت ملی
شاید مهمترین مأموریت شورا همین باشد. امنیت انرژی دیگر فقط به معنای جلوگیری از خاموشی یا تأمین سوخت نیست. امنیت انرژی یعنی توانایی یک کشور برای حفظ رشد اقتصادی، رقابتپذیری صنعتی، تابآوری زیرساختها، جذب سرمایه، حفظ بازارهای صادراتی و مقاومت در برابر شوکهای ژئوپلیتیکی. این همان تعریفی است که امروز آژانس بینالمللی انرژی، مجمع جهانی اقتصاد و بسیاری از دولتهای پیشرفته بر آن تأکید دارند.

ایران امروز با کمبود منابع انرژی روبهرو نیست؛ با چالش حکمرانی انرژی روبهرو است. تاریخ صنعت انرژی نشان میدهد کشورهایی که تنها بر افزایش تولید تکیه کردند دیر یا زود دوباره با بحران مواجه شدند اما کشورهایی که ساختار تصمیمگیری خود را اصلاح کردند توانستند حتی با منابع محدود، امنیت انرژی و رشد اقتصادی را همزمان تضمین کنند.
شاید بزرگترین پروژه ملی ایران در دهه آینده، نه توسعه یک میدان نفتی جدید، نه ساخت یک پالایشگاه و نه احداث یک نیروگاه دیگر باشد بلکه بازطراحی نظام حکمرانی انرژی باشد. اگر این بازطراحی با نگاهی علمی، فرابخشی و آیندهنگر انجام شود، «شورای عالی امنیت انرژی» میتواند به همان نهادی تبدیل شود که شورای عالی امنیت ملی برای سیاست خارجی و امنیت کشور هست؛ اتاق فرمانی که مأموریتش نه مدیریت بحرانهای فصلی بلکه حفاظت از آینده انرژی ایران در افق چند دهه آینده باشد.
شاید بزرگترین سرمایه ایران، نه آن چیزی باشد که در اعماق میدانهای نفت و گاز مدفون است بلکه توانایی ساخت نهادی باشد که بتواند این ثروت را با درایت، هماهنگی و آیندهنگری به امنیت، رفاه و توسعه پایدار تبدیل کند. تاریخ کشورها را همیشه میدانهای نفتی تغییر ندادهاند؛ گاهی یک نهاد، بیش از هزار میدان نفتی ارزش داشته است. شاید ثروت واقعی ایران نه زیر زمین بلکه در توانایی ساختن نهادی باشد که بتواند این ثروت را به آینده تبدیل کند.
هم اقتصاد و برنامه های خفن داشته باشند.
ضمنا جامعه ی جهانی ای که منظور عموم هست همون 10 12 کشور آمریکا و اسقاطیل و نوچه هاشونه
