صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر

سربلند در سوگ و وداع با رهبر شهید

جعفر هردانی
کد خبر: ۱۳۸۳۵۸۶
| |
144 بازدید

وای بر من و بر این دلِ پرخون که ناگهان آسمانش فرو ریخت، نه با رگبارِ باران که با سیلابِ اشک‌های گرمی که از چشمانِ پیر و جوان، از کوچه‌ها و خیابان‌ها، از هر دیار و هر خانه‌ای جاری شد و زمین را رنگین کرد به رنگِ خونِ پاکِ مردی که زیستنش عینِ سادگی بود و مردنش عینِ شکوه. امروز، اما نه امروز، این روز‌های سخت و بی‌نفس، من با قلمی لرزان و دلی که از فرطِ اندوه سنگین‌تر از کوه شده است، می‌نویسم تا گوشه‌ای از آنچه را که چشمانم دید و جانم چشید، بر روی کاغذ بیاورم؛ نه برای اینکه تسکین یابم که تسکینی در کار نیست، بلکه برای اینکه یادش را، یادِ آن بزرگمردِ تاریخ، در سطرهایم جاودانه کنم و به آیندگان بگویم که ما چگونه با خونی که از دلِ خود بخشیدیم، پیکرِ مطهرِ رهبرمان را بدرقه کردیم و با ناله‌های سوزان و فریاد‌های بلند، ثابت کردیم که هرگز نخواهیم گذاشت خونِ پاکش بر زمین بماند، بلکه از هر قطره‌اش، نهالی از بصیرت و استقامت خواهیم رویاند. بگذارید از همان ابتدا بگویم که حیرت‌انگیز بود، حیرت‌انگیزتر از هر آنچه که در تاریخِ این سرزمینِ کهن ثبت شده است، آن صف‌های به هم پیوسته و بی‌نهایت که از دل شب تا به آسمانِ روز کشیده شده بودند و مردمی که با پای پیاده، با پای برهنه، با چشمانی اشکبار و با سینه‌هایی که از غم، تنگ‌تر از آن بود که نفس بکشند، آمدند تا به قول معروف سنگ تمام بگذارند؛ سنگ تمام برای مردی که در زندگی، کوچک‌ترین تکلفی را به خود راه نداد و در مرگ، چنان عظمتی آفرید که گویی تمامِ قرن‌ها برای دیدنِ این لحظه گرد هم آمده بودند. پیرمردانی که عصا به دست داشتند و با زانو‌هایی که از رنجِ سالیان می‌لرزید، اما محکم‌تر از همیشه ایستادند و جوانانی که با شور و شوقی وصف‌ناپذیر، با مشت‌های گره کرده و با فریاد‌های «لبیک یا خامنه‌ای»، نشان دادند که این راه، راهِ عاشوراییان است.

 این وداع، وداعی شبیه به وداع با سالارِ شهیدان است؛ چرا که این شهیدِ بزرگوار، ساده زیستن را نه فقط در گفتار که در تمامِ شئونِ زندگی‌اش به کار بست و به فرزندانش نیز سفارش کرد که زندگی‌شان بی‌آلایش و فارغ از هر گونه تجمل و دنیازدگی باشد و همین سادگی و زهد، آنچنان قدرتِ روحی به او بخشیده بود که در برابرِ بزرگترین قدرت‌های جهانی، چون کوهی استوار بایستد و هرگز لحظه‌ای از حق‌گویی و ظلم‌ستیزی دست برندارد؛ آری، کسی که دنیا در نظرگاهش، چون پشه‌ای ناچیز بود، هرگز از تهدیدِ مستکبران به هراس نمی‌افتاد و آنکه دل به زر و زور نبسته بود، هرگز شرافتِ الهیِ خود را با ذلتِ مماشات با دشمنانِ خدا عوض نمی‌کرد، و این بود که مظلومانه زیست و مظلومانه از دنیا رفت، اما نه با ذلت که با عزتی که فرشتگان را به حیرت واداشت.‌ای روحِ بزرگِ شهید که اکنون در اعلی‌علیین، در کنار اجداد طاهرینت جای داری، می‌دانم که این روز‌ها و این لحظات، برای ما که بر جای ماندیم، سخت‌ترین و تلخ‌ترین ساعاتِ عمرمان است، چرا که تو نه فقط یک رهبر، که پدری مهربان و مرادی روشنگر بودی و رفتنت، خلأیی ایجاد کرد که هیچ چیزی نمی‌تواند آن را پر کند، اما ما با دلی پر از درد و چشمانی که هنوز از اشک‌تر است، تو را بدرقه می‌کنیم، نه با ناله‌های بی‌حاصل، بلکه با فریاد‌های استقامت و با عهدی که در دلِ هر یک از ما نقش بسته است که تا آخرین قطره‌ی خونمان، پایِ این راه و این آرمان ایستاده‌ایم و هرگز دست از حمایتِ رهبری که اکنون پرچم را از تو به ارث برده است، بر نخواهیم داشت. رفتی و زنده‌تر شدی، چرا که راهِ تو، راهِ انبیاست و خونِ تو، چراغِ راهِ ما خواهد بود و ایرانِ عزیز، تمامِ ایران، گویی یک تن شده و با قلبی واحد، خونخواهِ توست و این خونخواهی، نه با کینه‌ای کور، که با بصیرتی عمیق و با اراده‌ای پولادین ادامه خواهد یافت.

در میانِ آن موجِ عظیمِ انسانی، من دیدم که چگونه مادرانی که سال‌ها پیش، فرزندانِ رشیدِ خود را در جبهه‌های جنگِ تحمیلی و در جنگ رمضان تقدیمِ این خاک کرده بودند، با چهره‌های چروکیده و چشمانی که بار‌ها برای فرزندانشان گریسته بوند، اکنون با همان دستانِ لرزان، پیکرِ پاکِ امامِ شهید را بدرقه می‌کردند و اشک‌هایشان، نه فقط برای فرزندانِ از دست رفته‌شان، بلکه برای این پدرِ و امام و ولی از دست رفته بود و دیدم که مردانی که در دورانِ حیاتش، شاید به خاطرِ شبهاتی که دشمنان در دلشان انداخته بودند، با او زاویه داشتند و حتی به گوششان رسانده بودند که او و خانواده‌اش در پناهگاه‌های مجلل و در کشورِ روسیه به آسایش زندگی می‌کنند، امروز با چشمانی پر از حسرت و دلی پر از پشیمانی، خود را به جمعیت می‌رساندند و با صدایِ بلند و اشکبار فریاد می‌زدند: «آقا جان، ما را ببخش، ما اشتباه کردیم، ما فریبِ دروغ‌گویان را خوردیم»؛ چرا که وقتی چشم‌هایشان را باز کردند و دیدند که این امامِ بزرگوار، نه در پناهگاه که در خانه‌ای ساده و در دفترِ کارِ کوچکش، مظلومانه به شهادت رسید و همراه با او، نوه‌ی ۱۴ ماهه‌اش، آن فرشته‌ی کوچکِ به نامِ زهرا، و نیز دخترِ گرامیش، عروسِ وفادارش و دامادِ رشیدش، همه و همه در کنارِ هم، در خونِ خود غلتیدند.


آنگاه بود که حقیقت برایشان آشکار شد و فهمیدند که او فقط یک رهبرِ ملی نبود، او امامِ امتِ مظلومِ جهان بود، او صدایِ بی‌صدایان بود، او پناهِ بی‌پناهان بود و او با شهادتش، درسی بزرگ به همه‌ی تاریخ داد که قدرتِ حقیقی، نه در پناهگاه‌ها، که در دلِ مردم و در اتکا به خداست؛ و امروز، قمِ مقدس، آن شهرِ علم و ایمان، با حضورِ میلیونیِ عاشقانی، لبریز از شور و شعور بود و حرمِ مطهرِ حضرتِ معصومه (س) و مسجدِ مقدسِ جمکران، مملو از میلیون‌ها جمعیتی بود که با ناله‌هایِ جانسوز، شب و روز را به هم دوخته بودند و تشییعی به عظمتِ خودِ تاریخ برپا کردند که گویی تمامِ ملت، یک خانواده‌ی سوگوار شده بودند و هر گوشه‌ای از این شهرِ مقدس، یادآورِ عشقِ بی‌نهایتِ مردم به این شهیدِ والامقام بود. اما این پایانِ ماجرا نبود، چرا که خبرِ شهادتِ او، چون آذرخشی بر قلبِ تمامِ آزادگانِ جهان نشست و مردمِ مظلوم و مقاومِ عراق، که خود سال‌هاست زیرِ بارِ ظلم و ستم‌اند، با دلی پر از همدردی، آماده‌ی برگزاریِ تشییعی با شکوه در نجفِ اشرف و کربلایِ معلی شدند تا در کنارِ مرقدِ مطهرِ مولایِ متقیان و سیدالشهدا (ع)، برای این امامِ شهید، عزاداری کنند و بگویند که خونِ او، با خونِ حسین (ع) پیوند خورده است و این پیوند، تا ابد پابرجاست؛ و من در میانِ این جمعیتِ عظیم، صحنه‌هایی را دیدم که تا پایانِ عمر، از یادم نخواهد رفت و هر بار که به یادشان می‌افتم، اشک از چشمانم جاری می‌شود و دلم می‌سوزد؛ پیرزنی را دیدم که توانِ راه رفتن نداشت، اما چنان عشق و شوری در دلش بود که خود را روی زمین می‌کشید و حاضر نبود کسی او را کول کند یا روی ویلچر بنشاند، چرا که معتقد بود این آخرین وداع است و باید با تمامِ وجودش، حتی با پوست و گوشتِ خسته‌اش، در این مسیر حاضر باشد و با اشک و با سرِ برهنه و با ناله‌هایِ سوزان، پیش می‌رفت و من از دیدنِ این صحنه، چنان منقلب شدم که گویی تمامِ هستی‌ام در آن لحظه، گریه می‌کرد. 

جانبازانی را دیدم که با کپسولِ اکسیژن و با بدن‌هایِ مجروح و خسته از جنگ، اما با روحی سرشار از ایمان، خود را به صفِ تشییع رسانده بودند و نفس‌هایِ کوتاه و شماره‌شده‌شان، گواهی می‌داد که برایشان لحظه‌ی وداع با این امام، از هر نفسِ زندگی، ارزشمندتر است، پیرمردان و پیرزنانی را دیدم که قدشان از رنجِ روزگار خمیده شده بود و عصا به دست، با گام‌هایِ لرزان و، اما با چشمانی مصمم، در میانِ جمعیت راه می‌گشودند و گویی که هر قدمشان، روایتی از عشق و وفاداری بود، کودکانی را دیدم که شاید هنوز معنایِ جنگ و انقلاب و شهادت را درک نمی‌کردند، اما چنان برایِ امامِ شهید اشک می‌ریختند و ناله می‌زدند که باورکردنی نبود و وقتی از یکی از آنها پرسیدم: «چرا گریه می‌کنی؟»، با چشمانی خیس و صدایی که می‌لرزید، گفت: «آخه پدرم را از دست داده‌ام،‌ای کاش من می‌مُردم، آقا را خیلی دوست داشتم» و این پاسخِ کودکانه، نشان داد که عشق به این مردِ بزرگ، چقدر عمیق و ریشه‌دار است که حتی در دلِ کودکانِ معصوم نیز جای گرفته است.

او چه کسی بود که در دلِ همه‌ی قشر‌ها، از کودکِ خردسال تا پیرِ فرتوت، از کشاورزِ ساده تا دانشگاهیِ برجسته، از فقیرِ گرسنه تا توانگرِ متمکن، جایی چنین رفیع و والا داشت و حتی یک خبرنگار و فعالِ سیاسیِ آمریکایی که با پیش‌فرضیِ غلط به ایران آمده بود تا گزارش خبری تهیه نماید، چنان تحتِ تأثیرِ عظمتِ این مرد و عشقِ مردم به او قرار گرفته بود که نه تنها باورهایش را کنار گذاشت، بلکه شروع به شعار دادن علیهِ کشورِ خودش و مسئولانِ ظالمش کرد و با چشمانی پر از اشک، میانِ جمعیت، نذری پخش می‌نمود و با صدایِ بلند می‌گفت: «من امروز فهمیدم که چه مردِ بزرگی را از دست دادید» و این یعنی که شخصیتِ او، از مرزهایِ جغرافیا و سیاست عبور کرده بود و به یک اسطوره‌ی جهانی تبدیل شده بود؛ و در سراسرِ دنیا، جایی که مردمِ آزاده نمی‌توانستند برای شرکت در تشییعِ جنازه به ایران بیایند، در کشورهایِ خودشان تجمعات و مراسماتی با شکوه و احساسی برگزار کردند و دلِ خود را با این کار، تسلیت بخشیدند و نشان دادند که این امام، تنها متعلق به ایران نبود، بلکه میراثی برای تمامِ مسلمانان و مستضعفانِ جهان بود. او بر دل‌ها حکومت کرد، نه با زورِ شمشیر، که با نرمیِ محبت و صفایِ باطن و با رفتنش، پایه‌هایِ انقلاب را چنان محکم کرد که هیچ طوفانی نمی‌تواند آن را سست کند و با بودن و شهید شدنش، روحیه‌ی استقامت و پایداری را در جبهه‌هایِ مقاومت در سراسرِ جهان، چنان تقویت نمود که دشمنانِ اسلام، این روز‌ها بیش از هر زمانِ دیگری، از آینده‌ی این نهضت هراسانند، او کی بود که خستگی را خسته کرده بود و تا آخرین لحظه، با لبخندی بر لب و با دلی سرشار از امید، در مسیرِ حق گام برداشت و هرگز از آرمان‌هایش دست نکشید.

 آری او کسی بود که حتی با شهادتش، مردمی را جذبِ انقلاب کرد که هیچ مداح و سخنرانی و هیچ منبری نتوانسته بود آنها را به این راه بکشاند و این بزرگترین معجزه‌ی او بود که مرگش، حیات‌بخش‌تر از زندگیِ بسیاری بود و اشک‌هایی که در این روز‌ها جاری شد، نه اشکِ ضعف و ناتوانی، که اشکِ عشق، بصیرت و تجدیدِ بیعت بود؛ اشک‌هایی که از دلِ پشیمانیِ برخی برخاست و از عمقِ ایمانِ برخی دیگر، و همه در کنار هم، تصویری بی‌نظیر از یک ملتِ زنده، بیدار و وفادار آفریدند؛ و اینک که غبارِ این روزهایِ سخت تا حدودی فرو نشسته است، من با چشمی اشکبار و قلبی سرشار از امید، می‌بینم که در چند روزِ آینده، این پیکرِ مطهر، در کنارِ مضجعِ نورانیِ امامِ رئوف، حضرتِ علی‌بن‌موسی‌الرضا (ع) که خود در غربت و مظلومیت زیست و در غربت به شهادت رسید، آرام خواهد گرفت و در جوارِ آن امامِ غریب، این امامِ شهیدِ ما نیز غریبانه، اما عزتمندانه، به خاک سپرده خواهد شد و این پیوندِ دو امامِ غریب، پیامی بزرگ برای تاریخ دارد که غربتِ اولیایِ خدا، پایانِ راهِ ایشان نیست، بلکه سرآغازِ فتحِ قله‌هایی است که پیشتر، هیچکس نتوانسته بود به آنها دست یابد. پس‌ای شهیدِ والامقام، تو سعادتمندانه زیستی که هر گامت در مسیرِ رضایتِ خدا بود، شکوهمندانه درگذشتی که مرگت، عزتی جاودان برای این امت آفرید و مظلومانه به شهادت رسیدی که خونِ پاکت، نهالِ عدالت را در این سرزمین آبیاری کرد و ما نیز با تمامِ هستی‌مان، این راه را ادامه خواهیم داد و به امیدِ خدا، با رهبریِ فرزانه‌ی امام سید مجتبی خامنه‌ای که اکنون پرچم را به دوش دارد، به زودی شاهدِ فتحِ آن قله‌ی موعود خواهیم بود که وعده‌اش را خودت دادی و ندایِ حقت، تا همیشه در گوشِ تاریخ و در دلِ آزادگانِ جهان، طنین‌انداز خواهد بود و این دلنوشته، تنها قطره‌ای از دریایِ بیکرانِ عشق و ارادتی است که در این روزهایِ سخت، جاری شد و جاری خواهد ماند.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
اشتراک گذاری
برچسب ها
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
آخرین اخبار