شهیدبهشتی فقیهی انقلابی و فرزانه ای زمان آگاه

بدون هیچ مقدمه و توضیح، آشنائی با نظریات ان شهید مظلوم خود، نشان دهنده این است که چه گنجینه بی نظیری در اوایل پیروزی انقلاب توسط جریان نفاق ازجمع یاران امام حذف شد واگر حضور داشت بی شک شرایط امروز ما متفاوت بود جسم او نیست ولی روحش حاضر است و نظریاتش چراغ روشنی است برای حوزه و دانشگاه در پیمودن راه باقی مانده و تحقق نظام و جامعه اسلامی، جامعه هدفی که بهشتی عزیز در آن تحقق عدالت اجتماعی را میدید ودر سالهای اولیه پیروزی انقلاب موانع و آسیبها را هشدار میداد ودل نگران جریانهای نفوذ وبیگانه بود در بزرگی بهشتی شهید همین جمله امام خمینی ره بس که فرمود "بهشتی یک فرد نبود، یک امت بود":
۱-درنامهای به امام خمینی ره نوشت:دوگانگی موجود میان مدیران کشور بیش از آن که جنبه شخصی داشته باشد، به اختلاف دو بینش مربوط میشود. یک بینش معتقد و ملتزم به فقاهت و اجتهاد، اجتهادی که در عین زنده و پویا بودن باید سخت ملتزم به وحی و تعبد در برابر کتاب و سنت باشد؛ بینش دیگر در پی اندیشهها و برداشتهای بینابین، که نه به کلی از وحی بریده است و نه آن چنان که باید و شاید در برابر آن متعبد و پایبند، و گفتهها و نوشتهها و کردهها بر این موضع بینابین گواه است.
بینش اول در برابر بیگانگان و هجوم تبلیغاتی و سیاسی و اقتصادی و نظامی آنها سخت به توکل بر خدا و اعتماد به نفس و تکیه بر توان امت اسلامی و پرهیز از گرفتار شدن در دام داوریها یا دلسوزی بیگانگان معتقد و ملتزم؛ بینش دیگر هر چند دلش همین را میخواهد و زبانش همین را میگوید و قلمش همین را مینویسد، اما چون همه مختصات لازم برای پیمودن این راه دشوار را ندارد، در عمل لرزان و لغزان.
بینش اول به نظام و شیوهای برای زندگی امت ما معتقد است که در عین گشودن راه به سوی همه نوع پیشرفتها و ترقی، مانع حل شدن مسلمانها در دستاوردهای شرق یا غرب باشد و آنان را به فرهنگ و نظام ارزش اصیل و مستقل اسلام استوار دارد؛ بینش دیگر با حفظ نام اسلام و بخشی از ارزشهای آن، جامعه را به راهی میکشاند که خود به خود درها را به رویارزشهای بیگانه از اسلام و بلکه ضد اسلام میگشاید.
بینش اول روی شرایطی در گزینش مسئولان تکیه میکند که جامعه را به سوی امامت متقین و گسترش این امامت بر همه سطوح راه میبرد بینش دیگر، بیشتر روی شرایطی تکیه میکند که خود به خود راه را برای نفوذ بیمبالاتها یا کم مبالاتها در همه سطوح مدیریت امت اسلامی و حاکم شدن آنها بر سرنوشت انقلاب هموار میسازد...».
۲-شخصی ازایشان سوال میکند:درمطالعه مسائل اقتصادی اسلام آیا نبایدآخرین نتایج اقتصادی موجود نظیرمارکسیسم مطالعه شود؟ میفرماید: بدون شک هرقدرمطالعات ما درزمینه مسائل گوناگون وآگاهی مابرآراء وعقاید گوناگون درتمام زمینههای عقیدتی وعملی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و فلسفی بیشتر باشد و با این آگاهی بیشتر به ماخذ اسلامی و کتاب و سنت مراجعه کنیم برداشتهای روشنتر وجاافتاده تروکاملتری از اسلام خواهیم داشت، اما به یک شرط و آن اینکه نخواهیم اسلام را بر هیچ چیزی تطبیق کنیم، به شرط اینکه اسلام را بخاطر جور شدن با هیچ چیز نخواهیم دستکاری کنیم، به شرط اینکه آیات قران را تفسیر به رای نکنیم و...
۳-.. آنچه در قانون اساسی آمده به اعتبار اعمال ولایت است. تشخیص تنظیم کنندگان قانون اساسی این بوده است که در این مقطع زمانی در ایران اگر بصورت کلی گفته یشود که بیمه دولتی باشد به سودجامعه خواهدبود. این تشخیص انان بوده است اگر روزی معلوم شود که در تشخیص شان اشتباه کردهاند طبیعی است که باید در این امر تجدید نظر کنیم.
۴-آنان که اموال حلال وحرام جمع کردهاند مالیات گرفتن ازآنان، ولو تصاعدی چارهای نمیکند. باید کل آنچه دارد از آنها گرفته شود.
۵-ثروتهای انباشته ازحرام باید با اجرای اصل ۴۹ قانون اساسی ونیزثروتهای بزرگ حلال را بامالیاتهای تصاعدی بر اموال حلال برای نیازهای ضروری جامعه اسلامی وبرنامههای لازم حل گردد.
۵-انسان فطرتش نه تاریک تاریک است و نه روشن روشن، آن وقتی که بوجودمی آید موجودی است درسپیده دم هستی، تاریک –روشن. ودر این سپیده دم انتخاب او تعیین کننده است تاریکی و روشنی هردو ساخته خودش و نتیجه انتخاب خودش است، نگاه اسلام به انسان نه بدبینانه است و نه خوشبینانه بلکه واقع بینانه است.
-اسلام زیباست و هنر برای بیان زیبایی. چرا دشمنان خدا از این حربه استفاده میکنندولی دوستان خدا برای ارائه مفاهیم اسلامی از زبان هنر استفاده نمیکنند؟
-هیچ زیربنای اجتماعی ازآن زیربنای شوم خطرناکترنیست که انسانی یا انسانهایی بتوانند هر چه میخواهند بکنند بی آنکه بشود بر آنها خرده گرفت و بی آنکه بشود از آنها بازخواست کرد.
-یک ملت زنده حتی یک لحظه هم در دفاع از خودش و تلاش برای به زانو در آوردن دشمن نباید درنگ کند. پاسخ قطعی به مسایل روز، یکی دیگر از عوامل موفقیت نهضت است. رسول اکرم از اول تا آخرنهضت، همیشه به سوالات، جواب قطعی، قانع کننده و روشن میداد و این جزو عوامل موفقیت نهضت اسلام است
- ما در زیر بار سختیها و مشکلات و دشواریها قد خم نمیکنیم، ما راست قامتان جاودانه تاریخ خواهیم ماند، تنها موقعی سرپا نیستیم که کشته شویم و یا زخم بخوریم و بر خاک بیفتیم و الا هیچ قدرتی پشت ما را نمیتواند خم کند.
-اگر در جامعهای حزب و تشکیلات رسمی نباشد، گروهها پیدا نمیشود؟ دوروبر هرآقایی، دوروبر هر شخصیتی و دوروبر هر صاحب نفوذی، پنجاه نفر جمع میشوند و تبدیل به باندهای قدرت میشوند. بهجایاینکه در مملکت احزاب و سازمانهای متشکل باشند، باندهای خطرناک فاقد تشکل و مسئولیت وانضباط تشکیلاتی وحدت راچندین درجه بدتر به خطر خواهند انداخت.
-ما به یک تشکیلات نیرومند خلاقِ هماهنگِ منسجم نیازمند هستیم که در آن استعدادها یکدیگر را بیابند؛ محل تلاقی استعدادها، محل شناسایی متقابل استعدادها باشد و در آنجا استعدادها زمینهٔ شکوفایی پیدا کنند و محیطی مناسب برای همکاریِ هماهنگ پیدا کنند.
-در زمینه حق گذشت نکنید، چون این فقط خیانت به یک مورد معین نیست این کمکی است به ضعیف شدن روح حقیقت جوئی وحق پرستی درجامعه وتاریک میکند جامعه را و نمیگذارد چهره حق درخشندگی وگیرائی وجذابیت خود را داشته باشد.
-مابرای اینکه جمهوری اسلامی جمهوری اسلامی بماند باید"اجتهادانقلابی"داشته باشیم، یعنی اجتهادی که محافظه کارانه نباشد، اجتهادی که درهمه مسائل باهمه نهادها با روحیه انقلابی برخورد کند.
-مااینطور فکرمیکنیم و معتقدیم که اسلام از روز اول یک انقلاب بود و باید همچنان بعنوان یک آئین انقلابی تا ابد بماند.
-احکام ودستورات حکومت، همچون احکام خداوقوانین واجب الاطاعه است، ولی ابدیت نداردوجعل وفتح آن هر دو بدست حکومت است.
-جهان وانسان بر پایه عدل واعتدال وهماهنگی آفریده شده است وقانون تکوینی خداوند قانون عدل است و انسان درجهان مسئول اقامه عدل است وباید درپرتوقران وب یانات الهی قسط را به پادارد بنابراین درجامعه اسلامی هیچ چیزی که ضد عدل باشد نباید وجود داشته باشد.
-تا زندهام تحمل نخواهم کرد نظامی را که در آن انسانهای بسیار کم درآمد درکنارانسانهای پردرآمد زندگی کنند. من این را تحمل نخواهم کرد، اسلام هم این را نمیپسندد. والسلام



