نیروهای مسلح آلمان در آستانه بزرگترین تحول از دوران جنگ سرد
آلمان در مسیر تبدیل شدن به قدرت اول نظامی اروپا
بیش از هشت دهه پس از پایان جنگ جهانی دوم و سه دهه پس از فروپاشی دیوار برلین، آلمان بار دیگر در حال بازتعریف جایگاه نظامی خود در اروپا است؛ اما اینبار نه با منطق توسعهطلبی قرن بیستم، بلکه با روایت بازدارندگی، فناوری و آمادگی برای رقابتهای امنیتی قرن بیستویکم.
کد خبر: ۱۳۸۱۸۳۵
| | 942 بازدید

به گزارش تابناک، کشوری که سالها از «منافع صلح» پس از جنگ سرد بهره برد و بخش بزرگی از منابع خود را از حوزه دفاعی به اقتصاد و رفاه منتقل کرد، امروز در میانه بزرگترین برنامه نوسازی نظامی خود از زمان پایان جنگ سرد قرار گرفته است. افزایش کمسابقه بودجه دفاعی، توسعه تسلیحات دوربرد، استقرار نیروهای دائمی در شرق اروپا، ورود گسترده سامانههای بدون سرنشین و بازتعریف ساختار فرماندهی، تنها بخشی از تحولاتی است که چهره ارتش آلمان را دگرگون کردهاند.
در این میان، اعلام اولویتهای جدید نوسازی از سوی فرماندهان ارتش آلمان نشان میدهد برلین دیگر تنها به دنبال نوسازی تجهیزات نیست؛ بلکه در حال بازنویسی دکترین نظامی خود است.
چهار سال پیش، وقتی صدراعظم آلمان در برابر پارلمان ایستاد و گفت «دنیا دیگر همان دنیای قبل نیست»، بسیاری فکر کردند این هم یکی از همان سخنرانیهای معمول سیاستمداران است. اما اینبار واقعی بود.
امروز آلمان در میانه بزرگترین بازسازی نظامیاش از زمان جنگ سرد است؛ بودجه دفاعی از ۳۵ میلیارد یورو در سال ۲۰۱۶ به بیش از ۱۰۸ میلیارد یورو در ۲۰۲۶ رسیده، موشکهای کروز نسل جدید در خط تولید قرار گرفتهاند، اولین تیپ زرهی دائمی آلمان از زمان هیتلر در خاک کشور دیگری مستقر شده، و فرمانده جدید ارتش زمینی با زبانی صریح از گذار به جنگ دادهمحور و ضرورت «آمادگی فوری رزمی» سخن میگوید؛ مفهومی که بر توان واکنش و استقرار بدون فرصت آمادهسازی طولانی تأکید دارد.»
برلین دیگر تنها به دنبال نوسازی تجهیزات نیست؛ بلکه در حال بازنویسی دکترین نظامی خود است.
از «منافع صلح» تا ورشکستگی دفاعی
برای درک آنچه اکنون در حال وقوع است، باید سه دهه به عقب برگشت.
وقتی دیوار برلین فروریخت و اتحاد شوروی از هم پاشید، آلمان — مثل بیشتر کشورهای غربی — تصمیم گرفت از فرصت استفاده کند. دیگر دشمنی وجود نداشت. بودجه دفاعی میتوانست صرف آموزش، رفاه، و بازسازی اقتصادی شود. این «عایدی صلح» (Peace Dividend) که اقتصاددانان از آن صحبت میکردند، در واقعیت به معنای قطع بودجه نظامی بود.
از ۱۹۸۹ تا ۲۰۲۲، آلمان در مجموع ۶۱۸ میلیارد یورو کمتر از سطح مناسب به دفاع اختصاص داد. نتیجه؟ در اوج این بحران، تنها ۹ فروند از ۱۲۸ جنگنده اویلوفایتر آلمانی آماده پرواز بود. تانکها خاک میخوردند. مهمات کم بود. پادگانها فرسوده بودند.
در سال ۲۰۱۱، آلمان خدمت وظیفه اجباری را که از ۱۹۵۶ ادامه داشت بهطور رسمی تعلیق کرد. به این دلیل که «دیگر تهدید فوری وجود ندارد.» این تصمیم پیامدهای بلندمدتی داشت که تا همین امروز دامنگیر ارتش آلمان است.
در سال ۲۰۱۴، ناتو از همه اعضا خواست که حداقل ۲٪ از تولید ناخالص داخلیشان را صرف دفاع کنند. آلمان ده سال طول کشید تا به این هدف برسد — و برای اولین بار در سال ۲۰۲۴ به آن رسید.

روز سرنوشت: فوریه ۲۰۲۲
۲۴ فوریه ۲۰۲۲. روسیه به اوکراین حمله کرد.
سه روز بعد، صدراعظم اولاف شولتس در برابر بوندستاگ ایستاد و عبارتی گفت که حالا در تاریخ آلمان ماندگار شده: زایتنوِنده (Zeitenwende) — نقطه عطف دوران.
شولتس اعلام کرد که آلمان یک صندوق ویژه ۱۰۰ میلیارد یورویی برای نوسازی نظامی ایجاد میکند. این رقم در آن لحظه گیجکننده بود — آلمانی که سالها بر سر ۵ میلیارد اضافی چانهزنی میکرد، ناگهان ۱۰۰ میلیارد روی میز گذاشته بود.
اما آنچه در سالهای بعد اتفاق افتاد از این هم فراتر رفت. آلمان قانون اساسیاش را تغییر داد تا «ترمز بدهی» (Schuldenbremse) — یکی از مقدسترین اصول اقتصادی آلمانیها — را در حوزه دفاع تعلیق کند. صدراعظم بعدی، فریدریش مرتس، هدفی تعیین کرد که چند سال پیش در آلمان غیرقابل تصور بود: «قویترین ارتش متعارف اروپا.»

اولاف شولتز، صدراعظم آلمان، در بازدید از مرکز آموزش ارتش بوندسوهر در اوستنهولز، در نزدیکی هودنهاگ، آلمان، در کنار یک تانک اصلی جنگی لئوپارد 2 ارتش آلمان ایستاده و با سربازان صحبت میکند. شولتز پس از حمله نظامی روسیه به اوکراین، قول داده است که نیروهای مسلح آلمان را با بودجه ویژه 100 میلیارد یورویی مدرنیزه کند.
(عکس از دیوید هکر/گتی)
اعداد: وقتی پول واقعی جاری میشود
برای فهمیدن بزرگی این تحول، نگاهی به اعداد کافی است:
|
سال |
بودجه دفاعی |
|
۲۰۱۶ |
۳۵.۱ میلیارد یورو |
|
۲۰۲۲ |
۵۱.۲ میلیارد یورو |
|
۲۰۲۴ |
~۶۹ میلیارد یورو |
|
۲۰۲۵ |
۸۶ میلیارد یورو (رتبه چهارم جهان) |
|
۲۰۲۶ |
۱۰۸.۲ میلیارد یورو (رکورد تاریخی) |
|
هدف ۲۰۲۹ |
~۱۵۲ میلیارد یورو |
پشت این اعداد، یک برنامه ۳۵۰ میلیارد یورویی تا سال ۲۰۴۱ وجود دارد که بزرگترین سرمایهگذاری نظامی آلمان از دوران جنگ سرد است. توزیع آن گویاست: ۷۰ میلیارد برای مهمات، ۵۲ میلیارد برای تجهیزات زمینی، ۳۶ میلیارد برای ناوگان دریایی، ۳۴ میلیارد برای هواپیما و موشک.
خرید تسلیحات نسل جدید
موشکهایی که ماهیت جنگ را عوض میکنند
در ژانویه ۲۰۲۶ مهمترین خبر در حوزه تسلیحاتی آلمان این بود: قرارداد تولید سریالی تاروس NEO امضا شد.
تاروس موشکی است که آلمان سالهاست در اختیار دارد — یک موشک کروز دوربرد با برد بیش از ۵۰۰ کیلومتر و توانایی نفوذ به اهداف سختشده. آلمان حدود ۶۰۰ فروند از نسخه قدیمی دارد. اما تاروس NEO نسل بعدی است: دقیقتر، هوشمندتر، با قابلیت پرتاب از هواپیما، سکوی زمینی و احتمالاً کشتی. این موشک آلمان را صاحب یک «بازدارنده متعارف دوربرد» میکند — توانایی ضربه به اهداف عمیق بدون نیاز به سلاح هستهای.
در کنار تاروس، سیستم IRIS-T SLM ستاره دیگر تسلیحات آلمانی است. این سامانه پدافند هوایی میانبرد در اوکراین اثبات کرده که میتواند موشکهای کروز، پهپادها و راکتها را رهگیری کند. آلمان برنامه دارد ۵۰ سامانه از این نوع تهیه کند — و تولید موشکش را از ۱،۰۰۰ به بیش از ۳،۰۰۰ فروند در سال افزایش دهد.
جنگندههایی که تاریخ میسازند
در آسمان، آلمان دو تصمیم بزرگ گرفته است.
اول: خرید ۳۵ فروند اف-۳۵ A از آمریکا. این هواپیماها جایگزین تورنادوهای قدیمی در مأموریت حمل بمبهای هستهای ناتو میشوند — به این مأموریت «اشتراک هستهای» (Nuclear Sharing) میگویند. اولین خلبانان آلمانی در ۲۰۲۶ برای آموزش به آمریکا اعزام میشوند و از ۲۰۲۷ اف-۳۵ها در پایگاه بوخل مستقر خواهند بود.
دوم: همراه با فرانسه و اسپانیا، آلمان در حال توسعه FCAS (سیستم هوایی رزمی آینده) است — یک جنگنده نسل ششم که با پهپادهای همراه («بال وفادار») در میدان نبرد عمل میکند. هدف: آزمایش اولیه تا ۲۰۲۹.
از دریا تا زمین
در دریا، آلمان در حال دریافت یک ناوگان کاملاً نو است. فریگاتهای F۱۲۶ با جابجایی بیش از ۱۰،۰۰۰ تن — که عملاً ناوشکن هستند، اما آلمان به دلایل سیاسی آنها را «فریگات» مینامد — از ۲۰۲۸ تحویل داده میشوند. یک برنامه ۸۵ میلیارد دلاری هم برای نسل بعدی به نام F۱۲۷ در حال شکل گرفتن است.
در زمین، لئوپارد ۲ A۸ با ۱۲۳ دستگاه سفارش جدید، خودروی پیادهنظام پوما، و خودروی چندمنظوره باکسر (با سفارش ۵،۰۰۰ دستگاه) ستون فقرات نیروی زمینی را تشکیل میدهند.
در اکتبر ۲۰۲۵، ژنرال دکتر کریستیان فرویدینگ فرمانده ارتش زمینی آلمان شد. او را نسل جدید فرماندهان آلمانی میدانند — کسانی که تجربه اوکراین را جدی گرفتهاند و با زبان صریحتری از آینده صحبت میکنند.
فرویدینگ میدان نبرد آینده را «شیشهای» توصیف میکند: جایی که هر چیزی دیده میشود، هیچ پنهان کاری دائمی نیست، و کسی که سریعتر ببیند و سریعتر تصمیم بگیرد، میبرد. از دید او «داده» مهمات جدید است.
پنج اولویت استراتژیک فرویدینگ:
۱. حمله عمیق: توانایی ضربه به اهداف صدها کیلومتر دورتر — تاروس NEO محور این حوزه است.
۲. پدافند ضد پهپاد: اوکراین نشان داد که پهپادهای ارزانقیمت میتوانند تجهیزات چندمیلیوندلاری را نابود کنند. آلمان میخواهد در این حوزه شکافهایش را پر کند.
۳. جنگ الکترومغناطیسی: تسلط بر طیف رادیویی — کور کردن رادارهای دشمن، قطع ارتباطاتش، گمراه کردن پهپادهایش.
۴. سامانههای بدون سرنشین: پهپادها و رباتها نه بهعنوان ابزار کمکی، بلکه بهعنوان بخش اصلی نیروی رزمی.
۵. هوشمندسازی فرماندهی: هوش مصنوعی که حجم انبوه دادههای میدان نبرد را پردازش کند و به فرماندهان تصویر واضحتر و سریعتری بدهد.
مشکل بزرگ: نیروی انسانی کافی نیست
با تمام این پول و برنامه، بوندسور (ارتش آلمان) با یک مشکل بنیادی دستوپنجه نرم میکند: کمبود نیروی انسانی.
در پایان ۲۰۲۵، آلمان ۱۸۴،۱۹۴ سرباز فعال داشت. هدف تا ۲۰۳۱ رسیدن به ۲۰۳،۰۰۰ است. هدف بلندمدت ۴۶۰،۰۰۰ نفر — یعنی دو و نیم برابر اندازه کنونی. در سال ۲۰۲۵، با رکورد ۲۵،۰۰۰ نفر جذب، بهترین سال از ۲۰۱۱ به دست آمد. اما بیش از یک چهارم تازه واردها بعد از شش ماه ترک خدمت کردند.
راهحل چیست؟ از ژانویه ۲۰۲۶، آلمان یک مدل ترکیبی را آغاز کرده: خدمت داوطلبانه با عنصر اجباری. مردان متولد ۲۰۰۸ به بعد باید ثبتنام کنند، حتی اگر الزام به خدمت نداشته باشند. اگر این مدل تا ۲۰۲۷ به اهدافش نرسد، بازگشت کامل به خدمت اجباری جدیتر خواهد شد.
انتقاد: پول هست، هوشمندی کم است؟
بعضی تحلیلگران خوشبینن نیستند. اتاق فکر بروگل در گزارش ژوئن ۲۰۲۶ هشدار داد که آلمان «آنچه میشناسد» میخرد، نه «آنچه نیاز دارد».
انتقاد اصلی این است: سهم بودجه اختصاصیافته به فناوریهایی که اوکراین نشان داد نتیجهبخش هستند — پهپادهای خودکار، هوش مصنوعی در میدان نبرد، جنگ الکترونیک، دفاع ضد پهپاد — همچنان پایین است. در مقایسه، لهستان سهم این فناوریها در بودجهاش را از ۲۰۲۰ هشتبرابر کرده. بریتانیا آن را دو برابر کرده. آلمان؟ هنوز در حال خریدن همان تجهیزات سنتی است، البته با تعداد بیشتر.
اولین «استراتژی دفاع ملی» آلمان که آوریل ۲۰۲۶ منتشر شد نیز از این نقد مصون نماند. سند، روسیه را ۱۷ بار بهعنوان تهدید اصلی ذکر میکند، اما منتقدان میگویند از تحول دکترین واقعیای که آلمان نیاز دارد خبری نیست.
در میدان: لیتوانی، نقطه ثقل
نمادیترین تحول عملیاتی آلمان، استقرار تیپ زرهی ۴۵ در لیتوانی است. این اولین بار از پایان جنگ جهانی دوم است که آلمان یک یگان نظامی دائمی در خاک کشور دیگری مستقر میکند — گامی که تا همین چند سال پیش در سیاست داخلی آلمان تابو بود.
این تیپ در اواخر ۲۰۲۵ به آمادگی اولیه عملیاتی رسید و تا ۲۰۲۷ به آمادگی کامل خواهد رسید. علاوه بر این، اولین سامانه «اورانوس» — یک شبکه شناسایی هوشمند مبتنی بر هوش مصنوعی — نیز در همین تیپ مستقر میشود.
آلمان همچنین رهبری سپر آسمان اروپا (ESSI) را بر عهده دارد؛ طرحی برای ادغام پتریوت، IRIS-T و Arrow ۳ در یک شبکه یکپارچه پدافند هوایی با ۲۱ عضو ناتویی.
صنعت دفاعی: موتور این تحول
پشت همه این خریدها، صنعت دفاعی آلمان ایستاده که بزرگترین صنعت دفاعی اروپا بهلحاظ درآمد است.
رینمتال از ۲۰۲۲ ظرفیت تولید گلوله ۱۵۵ میلیمتری را سهبرابر کرده — از حدود ۲۵۰،۰۰۰ به ۷۰۰،۰۰۰ فروند در سال، با هدف ۱.۱ میلیون تا ۲۰۲۷. دیل دیفنس یک کارخانه جدید در زارلند افتتاح کرده تا ظرفیت تولید موشک IRIS-T را به بیش از ۳،۰۰۰ فروند در سال برساند. MBDA خط تولید تاروس NEO را راهاندازی کرده است.
استراتژی صنعت دفاعی آلمان (SVI) که دسامبر ۲۰۲۴ تصویب شد هدفش روشن است: کاهش وابستگی به تأمینکنندگان خارجی و ساختن یک پایه صنعتی اروپایی که بتواند در یک جنگ طولانی پایدار بماند.
چشم انداز
جدول زمانی رسمی آلمان برای سالهای آینده:
• ۲۰۲۶: اولین خلبانان F-۳۵ به آمریکا؛ تکمیل ناوگان A۴۰۰M
• ۲۰۲۷: F-۳۵ در پایگاه بوخل؛ لشکر دوم زمینی آماده
• ۲۰۲۸: اولین فریگات F۱۲۶ تحویل داده میشود
• ۲۰۲۹: آزمایش FCAS (جنگنده نسل ششم)؛ تیپ ۴۵ لیتوانی به آمادگی کامل میرسد
• ۲۰۳۱: سه لشکر نوسازیشده با توانایی بسیج سریع
• ۲۰۳۵: ۲۶۰،۰۰۰ سرباز فعال؛ بودجه در مسیر ۵٪ تولید ناخالص داخلی
و در نهایت یک آلمان متفاوت
آنچه در آلمان در حال وقوع است تنها یک بازسازی نظامی نیست — یک تغییر هویت استراتژیک است.
کشوری که هفت دهه از هر نوع ابراز قدرت نظامی پرهیز میکرد، حالا داوطلبانه نقش «رهبری دفاعی اروپا» را میپذیرد. کشوری که سالها زیر هدف ۲٪ ناتو میماند، حالا از ۵٪ صحبت میکند. کشوری که ارسال سلاح به مناطق درگیر را تابو میدانست، حالا یکی از بزرگترین تأمینکنندگان تسلیحاتی اوکراین است.
اما شکاف میان بلندپروازی و واقعیت همچنان جدی است. کمبود نیرو، بوروکراسی تدارکاتی، تأخیر در پذیرش فناوریهای نوین میدان نبرد، و یک صنعت که زمان میبرد تا به سفارشهای بزرگ پاسخ دهد — همه اینها موانع واقعی هستند.
سؤال این نیست که آیا آلمان تغییر کرده. تغییر کرده. سؤال این است که آیا این تغییر بهاندازه کافی سریع هست؟ — در دنیایی که خودش هم با سرعتی بیشتر در حال تغییر است.
گزارش خطا



