مبانی شناختی تاب آوری ایرانیان

بدون تردید ایرانیان در طول تاریخ چندین هزارساله خود، از تاب آورترین مردم کره خاکی بودهاند و آنچه امروز از رفتار ایرانیان در مقابله با مظالم شیطان بزرگ ومتحدین آن در میدان وخیابان میبینیم ریشه در تاریخ و فرهنگ این مرز بوم دارد بررسی این موضوع فرصت مشبعی میطلبد ولی اجمالا باید گفت ایرانیان در تاریخ به خداپرستی ونجیب زادگی شهره هستند وپس از پذیرش اسلام این ویژگی را تثبیت وبه دیگران اثبات کردهاند وتوانستند بازوی قوی برای اشاعه دین اسلام شوند مرحوم شهیدعلامه مطهری ره در کتاب خدمات متقابل اسلام وایران در دوجلد حق مطلب را در خصوص خدمات ایرانیان به اسلام ادا کرده است وبقول استاد ما گرچه اسلام در حجاز زاده شد و در عثمانی توسعه یافت ولی بی شک درایران ماندگار شد و این نبود جز به مجاهدت علمی و جهادعملی ایرانیان شرافتمند. باری یک بار دیگر مدرسه تاریخ درس تاب آوری را به تشنگان حقیقت ومبارزین راه حق و آزادی ارائه کرده است و آتشفشان خفته مدنیت و عظمت ایرانی در دویست سال گذشته سربرآورده وقصد فوران انرژی نهفته درون خودوپیرامون را داردتا ایرانیان رابه شکوه گذشته خود برگرداند و بقول حسنین هیکل روزنامه نگارفقید مصری دردیداربا یک شخص ایرانی گفته بودمابامبانی واصول ولایت فقیه آشنا نیستیم ولی هرچه هست شما قدرش رابدانیدوپاس بدارید، ایران برای دومین بارعمق نفوذخودرابه مدیترانه رسانده است یک باردرزمان کوروش کبیرویک باردرزمان جمهوری اسلامی ایران. حال نکته مهم این است که این روحیه نجیب زادگی، سلحشوری ومقاومت ریشه درکجا دارد؟ بامروری بر تاریخ پر فراز و نشیب ایرانیان میتوان گفت مبانی آن درباورها، ارزشها، سنتها، اداب و هنریعنی فرهنگ ایرانیان است واین فرهنگ جاودانه است ودر طول تاریخ بجز مقطعی که ایرانیان سرگرم امور حاشیهای بوده وگرفتار استبداد داخلی و استعمار خارجی شدند اینگونه بوده است و چنین هم خواهد بود بنابراین ریشه تاب اوری در ایرانیان راباید درموارد ذیل جستوجو کرد:
۱- هویّت تاریخی: یکی از عوامل مهم و مؤثر در شکل گیری هویّت یک ملّت، هویّت تاریخی اوست؛ زیرا هر ملّتی به تاریخ خود دل بستگی خاصی دارد و تاریخ یک ملت، خواه ناخواه به آن ملت پیام میدهد و این پیامها در ساخت و بافت هویّت مخاطبانش نقش خاص خود را دارد. بازخوانی تاریخی، تلاشی برای درک رمز ماندگاری ملتی است که در سختترین توفانها، بر اختلافات خود فائق آمده و پیکری واحد ساخته است. اگر مردم نسبت به این سرمایه ارزشمند آگاهی پیدا کنند، طبیعتا نقش خود را بهتر ایفا میکنند. توجه به هویت و پیشینه تاریخی ایرانیان میتواند در قالبهای مختلف فعالیتهای تبلیغی و تبیینی پی گرفته شود تا آن هویت ناخودآگاه به خودآگاه تبدیل شود و در پرتو آن بتوانند در تلاطم و طوفانهای مختلف با عزت و سربلندی به پیروزی برسند.
۲-روحیه توحیدی: به شهادت مورخین ایرانیان درطول تاریخ خداپرست بودهاند وحس عزت مندی وبزرگ منشی آنان توحیدی است. بر پایه تحقیقات دین شناختی وپژوهشهای زبان شناختی، کهنترین فلسفه سیاسی رایج درجوامع آریایی عبارت بود از: «خدا محوری» وحق حاکمیت به خداوند اختصاص داشت. در کهنترین بخش اوستا، معروف به «گات ها» (سرودها) که دراصالت و صحّت انتساب آن به زرتشت، تقریبا شک و تردیدی وجود ندارد، زرتشت این معنا را القا میکند که حق حاکمیت ازآن خداوند (اهورا مزدا) است و اوست که فرمانروای جامعه را تعیین میکند.
۳--فلسفه سیاسی و نظام فرهی: نظام سیاسی طی چندین نسل، بلکه چندین قرن یک پارچه بوده ایرانیان شرقی از ماوراءالنهر گرفته تا حدود ری وطبرستان و گاه فراتراز آن، تحت حاکمیت نظام یکپارچه کیانی قرار داشتند «فرّه» در لغت به معنای جلال و شکوه و نوراست ومنظوراز «فرّه ایرانی» در رابطه با فرمانروا، ظاهرا این است که فرمانروا باید پیش از هر چیز از نظر نژاد، ایرانی باشد که به گمان ایرانیان نژاد شریفی است و بر همین اساس، ایرانیان خودرا «آریا» (شریف) مینامیدند. اما «فرّه ایزدی» به معنای برخورداری از فروغی ایزدی است که در سایه رفتارعادلانه، از سوی ایزدان به فرمانروا اعطا میشود و نشان تأیید الهی اوست. نظام سیاسی ایران در همه ادوارآن، چهرهای الهی به خود گرفته و مشروعیت خود را بر اساس ارتباط با خدایان یا خداوند توجیه و تبلیغ نموده و فرمانروا را مجری دستورات خداوند، که عین عدالت و صواب است، وانمود کرده است.
۴-ظلم ستیزی و فداکاری: یاری مظلومان و ستیز با اهریمنان ازویژگیهای بارز ایرانیان بوده وهست. هجوم ویرانگر مغولان به رهبری چنگیزخان دراوایل قرن هفتم هجری (سیزدهم میلادی)، یکی ازتاریکترین ومخربترین فصول تاریخ ایران را رقم زد. شهرهای بزرگ مانندنیشابور، مرو، هرات، ری واصفهان باخاک یکسان شده ومیلیونها نفرکشته شدند. حکومت متمرکز خوارزمشاهیان فروپاشید و کشور به آشوبی بیسابقه دچار شد. دراین ظلمتکده، اما جرقههای مقاومت و اتحاد مردمی، امید را زنده نگه داشت. اتحاد در این دوران، نه در قالب ارتش منظم، بلکه به شکل قیامهای خودجوش، مقاومتهای محلی جانانه و همبستگی عمیق اجتماعی برای بقا تجلی یافت.
۵- دشمن شناسی و همبستگی ملی: بعنوان نمونه در آستانه قرن بیستم میلادی، ایران قاجاری دروضعیتی اسفبار به سر میبرد: استبداد شاهان قاجار، فساد گسترده دربار وحکام محلی، نفوذ روزافزون و زیانبار استعمار روس وانگلیس وعقبماندگی شدید اقتصادی و اجتماعی، کشور را به ورطه نابودی میکشاند. دراین بحران عمیق، جنبشی عظیم و بیسابقه شکل گرفت که برای نخستینبار در تاریخ ایران، اتحادی کمنظیر فراتر از مرزهای قومیت، مذهب، طبقه اجتماعی و حتی تا حدی جنسیت را به نمایش گذاشت: انقلاب مشروطه (۱۲۸۷ ــ ۱۲۸۴ خورشیدی). این اتحاد چندوجهی، کلید خیزش عمومی بود، ایران در فاصله کوتاهی پس از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، با یکی ازسرنوشتسازترین و دردناکترین آزمایشهای وحدت خود مواجه شد: حمله تمامعیار ارتش بعثی عراق در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ که هشت سال به طول انجامید. کشورتازهانقلابی، باساختارهای نظامی و اقتصادی ضعیف، نهادهای درحال شکلگیری وتنشهای داخلی، ناگهان درمعرض تهدیدی وجودی قرار گرفت. پاسخ ملت ایران، تجلی یکی از عمیقترین و گستردهترین اتحادها در تاریخ معاصر بود که بهحق «دفاع مقدس» نام گرفت. ابعاد این اتحاد شگفتانگیز بود.
۶-حق دوستی: حب به حق و نشر آن از دیگر ویژگیهای ایرانیان است این روحیه مردم ایران بیبدیل و بیمانند است و این روحیه خیرخواهی و انتخاب درست یک امر ناگهانی و اتفاقی نیست بلکه نتیجه حافظه تاریخی و انباشت تجربه تمدنی است که به صورت ناخودآگاه در وجود ایرانیان حضور دارد، مردم سراسر کشور؛ حاملان پیشینه تاریخی درخشان کشور هستند و گروههای مرجع این رسالت سنگین را بر دوش دارند تا این ناخودآگاه را به خوداگاه تبدیل کنند.
۷-عدالت طلبی: عدالت یک گرایش قوی فطری است وجزو مقولههای کمال طلبی است و ازآنجا که انسان به طور ذاتی موجودی کمال طلب است پس عدالت طلب است. اﻧﺪﻳﺸﻪ ﻋﺪاﻟﺖ ﺧﻮاﻫی اﻳﺮاﻧﻴﺎن، ﺗﺮﻛﻴﺒی اﺳﺖ از ﻋﻨﺎﺻﺮ اﻋﺘﻘﺎدی آﻳﻴﻦ ﻣﺰداﻳی و اﺳﺎﻃﻴﺮی زردﺷﺘی ﺑﺎ اﻋﺘﻘﺎدات ﻛﻬﻦ اﻳﻦ ﻗﻮم در ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺳﻴﺎسی اﻳﺮاتی این ﻣﻌﻨﺎ ﺑﻪ ﺧﻮﺑی، ﻧﻬﻔﺘﻪ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺮدﻣﺎن ﻧﻴک رﻓﺘﺎر ﻋﺎدی میﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺑﻪ ﻣﻘﺎم آرﻣﺎﻧﺸﻬﺮی و ﻓﺮﻣﺎﻧﺮواﻳی اﻳﺮاﻧﺸﻬﺮ دﺳﺖ ﻳﺎﺑﻨﺪ و ﺣﻔﻆ ﺗﺪاوم ﻓﺮﻣﺎﻧﺮواﻳی آﻧﺎن ﻧﻴﺰ ﺑﺮ ﺗﺪاوم عدالت استوار است. از طرفی مکتب اسلام یک مکتب عدالت خواه است و ایرانیان در طول تاریخ و در پرتو تعلیم اسلام این ویژگی را در خود پرورش دادهاند و عدالت را یک مبارزه میدانند و نیک معتقدند که با نشستن در خانه و تسبیح به دست گرفتن، با بی تفاوتی ها، با باری به هر جهت رفتار کردن درست نمیشود عدالت خواهی را توام با فریاد زدن، نترسیدن، خطرات را به جان خریدن و هزینه دادن میدانند.
۸-جغرافیای ایران: جغرافیا و امکانات و مزیتهای طبیعی سرزمینی ایران نیز نعمت خدا دادی است که همچون دژ این مرز وبوم را حفظ کرده است ایران دارای عمق جغرافیایی گسترده و موانع طبیعی قدرتمند است. مناطق داخلی کوهستانی ایران که تحت سلطه رشتهکوههای زاگرس و البرز و فلات میان آنها است موانع طبیعی دفاعی ایجاد میکند که هرگونه تهاجم زمینی گسترده را بسیار دشوار میسازد. در طول تاریخ، این رشتهکوهها بهعنوان سپرهای راهبردی عمل کردهاند و نیروهای مهاجم را کند و فرسوده کردهاند؛ از مشکلات ارتش روم به فرماندهی مارک آنتونی در سال ۳۶ پیش از میلاد برای نفوذ به فلات ایران گرفته تا متوقف شدن پیشرویهای عراق در جبهه زاگرس درجریان جنگ عراق باایران نمونه آن است. این محدودیتها امروز نیز بهطور قابل توجهی گزینههای راهبردی را شکل میدهند این جغرافیا در اتحاد ایرانیان و ناکامی دشمنان در طول تاریخ نقش آفرین بوده است.
و سخن آخر:تاریخ پرفراز و نشیب به ما میآموزد که هویت ایرانی یک تاروپود مستحکم است؛ عناصری، چون فرهنگ، زبان، تاریخ و مذهب مشترک، حتی در تاریکترین لحظات، به عنوان کانون همبستگی عمل کردهاند. همچنین، تهدید خارجی محرکی قدرتمند برای اتحاد به شمار میرود، زیرا در مواجهه با دشمن مشترک، ایرانیان بارها اختلافات داخلی را کنار گذاشتهاند. این تجربیات نشان میدهد که رهبری هوشمندانه و آرمان مشترک ضروری است؛ اتحادهای موفق اغلب حول یک رهبری کاریزماتیک یا یک آرمان ملی-مذهبی روشن شکل گرفته است. نکته مهم دیگر آنکه اتحاد، لزوما به معنای نبود اختلاف نیست؛ در دل بسیاری از این اتحادها) اختلافنظر وجود داشت، اما اولویت با هدف بزرگتر بود. در نهایت، قدرت مردم متحد شکستناپذیر است؛ نمونههای مشروطه و دفاعمقدس بهوضوح نشان میدهد که اراده جمعی ملت میتواند بر هر قدرتی غلبه کند.
امروز، در جهان پیچیده و پرچالش کنونی، ایران باردیگر با مسائل داخلی و خارجی متعددی روبهروست. تاریخ به ما میگوید که راهحل پایدار مشکلات، نه در تشدید اختلافات، بلکه در تکیه بر سرمایه عظیم همبستگی ملی است. احترام به تنوع قومی و مذهبی در چارچوب وحدت ملی، تمرکز بر منافع عالیه کشور در سیاست خارجی و داخلی، تقویت گفتوگو و عقلانیت جمعی، و پاسداشت ارزشهای مشترک تاریخی و فرهنگی، همان «ریسمانهای زرین» همبستگی هستند که بارها ایران را از پرتگاه نجات دادهاند. درس تاریخ روشن است: اتحاد، رمز بقا و عظمت؛ تفرقه، آفت زوال. آینده ایران نیز در گرو هوشمندی ما در بهرهگیری از این درس کهن است. مزید براین موارد درجنگ رمضان باید به نکتهای دیگر اشاره کرد و آن اینکه ایرانیان بدرستی فهمیدند هیچ امیدی به دشمن آمریکائی-صهیونی برای کمک به ایران و ایرانیان نیست آنها جز به غارت و تخریب ایران نمیاندیشند و این نیات خود را اگر زمانی درغالب الفاظ فریبنده فرهنگی، حقوق بشر و کمک به ایرانیان طرح میکردند امروز بخاطر روحیه مقاومت وتاب وری با نهایت خشم و آشکارا، اشتلم بازگرداندن ایران به عصر حجر، غارت نفت وتخریب ایران و.. راسر میدهند وحتما این آرزو را به گور خواهند برد. ومکروا ومکر الله والله خیر الماکرین. انشاءالله. والسلام.


