روایت چینی که از کوهها و دریاها عبور میکند

به گزارش تابناک؛ صنعت سینمای چین این روزها شاهد یک موفقیت کمسابقه در گیشه است. فیلم «نامههای عاشقانه به مادربزرگ»؛ اثری با لهجه محلی چینی که نه ستارههای بزرگ دارد، نه بودجه سنگین تولید و نه تبلیغات گسترده، توانسته به موفقیتی فراتر از انتظار دست پیدا کند. این فیلم که با بودجهای حدود ۱۴ میلیون یوان ساخته شده، تنها طی دو هفته نخست اکران خود بیش از ۵۰۰ میلیون یوان فروش داشته و پیشبینی میشود فروش نهایی آن از ۱ میلیارد یوان عبور کند. امتیاز ۹.۱ در سکوی Douban نیز جایگاه ویژه آن را تثیت کرده است. موفقیت فیلم تنها به داخل چین محدود نماند؛ در جریان نمایش آن در بخش بازار جشنواره فیلم کن، تماشاگران در صفهای طولانی منتظر دیدن فیلم بودند و توزیعکنندگانی از کشورهایی مانند تایلند و مالزی نیز برای خرید آن ابراز تمایل کردند. این فیلم که به گویش «چائوشان» ساخته شده، اکنون با تصویر ساده، اما صادقانه خود از احساسات انسانی در چین، مخاطبان جهانی را تحت تأثیر قرار داده است.
داستان اصلی فیلم بر محور «چیائوپی» شکل گرفته؛ نوعی تاریخی از نامهنگاری و ارسال حواله. بیش از یک قرن پیش، بسیاری از مردم ساکن سواحل چین که با مشکلات شدید اقتصادی روبهرو بودند، برای پیدا کردن کار راهی جنوب شرقی آسیا شدند. آنها پولی را که با سختی پسانداز کرده بودند، همراه نامههایی برای خانوادههایشان در پاکت میگذاشتند و به این ترتیب «پول و پیام» را همزمان به خانه میفرستادند. این سنت با نام «چیائوپی» شناخته شد و در سال ۲۰۱۱ نیز بایگانیهای آن در فهرست حافظه جهانی یونسکو ثبت شد. هرچند این مفهوم ریشهای عمیق در تاریخ و فرهنگ چین دارد، اما احساس نهفته در آن برای بسیاری از مردم کشورهای در حال توسعه نیز قابل درک است. برای نمونه، کارگران مهاجر جنوب آسیا در کشورهای خلیج فارس یا برخی ایرانیانی که در جوانی در ژاپن کار کرده و برای خانواده خود پول میفرستادند، میتوانند بخشی از تجربه زندگی خود را در این روایت ببینند.
داستان فیلم در دهه ۱۹۴۰ جریان دارد؛ زمانی که «ژنگ موشنگ»، جوانی از منطقه چائوشان، برای فرار از آشوب جنگ به جنوب شرقی آسیا رفت تا زندگی تازهای پیدا کند، اما در غربت جان باخت. پس از مرگ او، «شی نانجی» که او هم از اهالی چائوشان بود و در همان منطقه زندگی میکرد، تصمیم گرفت خبر مرگش را پنهان کند و همچنان برای خانواده او در چین پول و نامه بفرستد؛ آن هم به نام ژنگ موشنگ. پایبندی او به انجام امانت، بدون هیچ پیوند خونی یا رابطه عاشقانه، برای مخاطبانی که به روایتهای فردگرایانه عادت دارند، تصویری روشن از مفهوم «نیکی» در اخلاق شرقی ارائه میدهد. فیلم بارها شی نانجی را در حال صرفهجویی و کار سخت نشان میدهد تا بتواند برای خانوادهای که هرگز ندیده بود پول بفرستد و مطمئن شود آنها غذایی برای خوردن دارند. در نمایش فیلم در کن، صحنههای مربوط به این فداکاری بارها باعث گریه آرام تماشاگران شد. این تأثیرگذاری، نتیجه انتقال دقیق احساسات انسانی در فیلم است.
گروه سازنده عمداً از پرداخت سنگین به زمینههای تاریخی فاصله گرفته و تمرکز خود را بر احساسات مشترک انسانی گذاشتهاند؛ احساساتی مانند مسئولیت نسبت به خانواده، همدلی با دیگران و وفاداری به قولها. حتی کسانی که گویش چائوشان را نمیفهمند، میتوانند در نامههایی که شی نانجی برای خانواده ژنگ میفرستد، آن حس همدردی و ناتوانی در بیتفاوت ماندن در برابر رنج دیگران را درک کنند. همچنین وقتی مادربزرگ ۸۸ ساله پس از شنیدن خبر مرگ همسرش بیصدا وارد آشپزخانه میشود و به زیتونهای سردشده نگاه میکند، تماشاگران با نوعی غم آرام و کنترلشده روبهرو میشوند که از ویژگیهای زیباییشناسی شرقی است؛ غمی عمیق که بدون اغراق بیان میشود. همین شیوه روایت، فیلم را به اثری نزدیک به سلیقه جهانی برای داستانگویی دور از ملودرامهای اغراقآمیز تبدیل کرده است.
فیلم برای نزدیکتر کردن فرهنگ محلی خود به مخاطبان جهانی نیز تلاش زیادی کرده است. «چیائوپی» دیگر فقط مفهومی تاریخی و بایگانیشده نیست، بلکه در فیلم به برگههای واقعی حواله و نامههایی تبدیل میشود که با دستخطهای ساده و صادقانه نوشته شدهاند و همچون پلی میان زندگی و مرگ، از کوهها و دریاها عبور میکنند. غذاهایی مانند «شوکگو» یا زیتونهای کنسروشده نیز به زبانی جهانی تبدیل میشوند که نیازی به ترجمه ندارد. وقتی شخصیتها این غذاهای محلی را در دست میگیرند و اشک در چشمانشان جمع میشود، مخاطبان از هر فرهنگ و کشوری معنای عمیق «خانه» را حس میکنند.
در نهایت، تأثیر احساسی فیلم به دغدغهای مشترک در جهان امروز گره میخورد؛ دنیایی که در آن روابط انسانی عمیق روزبهروز کمتر میشود. فیلم تصویری از دورانی ارائه میدهد که مردم برای عمل به یک قول، یک عمر صبر میکردند و در آن، همسایهها در زمان سختی کنار یکدیگر بودند. بسیاری از مخاطبان پس از تماشای فیلم در شبکههای اجتماعی نوشتهاند که این داستان آنها را به یاد نامههای قدیمی پدربزرگها و مادربزرگهایشان انداخته است؛ نامههایی که از غربت به خانه فرستاده میشد و نشانی از دلبستگی عمیق به خانواده و سرزمین بود.
«نامههای عاشقانه به مادربزرگ» با سادهترین روایتهای چینی نشان میدهد سینمای بزرگ نیازی به جلب رضایت مصنوعی مخاطب ندارد. وقتی دوربین بر انسانیت و احساسات واقعی تمرکز میکند و داستان در بستر فرهنگ ریشه میگیرد، عشق و وفاداری میتوانند از هر مرزی عبور کنند. این فیلم در نهایت به نامهای عاشقانه از چین به جهان تبدیل میشود؛ نامهای که نشان میدهد در روح آرام و لطیف مردم چین، زبانی جهانی برای لمس قلب انسانها وجود دارد.


