وحشتهای سهگانه شاه چه بودند؟/اصفهان تبدیل به عشرتکده آمریکاییها شده بود

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، آرمین مایر در دوران پایان ریاست جمهوری جان اف کندی و دوره اول از دولت لیندون جانسون، سفیر آمریکا در ایران بود. دوره خدمت او در ایران همزمان با دوره تثبیت قدرت در ایران بعد از انقلاب سفید و اتفاقات سال ۱۹۶۳ و ۱۹۶۴ بود. مایر در بحث تامین سلاح برای ایران و برخی تصمیمات کلیدی آمریکا در ایندوره دخالت داشت و روابط نزدیکش با مقامات اصلی ایران و شاه، نقشش را در تصمیمگیریهای واشنگتن در آنبرهه مهم و تاریخی کرد.
او ۲۹ مارس ۱۹۸۵ مصاحبهای با ویلیام بور در واشنتگن دی سی داشت که بنا داریم مطالب مهم و قابل توجه تاریخی اینگفتگو را در قالب یکپرونده بررسی کنیم.
قسمتهای اول تا سوم اینپرونده چندی پیش منتشر شدند که در پیوندهای زیر قابل دسترسی و مطالعهاند:
* «بذل و بخشش بحرین بهروایت سفیر آمریکا/شاه گفت آبرویم حفظ شود، حاضرم امضا کنم»
* «شاه چگونه ناز کارتر را کشید؟/ایرانیها فقط به قدرت احترام میگذارند»
در ادامه مشروح چهارمینقسمت از اینپرونده را میخوانیم:
کمک ۳۰ میلیوندلاری آمریکا در ازای نخستوزیری امینی
کمیته ایران عملا تعیین میکرد ایران چهقدر از آمریکا کمک دریافت کند. یکی از سیاستهای اصلی، حداقل بهطور پنهان این بود که شاه باید علی امینی را بهعنوان نخستوزیر منسوب کند. روی همین حساب به شاه پیشنهاد کمک ۳۰ میلیوندلاری شد؛ مشروط به اینکه امینی نخستوزیر شود.
مایر در فرازی از گفتگویش میگوید «ما یکسفیر قوی بهنام جرج آلن داشتیم که به شاه جرات داد.»
فردی که مایر از او نام میبرد، دیپلماتی آمریکایی بود که در جریان غائله آذربایجان سفیر آمریکا در ایران بود و محمدرضا پهلوی با نزدیکشدن به همین آلن بود که توانست قدرت خود را در ایران تثبیت کند. آرمین مایر هم میگوید وقتی شاه در سومین وحشتش به سر میبرد، جرج آلن به او جرات داد.
سهوحشت بزرگ شاه
اما بد نیست اشارهای به وحشتهای اول تا سوم شاه کنیم.
اولینوحشت محمدرضا پهلوی مربوط به وقتی است که روسها در مناطق شمالی ایران به سر میبردند و کارگروه کندی مشغول سبکوسنگینکردن کمک به ایران بود و شاه نمیدانست چه میشود. آلن در اینمقطع به شاه جرات داد و شاه هم به نیروهای خود دستور داد وارد عمل نشوند و روسها در نهایت از شمال ایران خارج شدند.
وحشت دوم ماجرای مصدق و سپس کودتای ۲۸ مرداد بود که شاه به تعبیر آرمین مایر، حرف مفت میزد و لوی هندرسون سفیر وقت آمریکا در ایران به شاه جرات داد.
وحشت سوم هم مربوط به زمان حضور جولیوس هولمز بهعنوان سفیر آمریکا در ایران بود که شاه در وحشت بزرگی به سر میبرد. چون درآمدهای نفتی بسیار پایین آمده و کشور از لحاظ اقتصادی در شرایط بسیار بدی قرار داشت.
آنتلگراف مهم: کار شاه تمام است!
در دورهای از روابط سیاسی ایران و آمریکا، مردی بهنام مارتین هرتز بهعنوان افسر بخش سیاسی سفارت آمریکا در تهران فعالیت میکرد. هرتز تلگراف مشهوری دارد که در آن بهصراحت میگوید شاه بین مردم ایران محبوبیت ندارد و حتی افرادی که از او حمایت میکنند واقعا دوستش ندارند. در آنتلگراف پیشبینی میشود کار رژیم شاه به زودی به پایان برسد.
اما نکته مهمی که آرمین مایر در گفتگویش افشا میکند، این است که بین مارتین هرتز و برخی از اعضای جبهه ملی ارتباطاتی وجود داشت. همچنین اینکه آمریکاییها تصور میکردند نیروهای ملیمذهبی پیشتر توسط رضاخان پهلوی از صحنه سیاست ایران بیرون رانده شدهاند و محمدرضا پهلوی هم آنها را در همانوضعیت نگه داشته است.
ناراحت بودیم شاه اینقدر سلاح میخواهد
آرمین مایر در گفتگو با ویلیام بور میگوید سران آمریکا با وجود تردیدهایی که درباره مسائل نظامی و خریدهای شاه داشتند، تصور میکردند او در مسیر درستی حرکت میکند. مایر میگوید «از اینکه او سلاح زیادی میخواست بسیار ناراحت بودیم چون پولی را که میتوانست در جای دیگری خرج شود، برای اینخریدها هزینه میکرد.»
نکته دیگری که مایر درباره خریدهای نظامی شاه از آمریکا گوشزد میکند، این است که در دوره مسئولیت او، اگر دست شاه برای خرید از آمریکا باز گذاشته میشد، خواستههایش سر به فلک میکشیدند. چون او همهچیز میخواست و مایر همیشه باید سعی میکرد او را از خرید تجهیزات نظامی منصرف کند!
تلاش آمریکا برای تاثیر بر فضای روشنفکری ایران
یکی از نکاتی که آرمین مایر در مصاحبهاش به آنها اشاره کرده، تلاش آمریکا برای تاثیر بر فضای روشنفکری ایران است که اواخر دهه ۱۹۶۰ و در سطوح مختلفی انجام شد.
اصفهان تبدیل به عشرتکده آمریکاییها شده بود
مایر با نامبردن از دو رئیسجمهور آمریکا، بحث تلاش آمریکا برای تاثیرگذاری بر فضای روشنفکری ایران را تکمیل میکند. او میگوید نیکسون و کیسینجر درباره حضور آمریکاییها در ایران افراط کردند و اجازه دادند هزارانهزار آمریکایی به ایران بیایند. در نتیجه، شهر اصفهان به محل عیاشی و خوشگذرانی آمریکاییها تبدیل شد. اینمساله فرهنگی عامل بسیار مهمی بود که منجر انفجار بزرگ انقلاب در ایران شد.
دنیس رایت در روزهای آوارگی شاه به او هشدار داد به انگلستان نرود
دنیس رایت پس از کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ به عنوان نماینده دیپلماتیک دولت انگلستان در ایران مامور بازگشایی سفارت انگلستان در تهران شد. او پس از آنکه طی سالهای ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۲ مسپول سفارت بریتانیا در اتیوپی بود، بار دیگر در سال ۱۹۶۳ به عنوان سفیر به ایران برگشت و طی دو دوره (۱۹۶۳ تا ۱۹۷۱) مسیولیت سفارت بریتانیا در تهران را بر عهده داشت.
یکی از کسانی که آرمین مایر در گفتگویش از آنها نام میبرد، دنیس رایت است که با او همکاری نزدیکی داشته است. بنابر اسناد دولتی انگلستان که سال ۲۰۰۹ از طبقهبندی خارج شدند، رایت سال ۱۳۵۷ پس از پیروزی انقلاب و سقوط محمدرضا پهلوی، از سوی مارگارت تاچر نخست وزیر وقت بریتانیا بهصورت محرمانه به دیدار شاه در باهاما رفت و به او هشدار داد از سفر به انگلستان خودداری کند.
ادامه دارد...



