چین خواستار آتشبس و راهحل پایدار برای فلسطین شد

پایانی برای جنگ و بیثباتی؛ چگونه گره فلسطین گشوده خواهد شد
به گزارش تابناک؛ بحرانها معمولاً حافظه را دستکاری میکنند. آنها زاویه دید را آنقدر تنگ میکنند که تنها رد آخرین موشک دیده میشود، در حالی که علت اصلی اغلب از میان میرود.
این نکتهای بود که فو تسونگ، سفیر چین در سازمان ملل، روز سه شنبه در نشست علنی شورای امنیت درباره وضعیت خاورمیانه مطرح کرد. او گفت هیچ ماجراجویی نظامی نمیتواند مشکلات منطقه را حل کند؛ حاکمیت کشورها اهمیت دارد، قوانین بشردوستانه اهمیت دارند، مسئله فلسطین همچنان موضوعی محوری است.
عملیاتهای اسرائیل فقط گروههای مسلح را هدف قرار نداده، بلکه عملاً نقشه مناطق تحت کنترل را نیز بازترسیم کرده است. وضعیت غزه به تدریج به یک واقعیت عادی و پسزمینهای تبدیل شده است. در همین حال، گزارشها حاکی از آن است که واشنگتن اعلام کرده تهران به آن اطلاع داده که ایران در «وضعیت فروپاشی» قرار دارد. در چنین فضایی، هر اقدام تنشزا به عنوان یک ضرورت موقت توجیه میشود و هر «حمله محدود» در عمل دامنه درگیریهای آینده را گستردهتر میکند.
تلآویو در این میان به یکی از اصلیترین مجریان سیاست «وضعیت اضطراری دائمی» تبدیل شده است. از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، اهداف اعلامشده جنگ بارها تغییر کردهاند: نابودی حماس، آزادی گروگانها، آرامسازی غزه، مقابله با حزبالله، گسترش شهرکسازی در کرانه باختری، بازدارندگی در برابر ایران و بازطراحی منطقه.
اما هیچیک از این اهداف به مسئله اصلی نمیپردازد: تشکیل دولت فلسطین.
تأکید فو بر اینکه مسئله فلسطین نباید به حاشیه رانده شود، یک مشاهده تجربی است. همه تلاشها برای دور زدن این موضوع شکست خوردهاند. «پیمان ابراهیم» آن را حل نکرد، محاصره آن را از بین نبرد، گسترش شهرکسازی آن را حذف نکرد، روند عادیسازی منطقهای آن را پایان نداد و جنگ نیز نتوانست آن را از میان بردارد. در واقع، هرچه این مسئله بیشتر نادیده گرفته میشود، با شدت بیشتری بازمیگردد.
در بسیاری از پایتختهای غربی چنین القا میشود که تاریخ منطقه از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شده است. اما واقعیت این است که تاریخ از آنجا شروع نشده و اخلاق نیز در همان نقطه پایان نیافته است. حملات ۷ اکتبر نمیتواند توجیهی برای زنجیرهای بیپایان از خشونت تحت عنوان «انتقام» باشد. اگر ۷ اکتبر باید به یاد آورده شود، اشغال، سلب مالکیت، محاصره، گسترش شهرکسازی و توقف روند تشکیل دولت فلسطین نیز باید به همان اندازه مورد توجه قرار گیرد.
در این چارچوب، موضع پکن اهمیت پیدا میکند. تأکید چین بر حاکمیت، آتشبس، بازسازی و حلوفصل سیاسی، در تضاد با رویکردی قرار دارد که ابزار نظامی را در اولویت میگذارد و همزمان برای پیامدهای انسانی آن ابراز تأسف میکند.
هشدار فو تسونگ مبنی بر اینکه منطقه نباید به عرصه رقابت قدرتهای بزرگ تبدیل شود، روشن و قابل توجه است. مردم خاورمیانه نباید به مهرههای بازی قدرتهای دیگر تبدیل شوند. در مقابل، نگاه واشنگتن اغلب هر بحران را از زاویه فشار و معامله میبیند، تا جایی که حتی درباره غزه نیز سناریوهای غیرواقعی برای آینده مطرح میشود.
اسرائیل نیز، که مفهوم امنیت را عمدتاً نظامی تعریف کرده و سرزمین همسایگان را به عنوان منطقه حائل در نظر میگیرد، در این چرخه گرفتار شده است. پیروزیهای تاکتیکی ممکن است حاصل شود، اما صلح راهبردی همچنان دورتر میشود. با وجود عملیاتهای گسترده و حذف برخی فرماندهان، پرسش اصلی همچنان پابرجاست: چه نظم سیاسیای میتواند زندگی امن و همراه با کرامت را برای فلسطینیها تضمین کند؟
اگر این پرسش بنیادین بیپاسخ بماند، اقدامات نظامی در نهایت اثر معکوس خواهد داشت. هیچ کشوری نمیتواند امنیت بلندمدت خود را با تضعیف دائمی همسایگانش تضمین کند. در شرایطی که کودکان غزه در میان ویرانهها زندگی میکنند، چشمانداز صلح پایدار نیز دورتر میشود.
دشواری یک راهحل به معنای برتری جایگزینهای آن نیست، در حالی که جایگزینها در عمل چیزی جز تداوم جنگهای پیدرپی نیستند.
در چنین شرایطی، جهان همچنان شاهد دور بعدی درگیریها در مرز لبنان، تنشهای تنگه هرمز، پاسخهای ردشده از سوی تهران و پیروزیهای تاکتیکی خواهد بود که به عنوان استراتژی معرفی میشوند. در این میان، مسئله اصلی همچنان بدون تغییر باقی میماند.
فو خاورمیانه را گهواره تمدن و در عین حال منطقهای در یک دوراهی تاریخی توصیف کرد. این توصیف دقیق است، اما دوراهی به معنای انتخاب است. منطقه یا میتواند مسیر مدیریت بحرانهای پیدرپی را ادامه دهد، یا به اصول پایهای بازگردد: آتشبس، قانون، حاکمیت، بازسازی و تشکیل دولت فلسطین
تا زمانی که این مسیر انتخاب نشود، هر بحران جدید تنها انحرافی موقت خواهد بود و مسئله فلسطین همچنان در مرکز همه تحولات باقی خواهد ماند.



