آیا پاکستان نقش خود را به عنوان میانجی در مناقشه خاورمیانه افزایش میدهد؟

به گزارش سرویس بین الملل تابناک، اندیشکده «اسپشال اوراسیا» در گزارشی به ایفای نقش پاکستان در تحولات اخیر منطقه پرداخته که در ادامه آمده است.
پاکستان به تدریج نقش خود را به عنوان میانجی بین دولت ایالات متحده و رقبای اصلی آن گسترش میدهد. از مذاکرات دوحه با طالبان تا نشستهای آتی اسلامآباد با موضوع منافع ایران، جایگاه پاکستان به عنوان یک واسطه کارآمد، اعتبار فزایندهای پیدا میکند.
این گزارش هم مزایای راهبردی تغییر مسیر دیپلماتیک اسلامآباد و هم خطرات مرتبط با این مسیر را با توجه به وضعیت شکننده امنیت داخلی پاکستان و توازن ظریف قدرت در روابطش با واشنگتن و تهران ارزیابی میکند.
نکات کلیدی
- گسترش دیپلماتیک پاکستان ممکن است نشاندهنده استراتژی حسابشدهای برای مقابله با نفوذ هند در جنوب آسیا باشد.
- درگیریهای جاری در مرز افغانستان و اوضاع ناپایدار داخلی، سوالاتی را در مورد قابلیت اطمینان بلندمدت پاکستان به عنوان یک میانجی پایدار ایجاد میکند.
- عدم حفظ یک سیاست متعادل و بیطرفانه، خطر بیگانه کردن همسایگان پاکستان و به خطر انداختن مشارکت راهبردی آن با ایالات متحده را به همراه دارد.
اطلاعات پیشزمینه
در روز یکشنبه، ۲۹ مارس ۲۰۲۶، اسلامآباد میزبان رایزنیهای دو روزه میان وزرای خارجه ترکیه، عربستان سعودی، مصر و پاکستان بود. پایتخت پاکستان اکنون به کانون اصلی یک حرکت دیپلماتیک در حال گسترش تبدیل شده است، که مقامات آن را تاکنون هماهنگترین تلاش منطقهای برای ترویج گفتوگوهای مستقیم بین ایالات متحده و ایران میدانند.
پاکستان از لحاظ تاریخی تعامل راهبردی خود را بر امور جنوب آسیا و مرزها متمرکز کرده و روابط دیپلماتیک را فراتر از منطقه عمدتاً برای حفظ ثبات داخلی، تأمین حمایت اقتصادی و رفع نگرانیهای امنیتی گسترش داده است.
با این حال، تصمیم دولت ترامپ برای درگیر کردن اسلامآباد در هیئت صلح غزه، نقطه عطفی در سیاست خارجی آن محسوب میشود. این تغییر نشاندهنده تلاش وزارت خارجه پاکستان برای نشان دادن نفوذ فراتر از شبهقاره است. علاوه بر این، روابط دوجانبه به نظر میرسد در حال بهبود است، همانطور که لحن سازنده رد و بدل شده بین دو رهبری نشان میدهد.
در مورد ایران، روابط به طور قابل توجهی پیچیدهتر از روابط با واشنگتن است. سفر دیپلماتیک مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، به اسلامآباد در اوت ۲۰۲۵، با هدف تصویب توافقنامههای اقتصادی جدید و افزایش همکاریهای امنیتی مشترک در بلوچستان، نقطه عطف مهمی برای همکاری منطقهای بود.
این همسویی با تصمیم اخیر تهران برای تسهیل عبور کشتیهای تجاری پاکستان از تنگه هرمز، یک نقطه گلوگاه راهبردی که در حال حاضر به دلیل درگیری در خاورمیانه تا حدی تحت محاصره است، بیشتر مشهود است.
تحلیل
با میزبانی از هیئتهای عالی رتبه درگیر در مناقشات مهم بینالمللی، دستاورد اصلی پاکستان تحکیم حوزه نفوذ خود خواهد بود. فشار منطقهای ناشی از همسویی ظاهری بین هند و طالبان، همراه با تقویت روابط بین هند و اسرائیل، احتمالاً احساس انزوا و ضرورت حفظ مرزهای خود را از طریق اهرمهای دیپلماتیک در اسلامآباد تقویت کرده است.
بنابراین، یک پاکستان قابل اعتمادتر ممکن است اهرم فزایندهای در قبال دولت ترامپ به دست آورد و به طور بالقوه نفوذ ژنرال عاصم منیر - فرمانده ارتش و قدرتگردان اصلی کشور - را در واشنگتن افزایش دهد. این به نفع آمریکاست، زیرا واشنگتن میتواند از نزدیکی راهبردی پاکستان برای اعمال فشار بر طالبان افغانستان استفاده کند، به ویژه در مورد گزارشهایی از احیای فعالیتها در پایگاه هوایی بگرام.
با این حال، تقویت روابط دیپلماتیک بین پاکستان و ایالات متحده ممکن است روابط اقتصادی پاکستان و چین را تحت فشار قرار دهد. همزمان، چنین تحولاتی میتواند محدودیتهای همگرایی راهبردی بین ایالات متحده و اسرائیل را آشکار کند.
موضع تاریخی «ضد صهیونیستی» پاکستان یک مانع ساختاری برای هرگونه همسویی معنادار با منافع منطقهای اسرائیل باقی میماند و برجسته میکند که تعامل عملگرایانه واشنگتن با اسلامآباد ممکن است کاملاً با درک امنیتی اسرائیل همسو نباشد.
علاوه بر این، اعتبار بینالمللی اسلامآباد در معرض خطر است. ارتش پاکستان در حال حاضر در امتداد مرز افغانستان عملیات انجام میدهد در حالی که نخستوزیر همزمان میزبان هیئتهایی از عربستان سعودی، ترکیه و مصر است.
این تشدید نظامی به طور جداییناپذیری با یک فضای امنیتی داخلی شکننده مرتبط است. فراتر از شورش در بلوچستان، فعالیتهای جنبشی اخیر به خود پایتخت نیز رسیده است. این بیثباتی خطر فشار بر ساختار امنیتی پاکستان را افزایش میدهد و نگرانیهایی را در مورد ظرفیت آن برای فراهم کردن یک محیط امن برای دیپلماسی عالیرتبه بینالمللی ایجاد میکند.
یکی دیگر از نگرانیهای اصلی مربوط به روابط اسلامآباد با تهران است. هر دو جمهوری چالشهای امنیتی مشترکی در مورد بیثباتی افغانستان و شورش بلوچستان دارند.
در حالی که حملات متقابل فرامرزی ژانویه ۲۰۲۴ یک تشدید بیسابقه بود، پیمانهای امنیتی ۲۰۲۵ نشاندهنده حرکت به سمت مهار است. اگر پاکستان در دنبال کردن یک سیاست کاملاً متعادل ناکام بماند، خطر احیای بیاعتمادی متعاقب آن تبادلات نظامی را به همراه دارد.
نتیجهگیری
تحولات جاری تأثیر فزاینده بحرانهای خاورمیانه بر چشمانداز امنیتی جنوب آسیا را برجسته میکند. جنوب آسیا نه تنها الگوهای ائتلاف خاورمیانه را منعکس میکند، بلکه پویاییهای ژئوپلیتیکی گستردهتر آن را بازتولید میکند.
علیرغم تلاشهای اسلامآباد برای معرفی خود به عنوان یک مرکز دیپلماتیک و میانجی بیطرف برای مذاکرات صلح خاورمیانه، تردیدهایی در مورد توانایی پاکستان برای ایفای این نقش بدون تحمل پیامدهای نامطلوب داخلی و بینالمللی وجود دارد.
این پیوستگی سوال مهمی را ایجاد میکند: آیا افول نفوذ منطقهای ایران و افزایش حضور اسرائیل در جنوب آسیا، اهمیت راهبردی پاکستان را افزایش داده و نگرانی اصلی بلندمدت تلآویو را رقم میزند؟
ترکیب زرادخانه هستهای اسلامآباد و اهمیت روزافزون آن به عنوان یک میانجی دیپلماتیک حیاتی در مناقشات خاورمیانه میتواند آن را به رقیبی نیرومندتر و پیچیدهتر برای منافع اسرائیل نسبت به رقبای معمولی منطقهای مانند ترکیه تبدیل کند. با این وجود، شرایط ژئوپلیتیک منطقهای حاکم و موانع داخلی ممکن است موانعی برای تلاشهای دیپلماتیک بینالمللی اسلامآباد ایجاد کند.
به هیچ عنوان قابل اعتماد نیست.




