آمریکا جزایر ایران را تصرف کند باید شاهد افزایش تلفات نظامیانش باشد/ فکر نمیکنم خود ترامپ هم بداند که چگونه به این جنگ پایان دهد!

عضو پیشین شورای اطلاعات ملی آمریکا گفت تصرف جزایر ایرانی در خلیج فارس توسط آمریکا و افزایش احتمالی تلفات نظامی آمریکا، باعث تشدید بحث در داخل ایالات متحده درباره ادامه یا توقف جنگ خواهد شد.
به گزارش سرویس بین الملل تابناک، آمریکا و رژیم اسرائیل پس از ترور آیتالله سید علی خامنهای، رهبر انقلاب اسلامی، به همراه چندین فرمانده ارشد نظامی و غیرنظامی در ۲۸ فوریه، یک عملیات نظامی گسترده و بدون دلیل علیه ایران آغاز کردند.
این حملات شامل حملات هوایی گسترده به اماکن نظامی و غیرنظامی در سراسر ایران بوده که تلفات قابل توجهی داشته و خسارات گستردهای به زیرساختها وارد کرده است.
در پاسخ، نیروهای مسلح ایران عملیات تلافیجویانهای انجام دادهاند و مواضع آمریکاییها و اسرائیلیها را در سرزمینهای اشغالی و پایگاههای منطقهای با موجی از موشکها و پهپادها هدف قرار دادهاند.
در خصوص این موضوع خبرنگار تابناک گفتگویی با پروفسور «پل پیلار» استاد دانشگاه جورج تاون آمریکا انجام داده که در ادامه آمده است.
«پل پیلار» یکی از سردبیران نشریه نشنال اینترست و عضو ارشد مرکز تحقیقات امنیتی دانشگاه جورج تاون و نیز مرکز سیاستهای امنیتی ژنو است. وی در سال ۲۰۰۵ پس از ۲۸ سال فعالیت در جامعه اطلاعاتی ایالات متحده از سازمان اطلاعات مرکزی (DCI) بازنشسته شد و پس از آن به عنوان استاد مهمان در برنامه مطالعات امنیتی در دانشگاه جورج تاون حضور یافت.
مناصب ارشد دولتی پیلار، شامل افسر اطلاعات ملی خاورنزدیک و آسیای جنوبی، رئیس واحدهای تحلیلی در CIA در حوزههای خاورنزدیک، خلیج فارس و آسیای جنوبی، معاون رئیس مرکز ضد تروریستی DCI و دستیار اجرایی مدیر اطلاعات مرکزی بوده است. پروفسور پیلار همچنین در شورای اطلاعات ملی به عنوان یکی از اعضای اصلی گروه تحلیلی آن فعالیت میکرد. وی کهنهسرباز جنگ ویتنام و افسر بازنشسته ارتش ایالات متحده نیز هست.
پل پپلار دارای مدرک افتخاری از کالج دارتموث، لیسانس فلسفه از دانشگاه آکسفورد و کارشناسی ارشد و دکترا از دانشگاه پرینستون است. کتابهای پل پیلار عبارتند از: «مذاکره برای صلح: خاتمه جنگ بعنوان یک روند چانهزنی (۱۹۸۳)»؛ «تروریسم و سیاست خارجی ایالات متحده (۲۰۰۱)»؛ «اطلاعات و سیاست خارجی ایالات متحده: عراق، ۱۱ سپتامبر و اصلاح اشتباهات (۲۰۱۱)» و «چرا آمریکا جهان را اشتباه میفهمد: تجربه ملی و ریشههای سوءبرداشت (۲۰۱۶)».
*بر اساس برخی گزارشها، استیو ویتکاف و جرد کوشنر (نمایندگان آمریکا در مذاکره با ایران) از جمله عوامل اصلی فشار به ترامپ برای جنگ با ایران بودهاند. این در حالی است که به گفته برخی منابع، دلیل سفر وزیر خارجه عمان به آمریکا پس از دور سوم مذاکرات، تصور وزیر خارجه عمان از این بود که اطلاعات صحیح توسط ویتکاف و کوشنر به ترامپ منتقل نشده است. ارزیابی شما از این موضوع چیست؟ آیا مذاکرات یک ژست سیاسی از سوی آمریکا بود یا اطلاعات نادرست به ترامپ منتقل شد؟
هر دوی این احتمالات به یک اندازه محتمل هستند. ویتکاف و کوشنر توسعه دهنده املاک هستند، نه دیپلمات، و اینکه ترامپ انجام مذاکرات دشوار را نه تنها با ایران بلکه در مورد اوکراین و غزه نیز به آنها بسپارد، یک نقطه ضعف بزرگ محسوب میشود—هم برای ایالات متحده، و هم برای حل مسالمت آمیز مناقشات.
ویتکاف استفاده چندانی از تخصص موجود در بدنه حرفهای بوروکراسی نکرده است. نشانههایی وجود دارد که او از برخی موضوعات مطرح شده در گفتوگوها با ایران، از جمله در مورد اینکه راکتور تحقیقاتی تهران چه اهمیتی دارد، درک کافی نداشته و او و کوشنر اهمیت پیشنهادی را که ایران روی میز گذاشته بود به طور کامل درک نکردهاند.
در عین حال، نشانههایی وجود دارد که ترامپ پیش از آنکه ویتکاف و کوشنر از دور آخر مذاکرات در فوریه گزارش دهند، صرف نظر از درست یا نادرست بودن آنچه آنها گزارش کردند، بیشتر تصمیم خود را برای شروع جنگ گرفته بود.
*برخی گزارشها حاکی از آن است که ترامپ فکر نمیکرد ایران بتواند تنگه هرمز را برای چنین مدت طولانی تحت کنترل خود نگه دارد. او تصور میکرد که حتی اگر تنگه هرمز بسته شود، آمریکا قادر خواهد بود سریعاً آن را باز کند. این در حالی است که این تنگه و متعاقباً قیمت نفت به برگ برنده استراتژیک ایران تبدیل شد. ارزیابی شما چیست؟
فرآیند تصمیم گیری در مورد مسائل امنیت ملی در دوران ترامپ، نه فقط در مورد این جنگ بلکه در مورد همه چیز دیگر، به شدت دچار نقص و ناکارآمدی است. نیروی انسانی شورای امنیت ملی که قرار است فرآیند منظم بررسی سیاستها را سازماندهی و نظارت کند، به شدت تحلیل رفته است.
به نظر میرسد ترامپ اغلب تصمیمات را صرفاً بر اساس هوس یا آنچه از آخرین فردی که با او صحبت کرده میشنود، اتخاذ میکند.
بنابراین، با وجود اینکه بسته شدن تنگه هرمز به عنوان واکنشی از سوی ایران برای سالها یکی از پرتکرارترین موضوعات در تحلیلهای مربوط به جنگ احتمالی با ایران بوده، به نظر نمیرسد چشم انداز بسته شدن تنگه—چه رسد به چالشهای نظامی تلاش برای بازگشایی آن در میان جنگی در جریان—توسط ترامپ و هر کسی که بیشترین تأثیر را بر تصمیم او برای شروع جنگ داشته، به طور کامل و دقیق مورد بررسی قرار گرفته باشد. این قصور، یکی از فاحشترین اشتباهات در آغاز این جنگ است.
*ایران و آمریکا در حال مذاکره هستند. ترامپ اعلام کرده که حمله به نیروگاههای برق ایران را برای ارزیابی نتیجه مذاکرات به تعویق انداخته است. آیا او فقط به دنبال خرید زمان است، یا ممکن است جنگ با یک توافق پایان یابد؟ آیا راهحل نظامی برای این جنگ وجود دارد؟
تصمیم گیری ترامپ در مدیریت جنگ به همان اندازه که تصمیم او برای شروع جنگ در وهله اول بود، از هم گسیخته و نامنسجم است. فکر نمیکنم خود او هم بداند که چگونه به این جنگ پایان خواهد داد.
احتمالاً اولین انتخاب او نوعی توافق مذاکراتی است، اما اگر از شرایطی که از مذاکره حاصل میشود خوشنود نباشد، گزینه تشدید نظامی را حفظ خواهد کرد. تنها از حیثی که بتوان گفت یک «راه حل نظامی» وجود دارد این است که ترامپ ممکن است با استناد به اینکه آمریکا در نابود کردن بخش عمدهای از توانایی نظامی ایران موفق بوده، حملات را پایان داده و ادعای پیروزی کند. اما این فقط یک احتمال است.
*به نظر شما آیا ایران در یک توافق احتمالی، کنترل تنگه هرمز را واگذار میکند، یا آن را به عنوان یک برگ بازدارنده برای آینده حفظ میکند؟
من از این درخواست که ظاهراً ایران در آخرین پیشنهاد خود برای به رسمیت شناخته شدن «حاکمیت» خود بر تنگه هرمز گنجانده، متعجب شدهام. این تنگه مانند تنگه بسفر و داردانل نیست که یک کشور—ترکیه—در دو طرف آبراه قرار داشته و کنترل ترکیه بر تنگه و تعهد آن به پیروی از قوانین خاص در اعمال آن کنترل، موضوع یک معاهده بینالمللی باشد.
ایران حتی دو طرف تنگه هرمز را در اختیار ندارد؛ مگر عمان در این زمینه ادعایی ندارد؟ هر توافق مذاکراتی درباره این تنگه بر اساس حاکمیت صحبت نمیکند، بلکه ممکن است حاوی زبانی باشد که در آن ایران متعهد میشود به بسته شدن کنونی تنگه پایان دهد، همراه با زبانی دیگر که آمریکا بتواند آن را به عنوان تعهدی برای آینده تعبیر کند و ایران نیز بتواند آن را به عنوان چشمپوشی نکردن از یک ابزار بازدارنده در صورت وقوع جنگ در آینده تفسیر نماید.
*در نهایت، به نظر شما آیا آمریکا میتواند جنگ را ادامه دهد و حتی برخی جزایر ایران در خلیج فارس را تصرف کند؟ اگر چنین شود، پیامدهای آن برای آمریکا چه خواهد بود؟
قطعاً برای آمریکا امکان پذیر است که جنگ را مدتی ادامه دهد، علیرغم نگرانیهایی مبنی بر کاهش ذخایر برخی مهماتش. آمریکا همچنین این قابلیت را دارد که چندین جزیره در خلیج فارس از جمله خارگ و جزایر نزدیک به تنگه هرمز را تصرف کند.
با این حال، اگر آنها را تصرف کند، نیروهای اشغالگر به اهداف اصلی آتش ایران تبدیل خواهند شد و احتمالاً تلفات آمریکا افزایش مییابد. این موضوع باعث تشدید بحث در داخل ایالات متحده درباره ادامه یا توقف جنگ خواهد شد. نظرسنجیها نشاندهنده تقسیم افکار عمومی در مورد حمایت از آغاز جنگ هوایی است، اما اکثریت قاطع با اعزام نیروی زمینی به جنگ مخالف هستند.
نابغه میگه اگر امریکا جزیره را تصرف کند احتمالا تلفاتش افزایش خواهد یافت
واقعا ناراحتم چرا نرفتم کارشناس بشم
:D
به نظر بنده، احتمال دارد که آمریکا بتواند جزایر را تصرف بکند ولی با تلفات زیاد، مجبور به عقب نشینی و تخلیه آنجا خواهد شد




