خوش رقصی دن کیشوت های خارج نشین روی خون ایران/ این توئیت ها تاوان دارد
توئییت هایی همانند توئییت آقای «ظاهرا پزشک» خارج نشین که دشمن را تهییج به حمله به بیمارستانهای کشور می کند، یکی از صدها خوش رقصی دن کیشوت های متوهم برای دشمنان است.

نه سوگند معروف، نه عشق به هموطن و نه چیزی به نام وطن. تنها برای دم تکان دادن و خوشرقصی برای دیگری، جان بیماران و بیمارستاننشینان را به بازی گرفتهای.
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، شماره نظامپزشکی آقای «ظاهراً پزشک» متعلق به همین جایی است که حالا دارد برای ویرانی آن نقشهها میکشد.
به راستی چه شده به حال کسی که روزگاری سوگند یاد کرد که حافظ جان آدمیان باشد، اما امروز از آن سوی آبها، چنان مینالد که گویی دشمنی قسمخورده با همنوعان و هموطنان خویش است؟
آقای دکترِ دارای پروانه نظام پزشکی ایران، ساکن کانادا، در یک توئیت مدعی میشود که فرمانده نیروی انتظامی در زیر بیمارستان مفید مستقر شده است. او حتماً و قطعاً میداند که عاقبت احتمالی چنین اطلاعرسانی – اعم از واقعی یا دروغ – چه خواهد بود: مرگ بیمار و بیمارستان، زیر سایه سوگند آقای «ظاهراً پزشک».
این چه روایتی است؟
این چه روایتی است که از پس سالها دوری از وطن، برای مردمی که روزگاری شفایشان به دست امثال تو سپرده میشد، تدارک دیدهای؟ مگر نه این که یک مدعی طبابت باید پیش و بیش از هر چیزی حواسش به بیماران باشد؟ حتی به فرض که اطلاعاتت از حضور فلان مقام یا فرمانده در فلان بیمارستان درست است. آیا یک پزشک واقعی، برای دشمن همینگونه بیپروا خوشرقصی میکند، یا اگر مرام انسانیت و طبابتش در وجود باقی مانده، ابتدا به بیمارش میاندیشد؟ اگر از این مرامها در تو مانده، حتی در مقام خوشرقصی هم میتوانستی انسانیتر رفتار کنی. ابتدا میتوانستی پیامی کلی و هشدارآمیز بدهی که «آقای فلان مقام، میدانیم که در فلان بیمارستان پنهان شدهای، بیرون بیا و جان انسانها را به بازی نگیر.» و پایان توئیت را آغشته به هشدار میکردی که اگر بیرون نیامدی، مجبوریم بیمارستان را لو بدهیم و آن وقت مسئولیت همه اتفاقات با شماست. اما وقتی همان ابتدا بیگدار به آب میزنی و اطلاعات دروغ را با اندکی واقعیت به هم میآمیزی، یعنی مرضی از نفاق و خیانت در وجودت ریشه دارد. وای به روزی که تو و امثال تو در این مملکت قدرتی در دست داشته باشید.
بیمارستانها یادگار نیکنامی پزشکان و پرستارانی است که سوگند خوردهاند در هر شرایطی، حتی زیر آوار و در میان دود و آتش، دست از سر بیماران برندارند. اما تو از کانادا علیه ایران توئیت میزنی و برای دشمنان این سرزمین آدرس میدهی که نتیجهاش نابودی کودکان و بیماران خواهد بود و زمینهسازی برای عزادار کردن انبوهی دیگر از خانوادهها. آن وقت مدعی ساختن زندگی بهتر برای همین مردمانی؟
این همان بازی خطرناکی است که پیشتر نیز نمونهاش را دیدهایم.

برای آنها می نویسیم
این را مینویسم برای آنهایی که از دور دست، از آن سوی آبها، فتوای ویرانی میدهند. برای آنهایی که پزشکاند و سوگند خوردهاند، یا هموطن هستند و مدعی، اما حنجرهشان قفلی است برای دروغهای بزرگ. برای آنهایی که کد نظام پزشکی دارند و پروانه مطب، اما از کانادا مینویسند و آب به آسیاب دشمن میریزند. مینویسم برایشان که خون هموطن را بر آسیاب دشمن ریختن، سبزهزار بارور نخواهد کرد.
این را مینویسم برای آنها که یادشان رفته روزگاری کنار تخت بیمار میایستادند و نبض میگرفتند و نسخه مینوشتند. حالا نبض جامعه را میگیرند و نسخه دروغ میپیچند. آن روز ورزشگاه آزادی را یادتان هست؟ گفتند و آدرس غلط دادند و یک ورزشگاه را در پایتخت بر باد دادند. اینها قرار است بیایند و برای ما زندگی بسازند!
آیا سهمی از ایرانی بودن دارند؟
آری. این را بنویسید. بنویسید که تاریخ قضاوت میکند. بنویسید که آن روز که بیمارستان مفید را بزنند، اگر بزنند، و بچهای زیر آوار بماند، اگر بماند، آن قاتل یک چهره بیشتر ندارد: چهره کسی که از راه دور دروغ گفت و زمینه چید و خوابید و صبح بلند شد و قهوه خورد و باز توئیت کرد. خدا لعنت کند قلمی را که فتوای خون میدهد از راه دور. برای خوشرقصی و برای ویرانی انسانها.
به راستی اینان سهمی از ایرانی بودن دارند؟ اساساً با آنچه که در ایران به نام و به کام اینهاست چه باید کرد؟ اتفاقاً سهم آنها از هر چه در این سرزمین به نام و به کامشان است، دقیقاً برای همان بیماران و نیازمندان هزینه شود تا یادشان بماند که هزینههای خوشرقصیشان را پرداختهاند. و این چیز عجیبی نیست.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۱۲
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱۵
مرگ بر آمریکا
مرگ بر اسرائیل
مرگ بر منافق
نظرسنجی
برای ایرانیهای خارج نشین حامی حمله به وطن چه مجازاتی پیشنهاد میکنید؟





