ماپرا
صفحه خبر لوگوبالا تابناک
تور کیش
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
حسن بیادی در گفتگوی تفصیلی با تابناک روایت کرد

از ایده اولیه تشکیل آبادگران تا انتخاب احمدی نژاد/ از روش شرکت های هرمی استفاده کردیم

حسن بیادی، فعال سیاسی و عضو پیشین شورای شهر تهران از ایده تشکیل آبادگران تا انتخاب احمدی نژاد به شهرداری تهران سخن گفت.
کد خبر: ۱۳۵۹۳۶۶
| |
3043 بازدید
|
۲

از ایده اولیه تشکیل آبادگران تا انتخاب احمدی نژاد/ از روش شرکت های هرمی استفاده کردیم

در گفت‌وگو با  تابناک، حسن بیادی، فعال سیاسی و عضو پیشین شورای شهر تهران، از خاطرات و تجربه‌های خود در عرصه مدیریت شهری، انتخابات و فعالیت‌های اجتماعی سخن گفت. او در این مصاحبه از روزهای آغازین فعالیت سیاسی‌اش، از تدارک برنامه برای حضور در میان مردم و شبکه‌سازی در انتخابات، تا نقش خانواده در شکل‌گیری نگاه مدیریتی‌اش پرده برداشت.
بیادی با اشاره به چالش‌های اخلاقی و اجتماعی، تجربه خود از سالم‌ترین انتخابات شورا و اهمیت حضور متخصصان در مدیریت شهری را نیز تشریح کرده است. این گفت‌وگو تصویری از پشت صحنه مدیریت شهری و سیاست ارائه می‌دهد که شاید کمتر در رسانه‌ها بازتاب یافته است.
گفتگوی تابناک با حسن بیادی را در ادامه بخوانید:
تعداد بازدید : 567
کد ویدیو
 
 آبادگران چگونه ایجاد شد و چرا ناگهان در آن مقطع به یک جریان مؤثر تبدیل شد؟ آغاز ایده شکل گیری آن از کجا بود؟ 
من کارم را از مجموعه «هلیکوپترسازی» شروع کردم.  فعالیت حرفه‌ای من از سال ۱۳۵۶ با استخدام در آن مجموعه آغاز شد، در سال ۱۳۵۷ به طور جدی وارد کار شدم و تا سال ۱۳۷۰ در همان مجموعه هلیکوپترسازی ادامه فعالیت دادم.  پس از آن مقطع، در سال ۱۳۷۱ به یک شرکت سدسازی رفتم. سپس به عنوان مدیرکل هواشناسی استان خراسان منصوب شدم و بعد از آن به عنوان معاون در دانشگاه صنعتی مالک‌اشتر فعالیت کردم. پس از آن نیز به شورای شهر رفتم. پیش از ورود به شورا، به دلیل عوارض ناشی از مجروحیت شیمیایی مدتی در بیمارستان بستری بودم، اما پس از بهبودی، به عنوان معاون دانشگاه مالک اشتر منصوب شدم و در کنار رئیس دانشگاه اقای علی آبادی که الان وزیر نیرو است فعالیت کردم. در آنجا با هم یک تیم منسجم بودیم و کارهای ارزنده و بزرگی انجام دادیم که حتی مورد توجه مقام معظم رهبری نیز قرار گرفت.
یک روز بچه های بسیج من را دعوت کردند، پیش از آن، در مشهد حضور داشتم و مدیرکل استان خراسانِ قدیم بودم؛ یعنی پیش از آنکه استان خراسان تفکیک شود. از آنجا که از بچه‌های بسیج غرب تهران بودم، در آن جلسه شرکت کردم و مانند سایرین آرام نشسته بودم. ناگهان مجری برنامه اعلام کرد که از بنده دعوت می‌شود برای چند دقیقه صحبت کنم. آن سال، مقطعی بود که شورای شهر تهران منحل شده بود.
به هر حال، پشت تریبون رفتم و طبق روال همیشگی با «بسم‌الله الرحمن الرحیم» آغاز کردم؛ زیرا سخنرانی‌هایم غالباً رنگ و بوی مذهبی دارد. اندکی صحبت کردم، اما در میانه سخن گفتم اجازه بدهید صحبت‌هایم را قطع کنم و برای شما عزیزان مصیبتی بخوانم. سپس خطاب به حاضران گفتم: چرا کشور در این وضعیت قرار گرفته و شما فقط نشسته‌اید و نظاره می‌کنید؟ صرفاً شعار «مرگ بر فلانی» و «درود بر فلانی» کافی نیست.
از حاضران پرسیدم: مدرک تحصیلی شما چیست؟ یکی گفت فوق‌لیسانس برق دارم، دیگری گفت فوق‌لیسانس معماری دارم، دیگری گفت مهندسی متالورژی دارم.
 
همانجا اولین بار مطرح کردید؟
بله. همه این‌ها از بچه‌های بسیج بودند و افراد بی‌سوادی هم نبودند. گفتم شما در شهر اعلام می‌کنید که دو میلیون بسیجی داریم که با احتساب خانواده‌هایشان شاید به هشت میلیون نفر برسند؛ پس چگونه است که شما برای ثبت‌نام و ورود به عرصه مدیریت شهری اقدام نمی‌کنید؟ چرا وارد یک تشکل یا جریان منسجم نمی‌شوید تا در میدان عمل حضور داشته باشید؟ چرا اجازه می‌دهید به خاطر اختلافات شخصی، عده‌ای کشور را دچار تنش کنند؟
تأکید کردم که حضور در بسیج به معنای محدود ماندن در یک چارچوب خاص نیست؛ می‌توان در عرصه مدیریت شهری نیز خدمت کرد. حتی به یکی از حاضران که تمایلی به رفتن به مشهد یا تهران برای پذیرش مسئولیت بالاتر نداشت، گفتم: اگر مسئولیت بالاتری بپذیری و مردم را خوشحال کنی، این نیز کاری در مسیر امام رضا(ع) است. آثار و برکات امام رضا(ع) تنها در گریه و احساسات خلاصه نمی‌شود؛ حرکت و اقدام می‌خواهد. ما وقتی به زیارت می‌رویم، باید اعمال و رفتارمان را عرضه کنیم، از کوتاهی‌های خود عذرخواهی کنیم و از ایشان بخواهیم ما را به کارهای نیک تشویق کنند. نگاه ما باید کاربردی‌تر و مسئولانه‌تر باشد. آن روز سخنان تندی گفتم و در پایان نیز بخشی از کلامی درباره امام رضا(ع) قرائت کردم. پس از مدتی به تهران بازگشتم. یکی دو هفته بعد، به حرم مطهر امام رضا(ع) مشرف شدم و به امام رضا گفتم: «اگر صلاح می‌دانید که برای ثبت‌نام اقدام کنم، نشانه‌ای به من نشان دهید.» هنگامی که از حرم خارج شدم، یکی از دوستانم آقای براتی، که آن زمان فرمانده پایگاه مقداد بودند و بعدها مسئولیت‌هایی نیز گرفتند با من تماس گرفت و با شوخی گفت: «آقای غرغرو! آن‌قدر آن روز به ما انتقاد کردی، چرا خودت برای ثبت‌نام اقدام نمی‌کنی؟» همان لحظه این تماس را به‌عنوان نشانه تلقی کردم. همواره کارهایم را با توسل به امام رضا(ع) پیش می‌برم و از مردم هم می‌خواهم دعا کنند. به این ترتیب، برای ثبت‌نام اقدام کردم.
 
این همان آغاز راه بود. بعد چگونه به تشکیل تیم رسیدید؟
بعدها با ما تماس گرفتند و گفتند از میان حدود سیصد نفر، پس از بررسی‌ها و غربالگری، پانزده نفر انتخاب شده‌اند و جلسه‌ای در روز مشخصی برگزار خواهد شد. در آن جلسه شرکت کردم و با یک ارزیابی ابتدایی به این نتیجه رسیدم که نسبت به بسیاری از حاضران، تجربه اجرایی بیشتری دارم. در آن جمع، آقای دکتر شیبانی نیز حضور داشتند؛ شخصیتی که به‌حق اسطوره‌ای در انقلاب از نظر اخلاق، صداقت، پاکدستی و گذشت بودند. در ابتدا با خود گفتم شاید به دلیل سن بالا نتوانند نقش‌آفرینی جدی داشته باشند، اما بعدها دیدم که وجود ایشان چه اندازه برای ما منشأ خیر و برکت بود و بسیاری از خطرات را از ما دور کرد. همچنین آقای چمران نیز در آن مقطع حضور داشتند. اما مردم آن روز آن‌ را نمی‌شناختند. تنها به این دلیل که برادرشان شهید شده بود، شناخته شده بودند. من هم مدتی در خدمت برادر ایشان بودم و مدیر اجرایی جنگ های نامنظم و ستاد کل بودند و چهره ی تلویزیونی نبودند. تنها دو نفر شناخته شده بودند و بقیه تقریباً برای مردم ناشناخته بودند. اگر هم شناخته شده بودند، مانند خود ما بود که در هیئت رزمندگان غرب تهران احکام می‌دادیم و برای جوانان نصایح اجتماعی ارائه می‌کردیم. به همین دلیل، در هیئت‌های منطقه غرب تهران کمی شناخته شده بودیم و مردم ما را می‌شناختند، به خصوص به واسطه فعالیت‌های بسیج و دوران جنگ. در همان جلسه، پیشنهادی هم ارائه کردم. خدا رحمت کند مرحوم آقای دکتر نادر شریعتمداری را که بعدها فوت کردند؛ ایشان فردی فکور و اهل برنامه‌ریزی بودند و ذهن بسیار خلاق و خوشفکری داشتند. با این حال، اگر بخواهیم کاری مؤثر انجام دهیم، باید برنامه‌ریزی داشته باشیم و متخصص هر حوزه را دعوت کنیم تا دقیق توضیح دهد شهر چه مشکلاتی دارد. یادم هست آقای مهندس علیپور که بعداً نماینده قائم‌شهر در مجلس شد، دعوت شدند و توضیحاتی ارائه کردند. سپس متوجه شدیم که برای اجرای درست برنامه، نیاز است چند نفر از دانشگاهیان و متخصصان نیز معرفی شوند. بر اساس همین مطالعات و برنامه‌ریزی‌ها، مسیر ادامه پیدا کرد. در نهایت، هدف مشخص بود: هفت یا هشت نقطه هدف (تارگت) برای فعالیت داشتیم و تلاشمان بر این بود که رأی لازم را کسب کنیم و برنامه‌هایمان را به نتیجه برسانیم. این مسیر کاملاً حساب شده و هدفمند بود. و یکیش ملاقات مردمی بود.
این برنامه با عنوان «ملاقات مردمی» شناخته نمی‌شد؛ بلکه رویکرد آن چنین بود که باید در میان مردم حاضر شویم، سخنانشان را بشنویم، با آنان همدلی کنیم، دل به دست بیاوریم و اعتمادشان را جلب کنیم. 
 
//
 
ایده سفرهای استانی احمدی نژاد از همین جا بود؟
بله، ابتدا، ما خودمان برای ملاقات می‌رفتیم؛ بعدها ایشان رفتند، این روند تغییر کرد و ابتدا اعضای شورای شهر به ملاقات‌ مردم می‌رفتند. ایشان در این زمینه بسیار فعال بودند و حقیقتاً تخصص و توانمندی بالایی داشتند. واقعاً در همان لحظه و در همان‌جا، با تحلیل دقیق، مشکل مردم را حل می‌کردند. مسائلی را به یاد دارم که اگر آن زمان حل نمی‌شد، امروز شاید پنج هزار نفر دچار مشکل و بدبختی می‌شدند.
در خصوص برخی کارتل‌های رسانه‌ای نیز نقدهایی دارم. اگرچه من همکاری مستقیمی با ایشان نداشتم و نقدهایی به عملکردشان وارد می‌دانم، اما در عین حال شاخص‌های مثبتی نیز در ایشان وجود دارد.
 
مثلا چه شاخص هایی؟
نخستین نکته این است که آقای احمدی‌نژاد شب را با یاد مردم به صبح می‌رساند، نه با نگرانی درباره دولت و اینکه دولت چه می‌شود. ایشان بر این باور است که اصل، مردم هستند. این نکته بسیار مهمی است.
فارغ از هر قضاوتی که ممکن است درباره ایشان وجود داشته باشد، این ویژگی که انسان با دغدغه مردم و برای رضای خدا به خواب برود نه با نگرانی از اینکه دولت موفق می‌شود یا شکست می‌خورد حرکتی ارزشمند است. به هر حال، با همه این ملاحظات، به این جمع‌بندی رسیدیم که برای انتخابات باید شیوه‌ای مشخص انتخاب کنیم.
در آن مقطع، دو نفر از متخصصان حوزه بازرگانی که در زمینه برندینگ و سیستم‌های نوین فعالیت می‌کردند، با ما همکاری داشتند. در آن زمان، موضوعاتی مانند «گلدکوئست» و امثال آن هنوز مطرح بود. یکی از این افراد پیشنهادی ارائه کرد مبنی بر اینکه می‌توان از یک روش هرمی و مبتنی بر شبکه‌سازی برای پیشبرد فعالیت‌های انتخاباتی استفاده کرد. در واقع، پیشنهاد او همان شبکه‌سازی بود. ایشان آمد و ما را راهنمایی کرد. ما نیز زمینه‌ها و ظرفیت‌های لازم را در اختیار داشتیم؛ بنابراین فرآیند شبکه‌سازی را سامان دادیم و از این طریق وارد انتخابات شدیم.
وقتی وارد انتخابات شدیم، در آن زمان، به هر دلیلی، تقریباً همه افراد تأیید صلاحیت شدند؛ یعنی حتی یک نفر هم رد صلاحیت نشد. به خاطر دارم که مرحوم آقای ابراهیم یزدی نیز تأیید صلاحیت شدند. من شخصاً با ایشان مشکلی نداشتم؛ صرفاً شرایط و فضای آن مقطع را بیان می‌کنم.
در آستانه تبلیغات انتخاباتی، تصمیم گرفتیم برای مجموعه خود نامی انتخاب کنیم. من گفتم نام گروه را «ائتلاف آبادگران ایران اسلامی» بگذاریم. یکی از دوستان که انسان بسیار خوبی بود و علاقه زیادی به ایشان داشتم، پیشنهاد داد که اضافه کردن واژه «اسلامی» ممکن است بازتابی داشته باشد؛ اما من  تصمیم گرفتم نام را حفظ کنیم. به شوخی گفتم: «می‌خواهیم ریش‌هایمان را بزنیم تا ظاهر آراسته‌ای داشته باشیم، اما واژه اسلام را حفظ کنیم.» نتیجه این شد که مردم به خاطر اعتقاد و عملکرد ما، ۱۱ رأی آوردند. شاید باورکردنی نباشد، اما کل هزینه انتخاباتی ما به ۱۵۰ میلیون تومان هم نرسید. در همان زمان، در میان اصولگرایان، فردی بود که شخصاً همین مبلغ را فقط برای خود هزینه کرده بود، حتی از او دعوت کرده بودیم به جمع ما بپیوندد، اما پاسخ داد: «من چه کار کنم آنجا؟»
بسیاری از بزرگان مجلس، حتی اعضای هیئت‌رئیسه، حمایت کردند. آن مقطع هم‌زمان با فضای دوم خرداد بود و در نهایت، ما در انتخابات پیروز شدیم.
از ایده اولیه تشکیل آبادگران تا انتخاب احمدی نژاد/ از روش شرکت های هرمی استفاده کردیم
شرایط انتخابات در ان دوره چگونه بود؟
برای تأکید بر سلامت انتخابات، لازم است ذکر کنم که خودم نگرانی‌هایی داشتم و می‌گفتم نکند دستکاری یا تقلبی صورت گرفته باشد. در همان زمان، مصاحبه‌ای انجام دادم. در آن مصاحبه، سؤال شد که آیا در انتخابات تقلب نشده است که اقای تاج زاده نفر ۱۶ شد؟ حتی در برخی رسانه‌ها نوشته شده بود که اگر مثلاً آقای شیبانی از بهشت(اسم خیابان شورا بود) به بهشت عبور کند آقای تاج‌زاده جای او را خواهد گرفت. پاسخ دادم: خیر. کسی که بخواهد تقلب کند، منطقی است که فردی را به رتبه دوازدهم برساند؟ چرا یک نفر، طبیعتا سه نفر را جابه‌جا می کند؟ چنین کاری نشان‌دهنده منطقی نبودن ادعای تقلب است. بر همین اساس گفتم انتخابات بسیار سالم برگزار شد. رئیس وقت انتخابات، آقای تاجرنیا بودند. یک روز که برای درمان دندان‌هایم مراجعه کرده بودم به دلیل مسائل شیمیایی گذشته دندان‌هایم آسیب دیده بود پزشک معالج به من گفت: «من واقعاً مدیون شما هستم.» پرسیدم بابت چه؟ گفت: «من تاجرنیا هستم. به خدا حقیقت را گفتید.» همان‌طور که جناب تاجرنیا اشاره کردند، نباید تصور کنیم همه افراد با گرایش‌های مختلف، صرفاً اصولگرا یا اصلاح‌طلب، مؤمن و متدین هستند؛ متأسفانه در هر جناح، افراد بی‌دین و نامناسب هم وجود دارند. برخی از این افراد به او اصرار کردند که چند نفر را به فهرست اضافه کند، اما ایشان نپذیرفت و گفت: «شما درست گفتید؛ این انتخابات سالم‌ترین انتخابات بود.» ایشان تأکید داشتند که اجازه ندهند حتی یک نفر در حق دیگری ظلم کند، و به همین دلیل بود که تمامی افراد ما با هم رأی آوردند. در آن دوره، آقای مهدی مظاهری، فرزند آیت‌الله مظاهری، رأی نیاوردند. تنها فردی که به فهرست ما اضافه شد، آقای خادم بود. به اعتقاد من، اگر سه نفر مانند آقای خادم به مجموعه افزوده می‌شدند، بسیار بهتر بود. 
 
هنوز هم درباره آقای رسول خادم این نظر را دارید؟
هم‌اکنون نیز در رسانه‌ها همچنان از ایشان حمایت می‌کنم و معتقدم اگر شش دوره شورا را جمع‌بندی کنیم، شاید یک نفر مانند آقای خادم نباشد.
 
تور کیش
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
برچسب ها
سلام پرواز
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی: ۹
انتشار یافته: ۲
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۴۴ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۵
انتشار اين مصاحبه در شرايط فعلي سوال برانگيز است!! هر چند مردم از احمد و محمود و حسن و حسين عبور كرده اند
كشور به يك Renaissance در همه عرصه ها نيازمند است
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۵۴ - ۱۴۰۴/۱۲/۰۵
هزاران برابر شرکتهای هرمی به مملکت خسارت زدید
برچسب منتخب
# جنگ ایران و اسرائیل # قیمت دلار # قیمت سکه # مذاکرات ایران و آمریکا # ناو آبراهام لینکلن
نظرسنجی
در صورت تجاوز به خاک ایران، کدام گزینه باید در اولویت هدف قرار دادن باشد؟
مرجع جواهرات