تأخیر در فشارافزایی یعنی نابودی میلیاردها دلار ثروت ملی/قطر از ایران در پارس جنوبی جلو زد

فرزین سوادکوهی، سرویس انرژی تابناک: فشارافزایی به مجموعه اقداماتی گفته میشود که برای حفظ یا افزایش فشار مخزن بهکار میرود تا روند تولید در سطح پایدار باقی بماند. هر مخزن هیدروکربوری پس از مدتی تولید، بهطور طبیعی با افت فشار روبهرو میشود. در صورت عدم اجرای پروژههای فشارافزایی، این افت فشار به کاهش نرخ تولید، افزایش هزینه استخراج و در نهایت کاهش ضریب برداشت منجر خواهد شد. به همین دلیل، در میدانهایی که وارد نیمه دوم عمر تولید خود میشوند، اجرای این پروژهها نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت فنی و اقتصادی است.
نمونه بارز اهمیت این موضوع،میدان گازی پارس جنوبی است؛ میدانی که حدود ۷۰ درصد گاز مصرفی کشور را تأمین میکند و ستون فقرات امنیت انرژی ایران بهشمار میرود. بر اساس اعلام رسمی وزارت نفت، طرح فشارافزایی پارس جنوبی با هدف جلوگیری از افت تولید و حفظ توان برداشت روزانه تعریف شده و قرار است در قالب احداث سکوهای تقویت فشار و نصب کمپرسورهای فراساحلی اجرا شود. برآوردهای رسمی نشان میدهد در صورت عدم اجرای بهموقع این طرح، طی سالهای آینده افت تولید قابل توجهی در برخی فازهای میدان رخ خواهد داد.
مخزن پارس جنوبی که با کشور قطر مشترک است، سالهاست در حال تولید حداکثری است. طبیعی است که چنین تولیدی، به مرور باعث افت فشار مخزن شود. طبق اعلام مدیران شرکت ملی نفت ایران، اجرای پروژه فشارافزایی برای حفظ سطح تولید در دهه آینده ضروری است و بدون آن، روند کاهشی تولید گاز اجتنابناپذیر خواهد بود. بر همین اساس، قرارداد اجرای این طرح در اسفند ۱۴۰۳ با مشارکت چند شرکت بزرگ داخلی امضا شد، اما روند اجرایی آن هنوز به مرحله عملیاتی گسترده در دریا نرسیده و در بخشهایی با تأخیر مواجه است.
اهمیت تأخیر در این پروژه زمانی روشنتر میشود که بدانیم کاهش حتی چند ده میلیون مترمکعب در روز از تولید گاز پارس جنوبی، چه تأثیری بر تراز گاز کشور خواهد داشت. ایران در زمستانهای اخیر با ناترازی گاز مواجه بوده و مصرف خانگی و نیروگاهی به اوج میرسد. در چنین شرایطی، هر میزان افت تولید در بزرگترین میدان گازی کشور میتواند فشار مضاعفی بر شبکه گازرسانی، نیروگاهها و صنایع وارد کند. بنابراین فشارافزایی صرفاً یک پروژه توسعهای نیست، بلکه مستقیماً با امنیت انرژی و ثبات اقتصادی کشور گره خورده است.
تأخیر در اجرای طرحهای فشارافزایی محدود به پارس جنوبی نیست. در برخی میادین نفتی بهویژه در غرب کارون نیز تکمیل تأسیسات جانبی، خطوط انتقال، ایستگاههای پمپاژ و زیرساختهای نگهداشت فشار با کندی پیش رفته است. میدان نفتی آزادگان جنوبی، بهعنوان یکی از بزرگترین میادین مشترک ایران، در سالهای گذشته با چالشهایی در تکمیل برخی بخشهای توسعهای و زیرساختی مواجه بوده است. هرچند تولید از این میدان افزایش یافته، اما تکمیل زنجیره کامل تأسیسات پشتیبان و طرحهای نگهداشت تولید همچنان نیازمند شتاب بیشتر است.
باید توجه داشت که پروژههای فشارافزایی و تأسیسات جانبی ماهیتی متفاوت از پروژههای افزایش تولید اولیه دارند. توسعه اولیه یک میدان معمولاً با حفاری چاههای جدید و احداث واحدهای فرآورش همراه است که افزایش تولید روزانه را بهدنبال دارد. اما فشارافزایی پروژهای صیانتی است؛ یعنی از افت تولید جلوگیری میکند و مانع کاهش بازیافت نهایی مخزن میشود. از این منظر، اگرچه ممکن است در کوتاهمدت افزایش ظرفیت اسمی ایجاد نکند، اما در بلندمدت از کاهش میلیاردها دلار درآمد بالقوه جلوگیری میکند.
کارشناسان حوزه انرژی تأکید میکنند که در صورت تعلل در اجرای فشارافزایی، بخشی از گاز یا نفت موجود در مخزن ممکن است برای همیشه غیرقابل بازیافت شود. افت فشار میتواند باعث تغییر رفتار سیالات مخزن و کاهش کارایی چاهها شود.
در چنین شرایطی، حتی با سرمایهگذاریهای بعدی نیز امکان بازگرداندن کامل ظرفیت از دسترفته وجود ندارد یا هزینه آن بسیار سنگین خواهد بود. به بیان دیگر، تأخیر امروز میتواند هزینههای چندبرابری فردا را رقم بزند.
یکی از عوامل اصلی تأخیر در برخی پروژههای فشارافزایی، پیچیدگی فنی و نیاز به تجهیزات پیشرفتهای مانند کمپرسورهای فشار بالا و توربینهای خاص است. بخشی از این تجهیزات در گذشته از خارج تأمین میشد و محدودیتهای ناشی از تحریم، فرآیند تأمین را دشوار کرده است. در سالهای اخیر تلاشهایی برای بومیسازی برخی فناوریها و استفاده از توان شرکتهای دانشبنیان داخلی صورت گرفته، اما اجرای پروژههای عظیم فراساحلی همچنان نیازمند مدیریت دقیق زمان، منابع مالی و زنجیره تأمین است.
در کنار چالشهای فنی، موضوع تأمین مالی نیز اهمیت دارد. پروژههای فشارافزایی سرمایهبر هستند و بازگشت سرمایه آنها در قالب جلوگیری از افت تولید و حفظ درآمدهای آتی تعریف میشود، نه افزایش فوری فروش. همین ویژگی باعث میشود در برخی مقاطع، اولویت بودجهای به پروژههایی داده شود که افزایش تولید سریعتری نشان میدهند. با این حال، تجربه جهانی نشان میدهد کشورهایی که بهموقع در پروژههای نگهداشت و فشارافزایی سرمایهگذاری کردهاند، در بلندمدت عملکرد اقتصادی بهتری داشتهاند و ضریب برداشت بالاتری از مخازن خود محقق کردهاند.
در میدانهای مشترک، این مسئله حساستر نیز میشود. اگر یک کشور در اجرای طرحهای صیانتی و فشارافزایی تأخیر داشته باشد و طرف مقابل با سرعت بیشتری مخزن را مدیریت کند، درعمل سهم برداشت نهایی میتواند به نفع طرف فعالتر تغییر کند. از این رو، فشارافزایی در میادین مشترک صرفاً یک اقدام فنی نیست، بلکه بخشی از راهبرد حفظ منافع ملی بهشمار میرود.
امروز صنعت نفت ایران در نقطهای قرار دارد که بخش مهمی از میادین بزرگ آن وارد مرحله میانی یا حتی پایانی عمر تولید شدهاند. در چنین شرایطی، تمرکز بر پروژههای نگهداشت تولید و فشارافزایی باید هموزن پروژههای توسعهای دیده شود. هر روز تأخیر در اجرای این طرحها میتواند به معنای کاهش تدریجی توان تولید آینده باشد؛ کاهشی که جبران آن نیازمند سرمایهگذاریهای سنگینتر خواهد بود.
در نهایت، موضوع فشارافزایی را باید از زاویهای کلانتر دید. این پروژهها تضمینکننده پایداری تولید، حفظ سهم ایران از میادین مشترک، جلوگیری از افت ضریب برداشت و تأمین امنیت انرژی کشور هستند. اگرچه بخشی از تأخیرها ناشی از محدودیتهای فنی و خارجی است، اما تسریع در تصمیمگیری، تأمین مالی هدفمند و هماهنگی اجرایی میتواند این روند را اصلاح کند. آینده تولید نفت و گاز ایران بیش از آنکه به کشف میادین جدید وابسته باشد، به مدیریت هوشمندانه همین مخازن موجود و اجرای بهموقع طرحهای فشارافزایی وابسته است؛ طرحهایی که تأخیر در آنها، هزینهای بهمراتب بیشتر از سرمایهگذاری امروز به کشور تحمیل خواهد کرد.
بدو بدو
تناقض تکنولوژی و پخش ثروت نتیجش این شده.
ما موشک و فناوری هسته ای داریم اما نفت نمیتونیم استخراج کنیم یا با راندمان کم انجام میدیم...
چرا؟






