صفحه خبر لوگوبالا تابناک
تور کیش
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

نجات از موشک اسرائیل، قتل در ناآرامی دی

«محمد طالبی طرقی»، جوان ۳۶ ساله‌ای که شامگاه ۱۸ دی ماه در منطقه نارمک کشته شد، به گفته برادرش در ایام جنگ ۱۲ روزه نیز به دلیل تخریب منزل زیر آوار رفت و نجات یافت، اما پنجشنبه شب با اصابت تیری از پشت به سرش، جان باخته است.
کد خبر: ۱۳۵۸۲۷۱
| |
1750 بازدید
|
۱

نجات از موشک اسرائیل، قتل در ناآرامی دی

به گزارش تابناک به نقل از ایرنا؛ «علی طالبی» برادر بزرگتر مرحوم محمد طالبی طرقی به روایت زندگی برادر و نحوه کشته شدنش پرداخته است. برادر دیگر محمد به نام «عبدالله» در دفاع مقدس به شهادت رسید. محمد با مادرش زندگی می‌کرد.

مقابل در منزل، تعداد زیادی بنر تسلیت نصب شده و آگهی ترحیم جوانی خندان. داخل خانه که می‌رسیم چند تن از اقوام برای تسلیت آمده اند. در خلال صحبت وقتی صحبت از اخلاق او می‌شود، مادرش آرام آرام گریه می‌کند. در اینستاگرام تصویر این جوان منتشر و ادعا شده بود حامی پهلوی بوده اما برادرش این ادعا را رد می‌کند و می‌گوید این وصله‌ها به ما نمی‌چسبد.

گفت و گوی ما با علی طالبی، برادر محمد طالبی طرقی را بخوانید.

مرحوم چند سال داشت و شغلش چه بود؟

۳۶ سال؛ مجرد بود و کنار خانواده با مادر زندگی می کرد. شغلش کارپرداز شرکت‌های خصوصی بود.

کِی و کجا کشته شدند؟ عزیز شما معترض بود یا رهگذر یا ...؟ برای چه بیرون رفته بود؟

به خاطر شغلش دائم با موتور در حال تردد بود. پنجشنبه شب از محل کار به منزل نیامد و تلفنش از دسترس خارج بود. ظاهراً در مسیر که با موتور می‌آمد، به شلوغی خورده بود و از پشت سر هدف تیر قرار گرفته بود.

چگونه مطلع شدید؟ نحوه کشته شدن ایشان چگونه بود؟

آن شب تا پاسی از شب نیامد و هرچه گشتیم، او را پیدا نکردیم و تلفنش هم پاسخگو نبود. برای پیگیری به کلانتری رفتیم، جمعه ۱۰ صبح، تلفنش را خانمی جواب داد. آدرسش را گرفتیم و به سمت خانه‌اش رفتیم. این خانم کمی هم ترسیده بود که برایش مشکلی ایجاد شود، مدارکی مثل کارت سوخت، کارت ملی و تلفن همراه برادرم دست این خانم بود که به من داد و از او تشکر کردم. پرسیدم چه اتفاقی افتاده و اینها را کجا پیدا کردید؟ گفت حوالی میدان هفت حوض وقتی به سمت خانه می‌رفتیم، این گوشی و مدارک را پیدا کردم.

کجا مدارک را پیدا کرده بودید؟

نزدیک میدان ۷ حوض، میدان ۳۳ نارمک. آنجا مغازه ای نبود. از آقایی که دسته بچه اش را گرفته بود، پرسیدیم دیشب در این محل اتفاقی افتاده؟ گفتند ظاهرا اینجا یک موتورسوار را در حال حرکت از پشت با تیر زده اند. یک کلیپ ۳۰ ثانیه‌ای به من نشان داد. برادرم بدنسازی کار می‌کرد و دست عضله‌ای را که در فیلم دیدم، متوجه شدم برادر من است. با صورت روی زمین خوابیده بود و کاوری رویش کشیده بودند. پرسیدیم او را کجا بردند؟ گفتند با ماشین شخصی او را به بیمارستان منتقل کردند و در لحظه انتقال، نبض و علائم حیاتی داشت.

در محل افتادن پیکر چه اتفاقی افتاده بود؟ درگیری شده بود؟

در میدان ۳۳ نارمک مغازه ای نبود، ظاهرا اتفاق خاصی هم نیفتاده بود. از خیابان گلبرگ به سمت میدان‌ها رفت و آمد و حضور پراکنده افراد بوده اما آنجا آثاری از تخریب نبود. در کلیپ دست برادرم بیرون از کاور بود و ساعت و کتانی او را برده بودند؛ موتورش را هم برده بودند و اخیرا پلاکش پیدا شده که روی موتور نبوده است.

نپرسیدید چطور هدف قرار گرفته؟

صحبت ها مختلف بود، برخی می گفتند اینها جای دیگر تیر خورده‌اند و در اینجا رهایشان کرده‌اند. ولی من باورم نمی‌شود نیروهای امنیتی در زمان بحران و برقراری امنیت، جنازه‌ای را جابجا کنند، چون واقعا تاثیری ندارد. در کل ما به نتیجه خاصی از نحوه و جزئیات قتل نرسیدیم.

جای تیر را دیدید؟

بله، مشخص بود که از پشت سر خورده و در سر مانده بود و سمت چپ صورتش متورم شده بود.

فیلم را چه کسی گرفته بود؟

ساکنین محل. گفتند دو ساعتی ما به اورژانس زنگ می زدیم، ولی به دلیل شرایط و مسدود بودن راه ها نمی‌توانستند برسند و همین خونریزی باعث شهادت برادرم شد.

ما نظام و رهبری را با خواسته افراد وطن فروش و خائن عوض نمی‌کنیم، حرفهایی هم در فضای مجازی پشت ما زدند که از پلیس فتا پیگیری کردیم. ما خودمان خانواده شهید و ولایتمدار هستیم. این نظام به راحتی به دست نیامده است. نقشه این بود که افراد زیادی کشته شوند و خانواده اینها علیه نظام موضع بگیرند. ما پشت نظام هستیم، در جنگ ۱۲ روزه موشک به کنار خانه مادرم خورد و خانه آنها هم کاملا تخریب شد خوشبختانه مادر و خواهرم در آن روز شهرستان بودند اما محمد در ساختمان بود و زیر آوار ماند و دچار موج انفجار شد.

چطور این اتفاق افتاد؟

از محل با من تماس گرفتند که بلند شو بیا، من فکر کردم برادرم شهید شده، اما زیر آوار مانده بود و فقط سرش بیرون بود. همسایه‌ها و نیروهای امدادرسان او را از زیر آوار بیرون آورده بودند، موج انفجار باعث شده بود مدتی در شوک باشد و تعادل روحی نداشته باشد و با تخریب آن منزل، ما الان اینجا با هزینه شهرداری مستاجر هستیم.

چگونه پیکرشان را پیدا کردید؟

اولین جایی که به ذهنمان رسید، بیمارستان هنگام میدان رسالت بود. دامادمان زودتر رفت و تماس گرفت و گفت بیا، محمد را پیدا کردم. گفتم حالش چطور است؟ گفت او را برای اتاق عمل می‌برند. وقتی به بیمارستان رسیدم مرا در آغوش گرفت و زیر گریه زد و متوجه شدم برادرم شهید شده است. از آنجا با آمبولانس اجساد را به کهریزک می بردند و او را سوار ماشین کردیم.

در بیمارستان هنگام افراد دیگری هم بودند که کشته شده باشند؟

۱۰، ۱۵ نفر دیگر هم بودند که همه تیر به سرشان خورده بود، البته نمی دانم در کجا کشته شده بودند، اما هیچ کس از کمر به پایین هدف قرار نگرفته بود و همه تیر به سرشان خورده بود. چیزی که من فهمیدم، افرادی بودند که در کشتن تخصص داشتند. اکثر افراد از قلب یا سر هدف قرار گرفته بودند. من جنازه های زیادی را دیدم.. (برادر دیگر در این شرایط در حال گریه بود) کسی را ندیدم پایش تیر خورده باشد و اکثرا از سر و قلب تیر خورده بودند. کاری هم نداشتند این فرد معترض است یا رهگذر یا ..

چقدر دادید تا پیکر جوانتان را تحویل بگیرید؟

مبلغی پرداخت نکردیم، فقط هزینه اکو و میز و صندلی و سایبان دادیم. برای قبر هم پرداختی نکردیم.

شایعاتی بود که ۷۰۰، ۸۰۰ میلیون پول می گیرند..

در سالن عروجیان بهشت زهرا که پیگیر کار دفن بودم، فردی با ظاهری موجه بود که از من پرسید: «از شما پول نگرفته اند؟ به ما گفته اند باید ۲۰۰ میلیون تومان بدهید.» شاید می خواست سوء استفاده کند. به او گفتم نه.

رابطه شما با برادرتان چطور بود؟

برادرم خیلی با محبت بود، ۱۰ سال اختلاف سنی داشتیم و برای من احترام زیادی قائل بود. ۱۷، ۱۸ بار به کربلا رفته بود. یک بار یک انگشتر نقره برای من آورد، همیشه لبش خندان بود، (اینجا مادر گریه می‌کند) اهل خیر بود، ولی ما نمی‌دانستیم، گفته بود به کسی نگویید، وقتی او را دفن کردیم، یکی از عزیزان که مطلع بود، در سالن یکی از ریش سفیدان جمع بیان کرد که او اهل خیر بود و تاکید داشت کسی مطلع نشود. مراقب مادرمان هم بود و به شوخی می گفتیم اگر روزی ازدواج کنی، تکلیف مادر چه می شود؟

تور کیش
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
برچسب ها
سلام پرواز
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۱:۰۲ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۹
روحش شاد و خدایش بیامرزد...
برچسب منتخب
# جنگ ایران و اسرائیل # قیمت دلار # قیمت سکه # مذاکرات ایران و آمریکا # ناو آبراهام لینکلن
نظرسنجی
در صورت تجاوز به خاک ایران، کدام گزینه باید در اولویت هدف قرار دادن باشد؟
مرجع جواهرات