زندگی های معمولی زیر چرخ خودروهای میلیاردی! / قیمت گذاری خودرو با دنده ی لج!

ایرانخودرو و سایپا دو غول خودروسازی کشور که عملاً نبض بازار را در اختیار دارند هر بار با اعلام قیمتهای جدید، موج تازهای از شوک، ناامیدی و بیاعتمادی را به جامعه تزریق میکنند و انگار فرمان از دست همه در رفته و شاهد چرخه ی ویرانگری در نرخ گذاری های این خودروسازها هستیم.
به گزارش تابناک، افزایشهای ناگهانی و بعضاً عجیب قیمت خودرو در ایران، دیگر نه یک «خبر» که به یک «روال فرساینده» تبدیل شده است. این افزایش قیمت ها مانند شوکی که نه فقط خریداران بالقوه بلکه حتی ناظران و تحلیلگران بازار را نیز غافلگیر میکند که حتی تصور عموم بر این باور می چرخد که مدیران این دو غول خودروسازی روی دنده لج با مردم افتاده اند تا از شیره ی تلاش و مزد و رنج آنها چرخ های چرخه ی تولیدشان را بچرخانند.
در شرایطی که خودرو در اغلب کشورهای جهان یک کالای مصرفی با دسترسی نسبتاً آسان تلقی میشود، در ایران به مفهومی دستنیافتنی، شبیه به آرزو یا حتی طنزی تلخ بدل شده است. فاصله میان درآمد شهروندان و قیمت خودرو آنقدر عمیق شده که خرید یک خودروی معمولی، نه نشانه رفاه، بلکه حاصل سالها پسانداز، وام یا ورود به چرخهای از بدهی است. با دیدن قیمت های روزانه خودروها این رنج را به دل می کشید که زندگی های معمولی مردم امروزی زیر چرخ خودروهای میلیاردی به مقصد تباهی در جریان است و نفسی نمی توانی چاق کنی تا پولت به خرید خودرویی معمولی برسد!
بازار بی منطق - قیمتهای بدون توضیح!
آنچه بیش از خودِ افزایش قیمتها افکار عمومی را آزار میدهد، «بیقاعدگی» این افزایشهاست. قیمت خودرو در ایران نه از فرمول شفافی پیروی میکند، نه تابعی روشن از نرخ ارز، هزینه تولید، بهرهوری یا حتی تورم رسمی است. گویی قیمتها هر زمان که اراده شود، با تصمیمی پشت درهای بسته تغییر میکند؛ تصمیمی که نه مسئولیتپذیری روشنی دارد و نه پاسخگویی مشخصی.
در بسیاری از بازارهای جهانی، افزایش قیمت خودرو معمولاً محصول مجموعهای از عوامل قابل ردیابی است: رشد هزینه مواد اولیه، تغییرات نرخ انرژی، ارتقای فناوری، استانداردهای زیستمحیطی یا دستمزد نیروی کار. این عوامل، هر چند ممکن است قیمت را بالا ببرند، اما در چارچوبی قابل تحلیل و پیشبینی حرکت میکنند. در ایران اما مصرفکننده با عددی مواجه میشود که نه توضیح داده میشود و نه امکان راستیآزمایی آن وجود دارد.
خودروهای دیروز با قیمتهای فردا
تناقض تلخ بازار خودرو ایران آنجاست که محصولاتی با پلتفرمهای قدیمی، فناوری محدود و کیفیتی که سالها محل انتقاد بوده، با قیمتهایی عرضه میشوند که در بسیاری از کشورهای جهان میتوان با آنها خودروهایی بهمراتب ایمنتر، کممصرفتر و بهروزتر خریداری کرد. این مقایسه، نه از سر اغراق، بلکه واقعیتی است که با یک نگاه ساده به بازارهای جهانی آشکار میشود.
در بازارهای بینالمللی، رقابت خودروسازان را وادار میکند برای حفظ مشتری، کیفیت را بالا ببرند و قیمت را کنترل کنند. در ایران اما ساختار شبهانحصاری، عملاً انگیزهای برای بهبود کیفیت یا کنترل قیمت باقی نگذاشته است. مصرفکننده ناچار است میان «گران خریدن» و «نخریدن» یکی را انتخاب کند؛ انتخابی که هر دو سوی آن باخت است.
ناامیدی اجتماعی؛ هزینه پنهان گرانی خودرو!
افزایش قیمت خودرو فقط یک مسئله اقتصادی نیست؛ پیامدهای اجتماعی و روانی آن کمتر دیده میشود اما عمیقتر است. وقتی خرید یک خودروی معمولی از دسترس بخش بزرگی از جامعه خارج میشود، احساس عقبماندگی، بیعدالتی و بیثباتی تقویت میشود. این وضعیت بهویژه برای نسل جوان، که خودرو را نه کالای لوکس بلکه ابزار کار و زندگی میداند، به معنای محدود شدن افقهای آینده است.
بازاری که در آن قیمتها قابل پیشبینی نیستند، اعتماد عمومی را فرسایش میدهد. مردم دیگر برنامهریزی نمیکنند، بلکه صرفاً منتظر «شوک بعدی» میمانند. همین انتظار دائمی، خود به عاملی برای التهاب بیشتر بازار تبدیل میشود.
سؤالهای بیپاسخ - مشتریان ناچار!
پرسش اصلی همچنان بیپاسخ مانده است: چرا قیمت خودرو در ایران از هیچ نظم مشخص اقتصادی تبعیت نمیکند؟ چرا گزارشهای شفاف از هزینه تولید، بهرهوری، زیان یا سود واقعی خودروسازان منتشر نمیشود؟ و چرا هر بار بارِ ناکارآمدی ساختاری، مستقیماً بر دوش مصرفکننده گذاشته میشود؟
تا زمانی که این پرسشها پاسخی روشن نیابند، هر افزایش قیمت جدید، نهتنها گرهی از مشکلات صنعت خودرو باز نخواهد کرد، بلکه فاصله میان مردم و سیاستگذاران اقتصادی را عمیقتر خواهد ساخت. خودرویی که روزگاری نماد پیشرفت صنعتی بود، امروز به نماد سردرگمی اقتصادی و ناامیدی اجتماعی تبدیل شده است؛ نمادی که اصلاح آن، بیش از هر چیز، به شفافیت، رقابت و پاسخگویی نیاز دارد.
ماشین هم آرزو نه رویا شد ...
و اگر قیمت خودرو ثابت بمونه (که اگر با قیمت 350 میلیونی 36 ماه قبلِ کوییک مقابسه کنی ، 3 سال بعد کوییک 3 میلیارد میشه)
من میتونم کوییک بخرم (دقت کنید کوییک، مدیونی فکر کنی گفته باشم کمری!)
اگر کوییک هر 3 سال 3 برابر بشه، از نظر ریاضی یه کارمند تا 1000 سال با حقوق نمیتونه کوییک بخره
هر بار لازم نیست چرخ را اختراع کنیم
با دنیا سازش بیشتری داشته باشیم و روی نقاط مشترک به جای تکیه به نقاط اختلاف بپردازیم همه چیز درست می شود
فضای اقتصادی کشور به علت تحریم ها بسیار غیر شفاف شده و در غیر شفاف بودن هر کسی هر کاری می خواهد می کند




