پدافند عامل؛ وقتی جامعه باید یاد بگیرد چگونه در بحران بایستد

به گزارش تابناک؛پدافند عامل، در سادهترین تعریف، مجموعه اقداماتی است که بهصورت فعال برای کاهش اثرات تهدید انجام میشود. اگر پدافند غیرعامل بر استتار، پراکندگی، مقاومسازی و پیشگیری تکیه دارد، پدافند عامل وارد مرحله «عمل» میشود: از هشدار سریع و مدیریت بحران گرفته تا امداد، تخلیه، کنترل آتش، کمکهای اولیه و هدایت مردم. این مفهوم، صرفاً نظامی نیست؛ ستون اصلی آن جامعه است. بدون مشارکت شهروندان، هیچ ساختار رسمیای بهتنهایی نمیتواند بار بحران را به دوش بکشد.
در تجربه جنگهای معاصر، از خاورمیانه تا اروپای شرقی، یک واقعیت بارها تکرار شده است: کشورهایی که مردمشان آموزش دیدهاند، شبکههای محلی فعال دارند و پروتکلهای ساده اما روشن را تمرین کردهاند، حتی زیر شدیدترین فشارها هم توانستهاند تداوم زندگی را حفظ کنند. برعکس، جایی که اطلاعرسانی مبهم بوده و مردم نمیدانستهاند در لحظه خطر چه باید بکنند، خسارتها نهفقط انسانی، بلکه روانی و اجتماعی هم چند برابر شده است.
پدافند عامل از نقطهای شروع میشود که شاید ساده به نظر برسد: آگاهی. دانستن اینکه هشدارها چگونه اعلام میشود، پناه امن کجاست، خانواده چگونه باید با هم ارتباط بگیرد، و در ساعات اول بحران چه اولویتهایی وجود دارد. اینها مسائل پیچیده نظامی نیستند؛ مهارتهای زندگی در شرایط سختاند.
اولین اصل در پدافند عامل، مدیریت اطلاعات است. در شرایط جنگ یا تهدید، حجم شایعات و اخبار نادرست بهشدت افزایش پیدا میکند. انتشار بیمنبع تصاویر، بزرگنمایی خسارتها یا تکرار روایتهای احساسی میتواند جامعه را سریعتر از هر حملهای فرسوده کند. برای شهروندان، قاعده ساده است: خبر را فقط از منابع معتبر دنبال کنند، از بازنشر مطالب تأییدنشده خودداری کنند و بدانند سکوت مسئولانه گاهی ارزشمندتر از «اول بودن» در انتشار است. برای خانوادهها، داشتن یک منبع خبری مشخص و مورد اعتماد، از پراکندگی ذهنی جلوگیری میکند.

اصل دوم، آمادگی خانگی است. این آمادگی به معنای انبار کردن افراطی یا زندگی در حالت اضطراب دائمی نیست. یک بسته ساده شامل آب آشامیدنی برای چند روز، چراغقوه، باتری، پاوربانک، داروهای ضروری، نسخههای کپی مدارک مهم و یک جعبه کمکهای اولیه، میتواند در ساعات ابتدایی بحران تفاوت بزرگی ایجاد کند. تعیین یک محل امن در خانه، دور از پنجرهها و دیوارهای خارجی، و تمرین ساده رفتن به آن نقطه در صورت شنیدن هشدار، بخشی از همین آمادگی است.
در سطح خانواده، هماهنگی از همه چیز مهمتر است. باید از قبل مشخص شود اگر اعضا در بیرون از خانه بودند، کجا همدیگر را پیدا میکنند یا چگونه ارتباط میگیرند. یک نقطه ملاقات جایگزین، یک شماره تماس خارج از شهر برای پیامرسانی غیرمستقیم، و توافق روی اینکه چه کسی مسئول چه کاری است، از آشفتگی جلوگیری میکند. کودکان باید به زبان ساده بدانند هنگام خطر به کدام بزرگتر مراجعه کنند و چه رفتارهایی ایمن است. سالمندان و افراد دارای بیماریهای خاص هم نیازمند برنامه مشخصاند؛ از دسترسی به دارو تا امکان جابهجایی.

در فضای شهری، پدافند عامل یعنی احترام به دستورالعملهای رسمی، همکاری با نیروهای امدادی و پرهیز از تجمعهای غیرضروری. کنجکاوی در محل حادثه، عکس گرفتن و فیلمبرداری، علاوه بر خطر مستقیم، مسیر امدادرسانی را مسدود میکند. یکی از آسیبهای رایج در بحرانها، تبدیل شهروندان به «تماشاگر حادثه» است؛ رفتاری که هم جان خود فرد را به خطر میاندازد و هم زمان طلایی نجات دیگران را میگیرد.
سناریوهای احتمالی در جنگ متنوعاند و قرار نیست همه آنها رخ دهد، اما آمادگی برای چند حالت رایج میتواند آرامش عملی ایجاد کند. قطع موقت برق یا اینترنت، یکی از این سناریوهاست. داشتن رادیوی باتریخور، پاوربانک شارژشده و برنامهریزی برای ارتباط آفلاین درون خانواده، کمک میکند جریان اطلاعات قطع نشود. اختلال در زنجیره تأمین، سناریوی دیگری است؛ به همین دلیل داشتن ذخیره محدود اما منطقی مواد غذایی خشک و کنسروی، بدون افتادن در دام احتکار، توصیه میشود.
سناریوی دیگر، تخلیه موقت برخی مناطق است. در این وضعیت، مهم است که مردم فقط بر اساس اعلام رسمی حرکت کنند، مسیرهای تعیینشده را رعایت کنند و وسایل ضروری را از پیش آماده داشته باشند. تخلیه بیبرنامه، با خودروهای شخصی و بدون هماهنگی، میتواند به گرههای ترافیکی خطرناک منجر شود. پدافند عامل یعنی اعتماد به سیستم مدیریت بحران و ایفای نقش شهروند مسئول، نه تصمیمهای هیجانی.

در کنار اینها، بُعد روانی بحران نباید دستکم گرفته شود. اضطراب، بیخوابی و خستگی تصمیمگیری، دشمنان خاموش جامعهاند. حفظ روالهای کوچک زندگی، صحبت کردن در خانواده، محدود کردن مصرف اخبار، و کمک به همسایهها، بخشی از مقاومت مدنی است. تجربه نشان داده شبکههای محلی—از هیئتمدیره ساختمان تا گروههای محله—میتوانند در توزیع اطلاعات درست، شناسایی نیازمندان و ایجاد حس همبستگی نقش حیاتی داشته باشند.
پدافند عامل همچنین به معنای استفاده درست از ظرفیت داوطلبانه است. بسیاری از شهروندان مهارتهایی دارند: پزشکی، پرستاری، فنی، لجستیکی یا حتی مدیریت جمعیت. اگر این توانمندیها در قالب ساختارهای مشخص به کار گرفته شود، فشار از روی سیستم رسمی برداشته میشود. اما داوطلبی بدون آموزش و هماهنگی میتواند خطرآفرین باشد. بنابراین ثبتنام در سامانههای رسمی، گذراندن دورههای کمکهای اولیه و آشنایی با اصول ایمنی، سرمایهگذاری روی تابآوری جمعی است.

نکته مهم دیگر، محافظت از زیرساختهای نرم جامعه است: اعتماد، نظم و اخلاق عمومی. در شرایط جنگ، بازار شایعه داغ میشود، قیمتها ممکن است بالا برود و برخی سودجویان فعال شوند. مقابله با این پدیدهها فقط وظیفه دولت نیست؛ رفتار خرید مسئولانه، گزارش تخلفات و حمایت از کسبوکارهای محلی سالم، بخشی از پدافند عامل اجتماعی است. جامعهای که اجازه ندهد بحران به میدان رقابت فردی تبدیل شود، سریعتر ترمیم میشود.
باید پذیرفت که پدافند عامل پروژهای کوتاهمدت نیست. این یک فرهنگ است که از مدرسه شروع میشود، در خانواده تمرین میشود و در محله و شهر به بلوغ میرسد. آموزش کمکهای اولیه، مانورهای ساده تخلیه، آشنایی با هشدارها و حتی گفتوگو درباره سناریوهای احتمالی، اگر بهصورت منظم و بدون هیجان انجام شود، ترس را کاهش میدهد و جای آن را به آمادگی میدهد.
هدف از صحبت درباره جنگ، ایجاد وحشت نیست؛ هدف، واقعبینی است. واقعبینی یعنی بدانیم تهدید وجود دارد، اما بدانیم با رفتار درست میتوان اثر آن را محدود کرد. پدافند عامل به ما یادآوری میکند که شهروند منفعل، آسیبپذیر است؛ اما شهروند آگاه، بخشی از راهحل میشود. در جهانی که بحرانها پیچیدهتر شدهاند، شاید مهمترین سلاح هر جامعه نه فقط تجهیزات، بلکه بلوغ مدنی و همبستگی انسانی باشد.


