سینمای ما فاقد اتاق فکر است
گفتگوی «تابناک» با محمدرضا شجاعی
کد خبر: ۱۳۵۲۸۶
| | 4403 بازدید
سرویس دفاع مقدس «تابناک» ـ دکتر محمدرضا شجاعی هرچند که یک پزشک است، اما از سال 66 و از طریق همکاری با ابراهیم حاتمی کیا در فیلم «دیده بان»، به طور جدی وارد عرصه سینمای حرفهای شده و بعدها در فیلمهای مهاجر، قله دنیا، شعرهای سربی، اخراجیها(1)، و سریالهای قله عشق، آتش و شبنم، قسمت اول خوش رکاب و... به عنوان طراح صحنه و در سریالهای فاصلهها، جراحت، و رستگاران به عنوان مشاور همکاری داشته است. وی همچنین سابقه مدیریت در مراکز مختلف فرهنگی و سینمایی را در کارنامه خود دارد. با توجه و فعالیت دکتر شجاعی در عرصه سیما و سینما، گفتوگویی در همین ارتباط با ایشان انجام داده ایم که تقدیم میگردد:
• آقای دکتر وضعیت فعلی سینمای ایران و نیز تلویزیون را چگونه میبینید؟
سیما و سینمای ایران امروز از نظر محتوا دچار نقصانهای جدی است. با اینکه ما درف رهنگ اسلامی ناب ترین مفاهیم را داریم، اما سینماگران ما نتوانستهاند، این مفاهیم ارزشمند را در قالب هنرهای نمایشی به مخاطبان منتقل کنند. این درحالی است که با اینکه تفکر جهان غرب مبتنی بر انسان محوری و دنیا پرستی بوده و عاری از معرفت الهی است، اما سینمای غرب توانسته این تفکر را در آثار خود متجلی ساخته و به مخاطبان خود منتقل نماید و در جهت نهادینه کردن این دیدگاه از سینما نهایت بهره را ببرد. به هرحال، جای تاسف است که ما علی رغم تفکر الهی خود نتوانسته ایم از بیان فیلم و سینما در راستای تبیین این دیدگاه به درستی بهره بگیریم.
• علت این موضوع را درچه میبینید؟
یکی از مهمترین علل این است که سینمای غرب ارتباط و اتصال خوبی با مراکز فکری و اندیشمندان و تئوریسینهای جامعه خود دارد. اما سینمای ما فاقد چنین رویکردی بوده و گرفتار روزمرگی مفرطی شده است. به بیانی دیگر سینمای ما فاقد اتاق فکر بوده و ارتباط صحیحی با مراکز فکری کشور ندارد. سینمای ما برای تبدیل شدن به یک سینمای تأثیر گذار و با هویت باید ارتباط مستمر ومنسجمی با مراکزی همچون دانشگاهها و حوزههای علمیه برقرار کرده و دریافتهای خود را از این مراکز با بیانی ظریف و هنرمندانه به جامعه منتقل کند. در غیر این صورت سینمای ما همچنان دربند روزمرگی خواهد ماند و کار به جایی خواهد رسید که جامعه ما به دلیل بی هویتی این سینما، از آن فاصله خواهد گرفت و آن را طرد خواهدکرد.

• یکی دیگر از ضعفهای سینمای ایران را میتوان بی توجهی به مقوله پژوهش دانست، نظر شما در این خصوص چیست؟
متاسفانه بیتوجهی به به امور پژوهشی نه تنها در سینما بلکه در بسیاری از بخشهای مهم کشور دیده میشود. شما نگاه کنید مگر در بخش صنعت، اقتصاد، مسائل اجتماعی و... چقدر به پژوهش که باید مبنای هر برنامه ریزی و حرکتی میباشد، وقعی نهاده میشود. از آن بدتر اینکه گاهی درباره یک موضوع، پژوهشی به عمل میآید اما وقتی که میبینیم نتیجه گیری آن، منطبق با سلایق شخصی یا صنفی یا جناحی ما نیست، آن را کنار زده و در حرکتهای اقتصادی یا فرهنگی یا اجتماعی بر اساس میل خود حرکت نموده و آن پژوهش را نادیده میانگاریم. به هرحال سینما نیز از این مشکل و بی توجهی به مقوله پژوهش مستثنی نیست و آن اتاق فکری که من نبود آن را درسینمای ایران به عنوان یک ضعف دانستم، درصورت تشکیل باید مبنای کار و برنامه ریزی خود را بر اساس یافتههای پژوهشی پیش ببرد.

• آقای دکتر، مقوله اقتباس از جمله مقولاتی است که در سینما ودرشبکههای مختلف تلویزیونی دنیا جدی گرفته شده و از این رهگذر آثار بسیار درخشانی بر اساس رمانها و داستانها ساخته میشود، عدم رویکرد جدی سینمای ایران را به اقتباس در چه میبینید؟
دلایل مختفی برای این مسئله وجود دارد. از جمله اینکه بسیاری ازکارگردانهای ما روحیه فردگرایی دارند و دوست دارند کاری که میسازند فقط به نام آنها تمام شود و فکر میکنند که اقتباس از یک رمان یا قصه، استقلال و ابهت آنها را دچار خدشه میکند. حتی بعضی از کسانی که به اقتباس از آثار ادبی و تصویری دیگران میپردازند، در کمال بی انصافی حاضر نیستند تا نام اثری را که از آن اقتباس کردهاند و نام خالق آن را در تیتراژ قید نمایند. در صورتی که سالهاست در دنیا این مسئله جا افتاده که سینما یک هنر جمعی است و امروزه میبینیم که در سینمای جهان حتی برای دیالوگ نویسی نیز نویسنده مجزا میآورند تا به قوت کار بیفزایند. اما در سینمای ایران بعضیها با توهم و برداشت غلطی که از سینمای مولف دارند، میخواهند همه کارها اعم از نویسندگی، طراحی صحنه، طراحی لباس، آهنگسازی، بازیگری، تدوین، ساخت تیتراژ و کارگردانی توسط خودشان و یا حداکثر به کمک پسر عمه و دختر خاله و آبجی و داداش خودشان انجام گیرد و به این وسیله نام سینماگر مولف بر خود بگذارند. همین باعث میشود که با فیلمهایی روبهرو باشیم که به «شیر شترپلنگ» شبیهتر هستند تا به فیلم و سینما!
• شما در سینمای دفاع مقدس فعالیتهای مختلفی داشتهاید، وضعیت این سینما را درحال حاضر چگونه میبینید؟
مشکلی که سینمای دفاع مقدس در حال حاضر با آن روبهروست دخالت افراد غیر مسئول در این سینماست. بعضیها با این بهانه که دلشان برای سینمای دفاع مقدس میسوزد، گاه با این ادعا که میخواهند باعث رشد و رونق این سینما شوند، ایدهها و برنامههایی را پیشنهاد میکنند که بیشتر باعث دوری مردم از این سینما و رکود آن خواهد شد. باید بگذاریم هنرمند و فیلمساز دفاع مقدس بر اساس شهود قلبی و اعتقادی خود و بر اساس دغدغهای که دارد، فیلمش را بسازد و با او برخورد سفارشی نکرده و او را محدود به حرکت در مسیرهای کلیشهای نکنیم. افقهای بسیار زیادی در سینمای دفاع مقدس وجود دارد که اگر دست نویسندگان و فیلمسازان را باز بگذاریم، خواهند توانست با به تصویر کشیدن آنها، آثار با ارزش و پرمخاطبی خلق کنند و در یک کلام سینمای دفاع مقدس با فیلمها و سوژههای کلیشهای و بلیتهای صلواتی رونق نخواهد گرفت؛ بلکه با نگاه نو و پرداختن به مضامین مغفول مانده این سینما به رشد و پویایی خواهد رسید.

• آقای دکتر در پایان اگر ناگفتهای دارید بیان بفرمایید.
ببینید علی رغم اینکه سینما رسالتی دارد که درجهت ارتقای سطح فکری انسانها باید قدم بردارد، اما جنبه سرگرمی آن نیز باید لحاظ شود تا صرفأ به یک کلاس درس شبیه نشود زیرا در این صورت مخاطب را از سالنها فراری خواهیم داد و این به هنر فیلمساز برمی گردد تا مضامین با ارزش را با جذابیت به تصویر بکشد. نکته بسیارمهم دیگر اینکه بعضی از متولیان وافراد فکر میکنند که مسیر تحول جامعه و به بهشت بردن آنها ازطریق سینما شکل میگیرد وهمین باعث میشود که فشار زیادی به سینماگر وهنرمند وارد شده و مدام زیر ذره بین باشد. درصورتی که واقعأ سینما تنها بخشی از نیازهای فکری وفرهنگی جامعه را میتواتد تأمین کند وتامین خوراک فکری جامعه را باید بیشتر در کتابها، حوزهها و دانشگاهها دید. شما در هیچ جای دنیا نمیبینید که سینما باعث تحولی اجتماعی یا فرهنگی شده باشد؛ تاثیرگذاربوده است، اما اینکه یک تحول بنیادین و دگرگونی را ایجاد کند، خیر! پس باید بهاندازه ظرفیت سینما از آن انتظار و توقع داشت و با توقع بیجا از آن، دست فیلمساز را نبندیم و از توجه به سایر مراکز غفلت نکنیم. اگر ما به کتاب و کتب خوانی نیز بهاندازه سینما اهمیت دهیم، به اثرگذاری ماندگارتری درحوزه فکر و اندیشه دست خواهیم یافت. اگر دانشگاههای ما در دروس خود به داشجویان براساس معرفت دینی گام برداشته وصرفأ به آموزهها و تئوریهای غرب اکتفا نکنند، زمینه سازی خوبی برای ارتقای سطح فکری جامعه انجام خواهد گرفت.
گفتوگو از: محمد دیندار
• آقای دکتر وضعیت فعلی سینمای ایران و نیز تلویزیون را چگونه میبینید؟
سیما و سینمای ایران امروز از نظر محتوا دچار نقصانهای جدی است. با اینکه ما درف رهنگ اسلامی ناب ترین مفاهیم را داریم، اما سینماگران ما نتوانستهاند، این مفاهیم ارزشمند را در قالب هنرهای نمایشی به مخاطبان منتقل کنند. این درحالی است که با اینکه تفکر جهان غرب مبتنی بر انسان محوری و دنیا پرستی بوده و عاری از معرفت الهی است، اما سینمای غرب توانسته این تفکر را در آثار خود متجلی ساخته و به مخاطبان خود منتقل نماید و در جهت نهادینه کردن این دیدگاه از سینما نهایت بهره را ببرد. به هرحال، جای تاسف است که ما علی رغم تفکر الهی خود نتوانسته ایم از بیان فیلم و سینما در راستای تبیین این دیدگاه به درستی بهره بگیریم.
• علت این موضوع را درچه میبینید؟
یکی از مهمترین علل این است که سینمای غرب ارتباط و اتصال خوبی با مراکز فکری و اندیشمندان و تئوریسینهای جامعه خود دارد. اما سینمای ما فاقد چنین رویکردی بوده و گرفتار روزمرگی مفرطی شده است. به بیانی دیگر سینمای ما فاقد اتاق فکر بوده و ارتباط صحیحی با مراکز فکری کشور ندارد. سینمای ما برای تبدیل شدن به یک سینمای تأثیر گذار و با هویت باید ارتباط مستمر ومنسجمی با مراکزی همچون دانشگاهها و حوزههای علمیه برقرار کرده و دریافتهای خود را از این مراکز با بیانی ظریف و هنرمندانه به جامعه منتقل کند. در غیر این صورت سینمای ما همچنان دربند روزمرگی خواهد ماند و کار به جایی خواهد رسید که جامعه ما به دلیل بی هویتی این سینما، از آن فاصله خواهد گرفت و آن را طرد خواهدکرد.

• یکی دیگر از ضعفهای سینمای ایران را میتوان بی توجهی به مقوله پژوهش دانست، نظر شما در این خصوص چیست؟
متاسفانه بیتوجهی به به امور پژوهشی نه تنها در سینما بلکه در بسیاری از بخشهای مهم کشور دیده میشود. شما نگاه کنید مگر در بخش صنعت، اقتصاد، مسائل اجتماعی و... چقدر به پژوهش که باید مبنای هر برنامه ریزی و حرکتی میباشد، وقعی نهاده میشود. از آن بدتر اینکه گاهی درباره یک موضوع، پژوهشی به عمل میآید اما وقتی که میبینیم نتیجه گیری آن، منطبق با سلایق شخصی یا صنفی یا جناحی ما نیست، آن را کنار زده و در حرکتهای اقتصادی یا فرهنگی یا اجتماعی بر اساس میل خود حرکت نموده و آن پژوهش را نادیده میانگاریم. به هرحال سینما نیز از این مشکل و بی توجهی به مقوله پژوهش مستثنی نیست و آن اتاق فکری که من نبود آن را درسینمای ایران به عنوان یک ضعف دانستم، درصورت تشکیل باید مبنای کار و برنامه ریزی خود را بر اساس یافتههای پژوهشی پیش ببرد.

دلایل مختفی برای این مسئله وجود دارد. از جمله اینکه بسیاری ازکارگردانهای ما روحیه فردگرایی دارند و دوست دارند کاری که میسازند فقط به نام آنها تمام شود و فکر میکنند که اقتباس از یک رمان یا قصه، استقلال و ابهت آنها را دچار خدشه میکند. حتی بعضی از کسانی که به اقتباس از آثار ادبی و تصویری دیگران میپردازند، در کمال بی انصافی حاضر نیستند تا نام اثری را که از آن اقتباس کردهاند و نام خالق آن را در تیتراژ قید نمایند. در صورتی که سالهاست در دنیا این مسئله جا افتاده که سینما یک هنر جمعی است و امروزه میبینیم که در سینمای جهان حتی برای دیالوگ نویسی نیز نویسنده مجزا میآورند تا به قوت کار بیفزایند. اما در سینمای ایران بعضیها با توهم و برداشت غلطی که از سینمای مولف دارند، میخواهند همه کارها اعم از نویسندگی، طراحی صحنه، طراحی لباس، آهنگسازی، بازیگری، تدوین، ساخت تیتراژ و کارگردانی توسط خودشان و یا حداکثر به کمک پسر عمه و دختر خاله و آبجی و داداش خودشان انجام گیرد و به این وسیله نام سینماگر مولف بر خود بگذارند. همین باعث میشود که با فیلمهایی روبهرو باشیم که به «شیر شترپلنگ» شبیهتر هستند تا به فیلم و سینما!
• شما در سینمای دفاع مقدس فعالیتهای مختلفی داشتهاید، وضعیت این سینما را درحال حاضر چگونه میبینید؟
مشکلی که سینمای دفاع مقدس در حال حاضر با آن روبهروست دخالت افراد غیر مسئول در این سینماست. بعضیها با این بهانه که دلشان برای سینمای دفاع مقدس میسوزد، گاه با این ادعا که میخواهند باعث رشد و رونق این سینما شوند، ایدهها و برنامههایی را پیشنهاد میکنند که بیشتر باعث دوری مردم از این سینما و رکود آن خواهد شد. باید بگذاریم هنرمند و فیلمساز دفاع مقدس بر اساس شهود قلبی و اعتقادی خود و بر اساس دغدغهای که دارد، فیلمش را بسازد و با او برخورد سفارشی نکرده و او را محدود به حرکت در مسیرهای کلیشهای نکنیم. افقهای بسیار زیادی در سینمای دفاع مقدس وجود دارد که اگر دست نویسندگان و فیلمسازان را باز بگذاریم، خواهند توانست با به تصویر کشیدن آنها، آثار با ارزش و پرمخاطبی خلق کنند و در یک کلام سینمای دفاع مقدس با فیلمها و سوژههای کلیشهای و بلیتهای صلواتی رونق نخواهد گرفت؛ بلکه با نگاه نو و پرداختن به مضامین مغفول مانده این سینما به رشد و پویایی خواهد رسید.

ببینید علی رغم اینکه سینما رسالتی دارد که درجهت ارتقای سطح فکری انسانها باید قدم بردارد، اما جنبه سرگرمی آن نیز باید لحاظ شود تا صرفأ به یک کلاس درس شبیه نشود زیرا در این صورت مخاطب را از سالنها فراری خواهیم داد و این به هنر فیلمساز برمی گردد تا مضامین با ارزش را با جذابیت به تصویر بکشد. نکته بسیارمهم دیگر اینکه بعضی از متولیان وافراد فکر میکنند که مسیر تحول جامعه و به بهشت بردن آنها ازطریق سینما شکل میگیرد وهمین باعث میشود که فشار زیادی به سینماگر وهنرمند وارد شده و مدام زیر ذره بین باشد. درصورتی که واقعأ سینما تنها بخشی از نیازهای فکری وفرهنگی جامعه را میتواتد تأمین کند وتامین خوراک فکری جامعه را باید بیشتر در کتابها، حوزهها و دانشگاهها دید. شما در هیچ جای دنیا نمیبینید که سینما باعث تحولی اجتماعی یا فرهنگی شده باشد؛ تاثیرگذاربوده است، اما اینکه یک تحول بنیادین و دگرگونی را ایجاد کند، خیر! پس باید بهاندازه ظرفیت سینما از آن انتظار و توقع داشت و با توقع بیجا از آن، دست فیلمساز را نبندیم و از توجه به سایر مراکز غفلت نکنیم. اگر ما به کتاب و کتب خوانی نیز بهاندازه سینما اهمیت دهیم، به اثرگذاری ماندگارتری درحوزه فکر و اندیشه دست خواهیم یافت. اگر دانشگاههای ما در دروس خود به داشجویان براساس معرفت دینی گام برداشته وصرفأ به آموزهها و تئوریهای غرب اکتفا نکنند، زمینه سازی خوبی برای ارتقای سطح فکری جامعه انجام خواهد گرفت.
گفتوگو از: محمد دیندار
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


