قاصد؛ روایت یک ماهوارهبر ایرانی که از سکوت به مدار رسید

به گزارش تابناک ؛ آخرین پرتاب رسمی فضایی توسط نیروی هوافضای سپاه پاسداران، به پرتاب زیرمداری ماهوارهبر «قاصد» در تیرماه ۱۴۰۴ بازمیگردد؛ پرتابی که اندکی پس از پایان جنگ ۱۲ روزه انجام شد و به دلایل حفاظتی، جزئیات و تصاویر آن بهصورت رسمی منتشر نشد. با این حال بررسی تصاویر ماهوارهای از سکوی پرتاب و مرور سوابق عملیاتی قاصد نشان میدهد این ماهوارهبر اکنون به مرحلهای از بلوغ فنی رسیده که میتوان آن را یکی از ستونهای اصلی برنامه فضایی نظامی ایران ارزیابی کرد.
پرتاب تیرماه ۱۴۰۴ ماهوارهبر قاصد، اگرچه در فضای رسانهای بازتاب گستردهای نداشت، اما از منظر فنی و راهبردی اهمیت ویژهای دارد. این پرتاب در شرایطی انجام شد که کشور بهتازگی از یک درگیری مستقیم ۱۲ روزه عبور کرده بود و هرگونه فعالیت حساس نظامی و فناورانه، بهصورت طبیعی در چارچوب ملاحظات امنیتی شدید قرار داشت. سکوت خبری پیرامون این پرتاب، نه نشانه ضعف، بلکه نشانه تغییر رویکرد به مدیریت اطلاعات در حوزه توانمندیهای راهبردی است.
تصاویر ماهوارهای منتشرشده از محل پرتاب، که مربوط به دو روز پیش از پرتاب و فردای آن است، نشان میدهد جایگاه استقرار پرتابگر قاصد در پرتابهای پیشین مجدداً مورد استفاده قرار گرفته و در تصویر پس از پرتاب، تیرگی قابل مشاهده روی زمین، ناشی از سوختگی سطح و آثار خروج گازهای داغ موتور است. این نشانهها تأیید میکند که با یک پرتاب واقعی و عملیاتی مواجه هستیم، نه یک آزمایش زمینی یا مانور فنی.

با احتساب این پرتاب، قاصد تاکنون پنج پرتاب موفق و رسمی را تجربه کرده است؛ آماری که برای یک ماهوارهبر با کاربری نظامی، عددی معنادار محسوب میشود. نخستین پرتاب قاصد در فروردین ۱۳۹۸ انجام شد؛ پرتابی زیرمداری که طی آن محموله تصویربرداری «نبا» به ارتفاع حدود ۲۵۰ کیلومتر رسید. این پرتاب در عمل اثباتکننده توان اولیه سامانه پیشران، سازه و هدایت پرتابگر بود و نشان داد پروژه قاصد از مرحله طراحی عبور کرده است.
دومین پرتاب، نقطه عطف اصلی در کارنامه قاصد محسوب میشود. در اردیبهشت ۱۳۹۹، این ماهوارهبر توانست تاسواره «نور-۱» را در مدار دایروی حدود ۴۲۵ کیلومتری زمین قرار دهد. عبور از پرتاب زیرمداری به پرتاب مداری، جهشی فنی محسوب میشود که نیازمند هماهنگی دقیق میان پیشرانش چندمرحلهای، سامانه هدایت و کنترل و مدیریت لحظه جدایش مراحل است. موفقیت این پرتاب، قاصد را از یک پروژه آزمایشی به یک سامانه عملیاتی ارتقا داد.
در اسفند ۱۴۰۰، سومین پرتاب با قرار دادن تاسواره «نور-۲» در مدار دایروی ۵۰۰ کیلومتری انجام شد. افزایش ارتفاع مدار نسبت به نور-۱، نشاندهنده بهبود عملکرد پیشران و افزایش دقت سامانههای کنترلی بود. مدار ۵۰۰ کیلومتری، بهویژه برای مأموریتهای شناسایی و تصویربرداری، مزیتهای خاصی از جمله پوشش گستردهتر و طول عمر مداری بالاتر دارد.

چهارمین پرتاب مداری قاصد در مهرماه ۱۴۰۲ انجام شد و طی آن تاسواره «نور-۳» در مدار دایروی حدود ۴۵۰ کیلومتری قرار گرفت. انتخاب این ارتفاع، بیش از آنکه عقبگرد تلقی شود، بیانگر تطبیق مأموریت با نیاز عملیاتی است. مدارهای میانی در این بازه ارتفاعی، تعادل مناسبی میان کیفیت تصویربرداری، مصرف انرژی و پایداری مداری ایجاد میکنند و در بسیاری از سامانههای شناسایی نظامی مورد استفاده قرار میگیرند.
پنجمین پرتاب، که در تیرماه ۱۴۰۴ انجام شد، بار دیگر زیرمداری بود و محموله آن بهطور رسمی معرفی نشد. در ادبیات برنامههای فضایی نظامی، پرتابهای زیرمداری معمولاً برای آزمایش نسلهای جدید پیشران، سامانههای هدایت، کلاهکهای بازگشتی یا محمولههای خاص سنجشی انجام میشوند. عدم اعلام ارتفاع نهایی و نوع محموله، نشاندهنده حساسیت مأموریت و احتمال ارتباط آن با پروژههای در حال توسعه است.

از منظر فنی تکرار موفق پرتابهای قاصد نشان میدهد این ماهوارهبر به سطح قابل قبولی از پایداری عملیاتی رسیده است. در چنین سامانههایی، صرفاً رسیدن به مدار هدف نیست که اهمیت دارد؛ بلکه تکرارپذیری، کنترل خطا و مدیریت ریسک، شاخصهای اصلی بلوغ فناوری محسوب میشوند. قاصد اکنون این ویژگیها را در کارنامه خود ثبت کرده است.
نکته قابل توجه دیگر، استمرار فعالیت این برنامه در شرایط فشار امنیتی و پس از یک درگیری نظامی مستقیم است. اجرای یک پرتاب فضایی در چنین بازهای، پیام روشنی از تداوم توان فناورانه و حفظ زنجیره تصمیمگیری در سطوح بالا ارسال میکند. این پیام، هم مخاطب داخلی دارد و هم در سطح منطقهای و فرامنطقهای قابل خوانش است.
از منظر راهبردی، داشتن یک ماهوارهبر بومی و عملیاتی، وابستگی کشور به خدمات پرتاب خارجی را به حداقل میرساند. این موضوع بهویژه در حوزه ماهوارههای با کاربری نظامی و امنیتی اهمیت دوچندان دارد، زیرا دسترسی مستقل به مدار، بخشی از چرخه کامل اطلاعات، شناسایی و فرماندهی محسوب میشود. قاصد دقیقاً در همین نقطه قرار میگیرد.

بررسی روند پرتابها نشان میدهد مسیر توسعه قاصد، خطی و هدفمند بوده است؛ آغاز با پرتاب زیرمداری، عبور به مدارهای پایین، افزایش ارتفاع، تنوع مأموریت و سپس بازگشت هدفمند به پرتاب زیرمداری برای آزمونهای خاص. این الگو، شباهت زیادی به روند توسعه ماهوارهبرها در کشورهای دارای برنامه فضایی نظامی دارد.
ماهوارهبر قاصد دیگر یک پروژه نمایشی یا مقطعی نیست. پنج پرتاب موفق، در بازهای ششساله، آن هم در شرایط تحریم، فشار سیاسی و تنش نظامی، نشان میدهد این سامانه به بخشی پایدار از توان هوافضایی کشور تبدیل شده است. پرتاب تیرماه ۱۴۰۴، اگرچه بیسر و صدا انجام شد، اما از نظر پیام راهبردی و فنی، شاید یکی از معنادارترین پرتابهای این ماهوارهبر تا امروز باشد








