تبعات اقدام نظامی آمریکا در ونزوئلا برای بازار نفت

محمدحسین لطفالهی، سرویس انرژی تابناک: سحرگاه شنبه، زمانی که نیروهای ویژه «دلتا فورس» ارتش ایالات متحده در عملیاتی برقآسا نیکلاس مادورو را از کاخ ریاستجمهوری ونزوئلا خارج کردند، دونالد ترامپ تنها یک پیروزی نظامی را جشن نگرفت؛ او با این تجاوز غیرقانونی عملاً کلید بزرگترین انبار نفتی جهان را به جیب گذاشت.
اگرچه کاخ سفید این حمله گسترده و استقرار ناوگروه «یواساس جرالد فورد» را پاسخی به «قاچاق مواد مخدر» و تروریسم اعلام کرده است، اما تحلیلگران انرژی و استراتژیستهای نظامی معتقدند که موتور محرک این عملیات، در صفحات «سند راهبرد امنیت ملی ۲۰۲۵» نهفته است: دکترین «برتری انرژی» و احیای نفوذ آمریکا در نیمکره غربی.
تصاحب ۳۰۰ میلیارد بشکه نفت
ونزوئلا بر روی ۳۰۰ میلیارد بشکه ذخایر اثباتشده نفت نشسته است؛ رقمی که ۱۷ درصد کل ذخایر جهان را تشکیل میدهد و بسیار فراتر از ذخایر ۸۱ میلیارد بشکهای ایالات متحده است. سالها سوءمدیریت و تحریم، تولید این کشور را به کمتر از یک درصد مصرف جهانی تقلیل داده بود، اما پتانسیل آن دستنخورده باقی مانده است.
سند امنیت ملی ۲۰۲۵ دولت ترامپ به صراحت بر لزوم «بازپسگیری داراییهای ملیشده» و استفاده از منابع نیمکره غربی برای قطع وابستگی به بازارهای ناپایدار تأکید داشت. اظهارات پیشین مقامات کاخ سفید مبنی بر اینکه نفت ونزوئلا «دزدیده شده» است و باید به آمریکا بازگردد، اکنون با حضور نظامی آمریکا در کاراکاس معنای عملیاتی پیدا کرده است. شرکتهایی مانند «شورون» که با وجود تحریمها همچنان در ونزوئلا حضور داشتند، اکنون خود را در خط مقدم بازسازی زیرساختهای نفتی این کشور و احتمالاً بازگشت غولهای دیگر نظیر اکسونموبیل میبینند.
تأثیر فوری بر بازار نفت
امنیت پالایشگاههای آمریکا نفت سنگین و قیرمانند ونزوئلا دقیقاً همان خوراکی است که پالایشگاههای پیچیده سواحل خلیج مکزیک در آمریکا برای آن طراحی شدهاند. با دسترسی مستقیم و تحت کنترل نظامی به این منابع، واشنگتن یک مزیت لجستیکی عظیم به دست میآورد. این امر نه تنها امنیت انرژی ایالات متحده را تضمین میکند، بلکه با حذف ریسکهای سیاسی مادورو، جریان ثابتی از نفت خام را به بازارهای غربی سرازیر میکند که میتواند قیمتها را تعدیل و نفوذ اوپک پلاس (به رهبری عربستان و روسیه) را خنثی کند.
پیامدهای ژئوپلیتیک
مهمترین و خطرناکترین جنبه تسلط آمریکا بر ونزوئلا، در کاراکاس رخ ندهد، بلکه در خلیج فارس احساس شود. تحلیلهای استراتژیک نشان میدهد که کنترل بر ذخایر ونزوئلا، آسیبپذیری ایالات متحده در برابر شوکهای نفتی خاورمیانه را به شدت کاهش میدهد.
تا پیش از این، هرگونه تنش نظامی با ایران که منجر به بسته شدن تنگه هرمز میشد، میتوانست بهای نفت را به سطحی ویرانگر برای اقتصاد آمریکا برساند. اما اکنون، با داشتن ونزوئلا به عنوان یک «ضربه گیر» مطمئن و جایگزین برای نفت سنگین خاورمیانه، هزینه اقتصادی تشدید تنش برای واشنگتن قابل مدیریتتر میشود.
با این حال، این استراتژی خالی از ریسک نیست. اگر آمریکا در باتلاق ونزوئلا گرفتار شود و با مقاومت طولانیمدت روبرو گردد، منابع نظامی و اقتصادی آن فرسوده خواهد شد و تواناییاش برای قدرتنمایی در خاورمیانه و شرق آسیا کاهش مییابد.
آنچه امروز در کاراکاس میگذرد، صرفاً بازداشت یک دیکتاتور نیست؛ بلکه اجرای عملیاتی سندی است که میخواهد با استفاده از نیروی نظامی، مهندسی سیاسی و فشار اقتصادی، نقشه انرژی جهان را به نفع «اول آمریکا» دوباره ترسیم کند. ونزوئلا اکنون آزمایشگاه این نظم نوین جهانی است.






