به گزارش تابناک؛ دوران زیست ما را «عصر انفجار اطلاعات» نامیدهاند یعنی دورانی است که در آن با گسترش فناوریها، سرعت و حجم اطلاعات به طور فزایندهای افزایش یافته و به همین دلیل به آن «انفجار اطلاعات» میگویند. در این دوران، دسترسی به اطلاعات بسیار آسان شده و حجم انبوهی از دادهها با سرعتی بیسابقه تولید، منتقل و در دسترس قرار میگیرند، از مزایای مفید آن امکان دسترسی به دانش و اطلاعات بیشتر، تسهیل ارتباطات و ارتقاء سطح آگاهی عمومی است ازطرفی این موضوع چالشهای جدیدی را نیز به همراه داشته است. مواجهه با حجم بالای اطلاعات با انگیزههای مختلف سیاسی، اقتصادی، قومیتی وفرهنگی که ممکن است منجر به سردرگمی شود، نیاز به مهارتهای جدید برای فیلتر کردن اطلاعات مفید از نامفید، و همچنین مسائل مربوط به حریم خصوصی و امنیت اطلاعات فردی و اجتماعی دارد، طبیعی است در چنین فضائی میل و عطش به نشر اخبار واظهار نظرو دیده شدن و شنیده شدن هم زیاد است از جمله چالشها دراین باب نظریات افراد در مسائل گوناگون و مهم کشورو انتشارآن است که بعضا منافع ملی و محکمات نظام مراعات نمیشود و هنگامی که مورد سوال یا باز خواست قرار میگیرند بلافاصله اعلام میکنند که نظر و تحلیل شخصی آنهاست وجالبتر اینکه سخنگو یا مسئول دستگاه مربوطه هم این موضوع را تایید میکند نمونه جدید آن، اظهارت یک عضو تشخیص مصلحت نظام است که گفته «مرحوم رئیسی را اسرائیل ترور کرد و اطلاعات پدافندی کشور را روسیه در اختیار اسرائیل گذاشت» این شخص که سابقه سیاست ورزی در وزارت امورخارجه را هم دارد و علی القاعده بایستی به لوازم وآثارگفتار خود نیز واقف باشد بدون اعتناء به ختم پرونده حادثه بالگرد رئیس جمهور مرحوم توسط ستاد کل، چنین حرفی را میزند یا در خصوص روسیه که حتما میداند پیمان راهبردی موجود بین ایران و روسیه مورد اهتمام حاکمیت دو طرف است این مطالب را به عنوان تحلیل خود بیان میکند. از آثار سوء چنین اظهارات همین قدر بس که نظر نماینده اسبق مجلس درباره فعالیت هستهای ایران که گفته «ما از اول هدفمون ساخت بمب بود.» ترامپ دروغگو وعهد شکن بعد از سه سال از نشر آن، بعنوان توجیه جنایت خود مورد استناد قرار میدهد. این نماینده هم میگوید "نظرشخصی خودم بوده و من که دراین باره تصمیم گیر نبودهام" ملاحظه میفرمایئد که اظهارات ولو باطعم نظر شخصی چه تاثیراتی برمنافع ملی وافکار عمومی میگذارد. حال سوال اول این است که چرا این افراد برغم داشتن سابقه کار و مسئولیت اینگونه حرف میزنند آیا ناشی از دلسوزی آنهاستِ یا به عواقب گفتار خود واقف نیستند یا میخواهند دررسانه دیده شوندیا مامور به این تکلیف هستند یا دسترسی به مسئولین ندارند تا طرح مسئله کنند و.. نمیدانیم. سوال جدی دیگر این است که چه باید کرد؟ از طرفی نمیشود به افرادی که خود را کارشناس، با تجربه وصاحب نظر میدانند فرمان منع اعلام نظر داد یا جامعه را از تعاطی افکار و نظریات گوناگون محروم کرد یا اینکه حکم شود متفکرین و صاحبان قلم بصورت کلیشهای قلم بزنند و فقط مبلغ و مبین یک نظر باشند با این شرایط به نظر میرسد در درجه نخست این صاحبان قلم ونظر هستند که باید عطف به شرایط زمان و رعایت مقتضیات جامعه و محیط بین الملل در بیان مطالب و نظریات خود نهایت احتیاط را بخرج دهند وبداننداگر شرایط بیان وجود ندارد تکلیفی هم متوجه آنهانخواهد شد، چون حرف زدن واجب عینی نیست که حتما یک سیاستمدار یا مسئول در هرزمینه اظهار نظر کند سواد زمان شناسی ومقتضیات زمان از لوازم صاحبان بیان و بنان خاصه در شرایط فعلی است. باری، الان فرصت فهرست کردن نمونههایی ازاین مسئله نیست تا نشان دهد نظام جمهوری اسلامی ایران متحمل چه هزینههایی از این بابت شده است نگاه روزانه به صفحات روزنامهها و پایگاههای اطلاع رسانی خود نمایشگر اظهارات بی ربط وبی موقع بعض افراد و مسئولان ونمایندگان مجلس هست که تاوانی جز تشویش اذهان عمومی ندارد ودردرجه دوم این مسئولیت متوجه حاکمیت است که با شفاف سازی و بیان بموقع و کامل اخبار و مواضع، زمینههای برداشت متعارض از حوادث و اخبار را فراهم نکند تا نیازی به تفسیر وماده وتبصره دیگران نباشد ونیزدر فرایند تولید و نشر اطلاعات و اخبارواظهار نظر در موضوعات مرتبط با منافع و امنیت ملی بخصوص در شرایط خاص بشکل نظاممند وبا صدور دستورالعملها و راهکارها وفهرست نمودن محکمات وحدود وثغورمباحث به یاری اهل قلم وتحلیل بیایند ودر اثربخشی زحمات این قشر زحمتکش سهیم باشند وتاکید میشود که تهیه و نشر بخشنامه هم کافی نیست بلکه نظارت و پایش مستمر فعالیتها را نیزطلب مینماید اگر طبق اصول مسلم مدیریت اعتماد لازم است ولی نظارت واجب است امید است با رعایت این نکات منبعد شاهد تعارض و تداخل مواضع شخصی و رسمی با هم نباشیم. والسلام
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید