این نوشته، درباره حرفهای ترامپ نیست
ترامپ حرفهایش هرچند طعم طعمگی عربها را می دهد و از چندین جهت تلاش کرده هدفمند چیزهایی بگوید اما از زاویه ای دیگر نیز باید دید ودشنیدش.
این هنرنماییِ تازه است از رئیسجمهورِ آمریکا! درست مثل بازاریِ پیرِ حیلهگری که با لبخندی نیمهباز و کلامی نرم و دو و چندپهلو هم نیش میزند و هم دست به سینه میایستد که «من که چیزی نگفتم!». رفت به دیارِ شیوخِ نفتخیز و در برابرِ چشمانِ ذوق زده آنان، ایران را عقب مانده و درگیر حواشی منطقه خواند و «عقبماندگی» را به پایِ ما نوشت. نه با صراحتِ یک دشمنِ آشکار، که با ناز و اداهایِ یک دلسوز مجبور به دشمنی.
اسمش را میتوان تحقیر نرم گذاشت—این ترفندِ کهنهی استعمارگرانِ نو—حالا به دستِ ترامپ، رنگ و بویِ مدرن به خود گرفته. ظاهراً محترمانه میگوید، اما در لفافه، زهر میچکاند. میآید و با مقایسههایِ نه چندان حسابشده، نه فقط سیاستهای ما، که حتی عزتِ نفسِ جمعی ایرانی را با مقصری به نام حکومت ایران نشانه میرود. میخواهد با این شرمِ سمی، ذهنها را آمادهی پذیرشِ روایتِ خود کند. و ظاهرا چه خوب بلد است این کار را!
اما نکته اینجاست: انگار ما خودمانیم که بازیگرِ نقشِ موردِ نظرِ او شدهایم!
هر بار که او دهانش را باز میکند، رسانههای ما—از رسمی گرفته تا غیررسمی—همه مثل مور و ملخ به تکاپو میافتند. گویی فرمانِ «واکنش» در خونِ جامعهی ما رفته است. ترامپ حرفی میزند (محرک)، ما فریاد میزنیم (پاسخ). بیآنکه بپرسیم: اصلا و آیا اساساً این حرف ارزشِ پاسخ دادن دارد؟ آیا این یک سناریویِ از پیشتنظیمشده نیست؟ یا شاید فقط یک مشت کلامِ پوچِ شومنواز است؟
او که طبیعتا در پی عملیاتِ روانی است. ما اما هنوز—یا خودمان را به خواب زدهایم، یا وانمود میکنیم که او را «خل» و «بیثبات» میدانیم. غافل از اینکه پشتِ این توهّمِ بیخردی، ماشینِ محاسبهگرِ جنگِ روانی آمریکا و اعراب در حالِ کار است. رئیسجمهورهایِ پیشینِ آمریکا—از بوش تا بایدن—اینقدر هنرمندانه ذهنها را نمیدزدیدند. ترامپ اما جامعهی ما را معتادِ کلامِ خود کرده است.

- روایتِ بدیل باید بسازیم، نه واکنشهایِ خشمآلود. کنشگریِ شناختی را جایگزینِ پاسخهایِ شرطی کنیم. و مهمتر از همه: باور کنیم که با یک استادِ شیطانصفتِ رسانه طرفیم نه یک دلقکِ سادهلوح.
او در زمینِ عربها ایستاده و برایشان قصه میگوید از "پیشرفت" و "تمدن" و آنسویِ قصه، هیولا میسازد به نامِ ایران. آری، همین ایرانِ ما را میکشد رویِ پردهی سینمایِ ذهنِ عربها.
میآید میانِ شیوخِ عرب، از برجهای دبی و ریاض عکس میگیرد، بعد دوربین را میچرخاند به سمتِ ایران و حکومت آن و میگوید: "ببینید اینها چه کردهاند؟!"
و ما... ما همچنان و هنوز در دامِ واکنشهای شرطیشدهایم. هنوز که هنوز است، هر بار این مرد دهان باز میکند، رسانههای ما مثلِ واکنش فریادهای میکشند و شروع می کنند به "ترامپ گفت... ترامپ گفت..." گویی او فرمانده ودرهبر ارکسترِ افکارِ عمومیمان شده! چه خباثتی در این بازی است... او میداند که حتی اگر دهانش را هم ببندد، ما خودمان صدایش را در سرِ خود تکرار میکنیم.
او شرمِ سمی را تزریق کند به رگهای فرهنگیمان. آقایان و دوستان هم شروع به تکرار میکنند به انواع روش ها. دریغا که برخی از ما، خودمان بازگوکنندگانِ ناخودآگاهِ همین روایت می شویم!
ترامپ آتش و آتشبیارِ معرکه است. باید روایتسازی کرد، نه تکذیبپیاپی. پاسخ های ما هر چه باشد فعلا او را خوشحال تر می کند. گاهی نشنیدن بهترین راه است. ترکها ضرب المثلی دارند که می گوید:سگها همیشه پارس میکنند، اما کاروان مسیرش را می رود.
*مدرس رسانه
این همه عرب داره تو فلسطینی مورد قتل عام و نسل کشی قرار میگیره اما هیچ واکنشی نشون نمیدن...
نه تنها ترامپ را راه نمی دادندکه آمریکا را تحریم می کردند
ولی شیوخ عرب بی رگ و بی درد شدند و برای ارباب
خوش رقصی زیادی کردند و سرسپردگی و نوکری را معنای دوباره بخشیدند.
پس باید نگران این وضعیت جامعه بود از اقتصاد و فرهنگ و مذهب بگیر تا بقیه شرایط



