سه سال از انتخابات گذشت؛
اصولگرایان دیگر نباید اشتباه کنند
تجربه گذشته و حال شايد آموزنده ترين درس براي بدنه اصيل اصولگرايي باشد كه فارغ از توان مالي و حمايت هاي خاص گروهي اندك بار ديگر بر اساس شاخص هاي اصولگرايي و معيارهاي والاي انقلاب اسلامي براي اتحاد و يكپارچگي بيشتر، عذر همراهان تماميت خواه خود را بخواهند. چرا كه اين اقليت يكجانبه گرا ديري است كه قواعد بازي را از ياد برده اند و صفحه شطرنج سياست را با رينگ بوكس اشتباه گرفته اند.
کد خبر: ۱۳۰۲۰۰
| | 7258 بازدید
سرویس مجلس تابناک: دو سال پيش هنگامي كه زنگ انتخابات مجلس هشتم نواخته شد، برخي از اصولگرايان كه در آن زمان نزديكي خاصي به دولت داشتند، تصميم گرفتند تا همقطاريهاي سابق خود را از قطار اصولگرايي پياده كنند. تلاشي كه باعث شد بدنه اصلي اصولگرايان علي رغم ميل باطني ريش سفيدان اين جناح با دو ليست متفاوت در انتخابات مجلس شوراي اسلامي دور هشتم شركت كنند.
به گزارش خبرنگار تابناک، هر چند در آن روزها بسياري از نمايندگان منتقد دولت نهم همچون محمد خوش چهره، رضا طلايي نيك، سعيد ابوطالب، نفیسه فیاض بخش، الهام امينزاده، عادل آذر، حسن سبحاني و... از فهرست اصولگرايان متحد كنار گذاشته شدند و از راهيابي به مجلس هشتم باز ماندند، اما اين گويا پايان راه نبود و پروژه حذف منتقدين و غوغاسالاري تندروها همچنان تداوم داشته و دارد.
برخي از اصولگريان، هر چند براي وحدت جريان اصولگرايي از پررنگ كردن اختلافات پرهيز ميكنند، اما گروهي ديگر كه نان خود را در دعوا مييابند، دايم بر طبل تفرقه ميكوبند.
حملات تند و بيپايه و اساس اين گروه اندك ولي متمول به چهرههاي نامآشناي اصولگرايان همچون ناطق نوري، محسن رضايي، علي لاريجاني، محمدباقر قاليباف و... رويهاي شده است كه اگر خلاف آن عمل كنند، سبب تعجب ذايقه آگاهان مي شود.
بنابراین، ميتوان گفت رويه غوغا و آشوب و بعد به پاي ميز مذاكره كشاندن همقطاريهاي اصولگرا از سوي گروه اندك داخلي، برنامهاي شده است كه براي بدنه اصولگرايي تقريبا هضم شده است.
اما اين پرسش مطرح است كه چرا اكثريت اصولگرايي از رویارویی آشكار با اقليت درون گروهي پرهيز ميكنند؟ و از سوي ديگر سوال اين است كه در برابر اين جفاي ياران ديروز، اصولگرايان چرا واکنش تندي نشان نميدهند؟
شايد نخستین پاسخ كه با توجه به پيشينه اين افراد به ذهن خطور ميكند، جلوگيري از ايجاد تفرقه در بدنه اصولگرايي است كه يقينا يكي از اصليترين دلايل اين مماشات يكطرفه است. اما آنچه مشخص است، در حالي كه گروهي اندك همواره تلاش ميكنند با استفاده از توان مالي و حمايتهاي خاص خود، همراهان خود را پرشمار جلوه دهند، اما در مرحله انتخاب و راي شماري در مقاطع گوناگون با پايينترين ميزان آراء، انتخابات نميشوند.
اين گروه كه به تجربه در تمامي انتخابات از آراي پاييني برخوردار هستند، راه بقاي خود در عرصه سياست را حذف رقيب پیش از مسابقه يافته و همه تلاش خود را به كار ميبرند تا اصولا رقيبي براي آنها نباشد؛ زيرا گويا زمانه به آنها آموخته است كه اگر با يك رقيب فرضي هم رقابت كنند، چارهاي جز پذيرش شكست ندارند.
همچنان كه در انتخابات درون گروهي فراكسيون اصولگرايان مجلس، تعدادي از نمايندگان از لاريجاني خواستند تا در انتخابات رئيس فراكسيون شركت نكند تا نامزد آنها براي رياست انتخاب شود، خواستهاي بيمعنا كه تنها در فرهنگ سياسي اين افراد ترجمان دارد.
تداوم عدم اقبال جامعه به اين گروه و حاشيهسازي و غوغاسالاري آنها شايد اين زنگ خطر را براي اصولگرايان منتقد به صدا در خواهد آورد كه در آينده نزديك و اولين انتخابات ملي پيش رو، شاهد تكروي گروهي خاص در انتخابات آتي باشند.
در ابتداي انتخابات مجلس هشتم جمعي از اصولگرايان حامي دولت براي اينكه اصولگرايان منتقد را از راهيابي به مجلس ناكام كنند، با افزايش تشنج در بدنه اصولگرايي و پررنگ كردن مقبوليت خود در نزد مردم شكافي در بدنه اصولگرايي به وجود آوردند كه باعث شد اين جبهه سياسي با دو ليست «اصولگرايان متحد» و «اصولگرايان فراگير» در انتخابات آن دوره مجلس شركت كند.
در همان زمان برخي از چهرههاي اصولگرايي تحت تاثير تبليغات اين گروه يا ليست «متحد» را در تهران پذيرفتند يا همچون علي لاريجاني از تهران كانديدا نشدند. هر چند پيروزي ليست اصولگرايان متحد در تهران مشهود بود و نزديكان به دولت آن را به پيروزي خود در انتخابات مجلس برشمردند اما همان زمان ائتلاف اصولگرايان فراگير از پيروزي خود در اكثر حوزههاي انتخابيه خبر دادند و اين در حالي بود كه در ليست اصولگرايان متحد افرادي همچون علي مطهري، كاتوزيان، سيدرضا اكرمي و مصباحي مقدم حاضر بودند كه خود از منتقدين اصلي دولت دهم در مجلس هشتم هستند و حتي به اذعان اين افراد در دور دهم رياستجمهوري به كساني به جرز محمود احمدينژاد راي دادند.
البته از سويي ديگر پيروزي جبهه اصولگرايان فراگير در همان روزهاي نخست رخ نمود و آن وقتي بود كه نامزد اين گروه غالب اصولگرايان با اختلافي فاحش با غلامعلي حداد عادل حايز اكثريت آراء شد و بر صندلي رياست فراكسيون اكثريت و سپس رياست مجلس تكيه زد.
از سوی ديگر، نتايج انتخابات پیاپی در مجلس شوراي اسلامي و آرای پايين افراد شاخص حاميان دولت در صفبنديها، خود تاييدي بر آن ادعاي جبهه ائتلاف فراگير اصولگرايان است كه در فرداي دور اول انتخابات مجلس هشتم از پيروزي چشمگير خود خبر داده بودند.
تداوم شكستهاي اين گروه كه در آخرین گروه اقليت نمايندگان مجلس هستند و عدم پايبدي آنها به اصول اخلاقي و خط مشي سياسي اصولگرايان، از جمله انتخابات اخير رياست مجلس كه كار دو تن از آنها را به كميته داوري فراكسيون اكثريت هم كشاند، بسياري از واقعيتها را براي بدنه اصولگرايي مشخص نمود.
تجربه گذشته و حال شايد آموزندهترين درس براي بدنه اصيل اصولگرايي باشد كه فارغ از توان مالي و حمايتهاي خاص گروهي اندك بار ديگر بر اساس شاخصهاي اصولگرايي و معيارهاي والاي انقلاب اسلامي براي اتحاد و يكپارچگي بيشتر، عذر همراهان تماميتخواه خود را بخواهند؛ چراكه اين اقليت يكجانبهگرا ديري است كه قواعد بازي را از ياد بردهاند و صفحه شطرنج سياست را با رينگ بوكس اشتباه گرفتهاند.
تازه ترین اخبار مجلس شورای اسلامی را در صفحه سرویس مجلس تابناک بخوانید.
به گزارش خبرنگار تابناک، هر چند در آن روزها بسياري از نمايندگان منتقد دولت نهم همچون محمد خوش چهره، رضا طلايي نيك، سعيد ابوطالب، نفیسه فیاض بخش، الهام امينزاده، عادل آذر، حسن سبحاني و... از فهرست اصولگرايان متحد كنار گذاشته شدند و از راهيابي به مجلس هشتم باز ماندند، اما اين گويا پايان راه نبود و پروژه حذف منتقدين و غوغاسالاري تندروها همچنان تداوم داشته و دارد.
برخي از اصولگريان، هر چند براي وحدت جريان اصولگرايي از پررنگ كردن اختلافات پرهيز ميكنند، اما گروهي ديگر كه نان خود را در دعوا مييابند، دايم بر طبل تفرقه ميكوبند.
حملات تند و بيپايه و اساس اين گروه اندك ولي متمول به چهرههاي نامآشناي اصولگرايان همچون ناطق نوري، محسن رضايي، علي لاريجاني، محمدباقر قاليباف و... رويهاي شده است كه اگر خلاف آن عمل كنند، سبب تعجب ذايقه آگاهان مي شود.
بنابراین، ميتوان گفت رويه غوغا و آشوب و بعد به پاي ميز مذاكره كشاندن همقطاريهاي اصولگرا از سوي گروه اندك داخلي، برنامهاي شده است كه براي بدنه اصولگرايي تقريبا هضم شده است.
اما اين پرسش مطرح است كه چرا اكثريت اصولگرايي از رویارویی آشكار با اقليت درون گروهي پرهيز ميكنند؟ و از سوي ديگر سوال اين است كه در برابر اين جفاي ياران ديروز، اصولگرايان چرا واکنش تندي نشان نميدهند؟
شايد نخستین پاسخ كه با توجه به پيشينه اين افراد به ذهن خطور ميكند، جلوگيري از ايجاد تفرقه در بدنه اصولگرايي است كه يقينا يكي از اصليترين دلايل اين مماشات يكطرفه است. اما آنچه مشخص است، در حالي كه گروهي اندك همواره تلاش ميكنند با استفاده از توان مالي و حمايتهاي خاص خود، همراهان خود را پرشمار جلوه دهند، اما در مرحله انتخاب و راي شماري در مقاطع گوناگون با پايينترين ميزان آراء، انتخابات نميشوند.
اين گروه كه به تجربه در تمامي انتخابات از آراي پاييني برخوردار هستند، راه بقاي خود در عرصه سياست را حذف رقيب پیش از مسابقه يافته و همه تلاش خود را به كار ميبرند تا اصولا رقيبي براي آنها نباشد؛ زيرا گويا زمانه به آنها آموخته است كه اگر با يك رقيب فرضي هم رقابت كنند، چارهاي جز پذيرش شكست ندارند.
همچنان كه در انتخابات درون گروهي فراكسيون اصولگرايان مجلس، تعدادي از نمايندگان از لاريجاني خواستند تا در انتخابات رئيس فراكسيون شركت نكند تا نامزد آنها براي رياست انتخاب شود، خواستهاي بيمعنا كه تنها در فرهنگ سياسي اين افراد ترجمان دارد.
تداوم عدم اقبال جامعه به اين گروه و حاشيهسازي و غوغاسالاري آنها شايد اين زنگ خطر را براي اصولگرايان منتقد به صدا در خواهد آورد كه در آينده نزديك و اولين انتخابات ملي پيش رو، شاهد تكروي گروهي خاص در انتخابات آتي باشند.
در ابتداي انتخابات مجلس هشتم جمعي از اصولگرايان حامي دولت براي اينكه اصولگرايان منتقد را از راهيابي به مجلس ناكام كنند، با افزايش تشنج در بدنه اصولگرايي و پررنگ كردن مقبوليت خود در نزد مردم شكافي در بدنه اصولگرايي به وجود آوردند كه باعث شد اين جبهه سياسي با دو ليست «اصولگرايان متحد» و «اصولگرايان فراگير» در انتخابات آن دوره مجلس شركت كند.
در همان زمان برخي از چهرههاي اصولگرايي تحت تاثير تبليغات اين گروه يا ليست «متحد» را در تهران پذيرفتند يا همچون علي لاريجاني از تهران كانديدا نشدند. هر چند پيروزي ليست اصولگرايان متحد در تهران مشهود بود و نزديكان به دولت آن را به پيروزي خود در انتخابات مجلس برشمردند اما همان زمان ائتلاف اصولگرايان فراگير از پيروزي خود در اكثر حوزههاي انتخابيه خبر دادند و اين در حالي بود كه در ليست اصولگرايان متحد افرادي همچون علي مطهري، كاتوزيان، سيدرضا اكرمي و مصباحي مقدم حاضر بودند كه خود از منتقدين اصلي دولت دهم در مجلس هشتم هستند و حتي به اذعان اين افراد در دور دهم رياستجمهوري به كساني به جرز محمود احمدينژاد راي دادند.
البته از سويي ديگر پيروزي جبهه اصولگرايان فراگير در همان روزهاي نخست رخ نمود و آن وقتي بود كه نامزد اين گروه غالب اصولگرايان با اختلافي فاحش با غلامعلي حداد عادل حايز اكثريت آراء شد و بر صندلي رياست فراكسيون اكثريت و سپس رياست مجلس تكيه زد.
از سوی ديگر، نتايج انتخابات پیاپی در مجلس شوراي اسلامي و آرای پايين افراد شاخص حاميان دولت در صفبنديها، خود تاييدي بر آن ادعاي جبهه ائتلاف فراگير اصولگرايان است كه در فرداي دور اول انتخابات مجلس هشتم از پيروزي چشمگير خود خبر داده بودند.
تداوم شكستهاي اين گروه كه در آخرین گروه اقليت نمايندگان مجلس هستند و عدم پايبدي آنها به اصول اخلاقي و خط مشي سياسي اصولگرايان، از جمله انتخابات اخير رياست مجلس كه كار دو تن از آنها را به كميته داوري فراكسيون اكثريت هم كشاند، بسياري از واقعيتها را براي بدنه اصولگرايي مشخص نمود.
تجربه گذشته و حال شايد آموزندهترين درس براي بدنه اصيل اصولگرايي باشد كه فارغ از توان مالي و حمايتهاي خاص گروهي اندك بار ديگر بر اساس شاخصهاي اصولگرايي و معيارهاي والاي انقلاب اسلامي براي اتحاد و يكپارچگي بيشتر، عذر همراهان تماميتخواه خود را بخواهند؛ چراكه اين اقليت يكجانبهگرا ديري است كه قواعد بازي را از ياد بردهاند و صفحه شطرنج سياست را با رينگ بوكس اشتباه گرفتهاند.
تازه ترین اخبار مجلس شورای اسلامی را در صفحه سرویس مجلس تابناک بخوانید.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


