ژاندارمي جديد در منطقه
حسين علايي
کد خبر: ۱۲۶۹۱۴
| | 6495 بازدید
طي ساليان گذشته، كشورهاي عربي نفتخيز خليجفارس، يكي از مهمترين واردكنندگان جنگفزارهاي مختلف از آمريكا و اروپا بودهاند. در بين اين كشورها هميشه عربستان سعودي منابع و هزينههاي بيشتري را صرف توسعه نيروي هوايي خويش و خريد انواع هواپيماهاي پيشرفته از آمريكا كرده است.آخرين خريد 60 ميليارد دلاري عربستان از آمريكا كه شامل انواع هواپيماهاي 51-F و بالگردهاي جنگي است و اخيرا به تصويب نمايندگان كنگره آمريكا نيز رسيده است، سوالات زيادي را در اذهان تحليلگران و ناظران بينالمللي پديد آورده است و آن اينكه هدف عربستان از خريد روزافزون سلاحهاي آمريكايي چيست؟ و آمريكا چه منفعت و سودي را از فروش هنگفت انواع جنگافزارها به عربستان ميبرد. در اينجا بطور مختصر به اين مساله اشاره ميشود. منافعي كه عايد دولت آمريكا از ناحيه فروش تسليحات مختلف به عربستان ميشود را ميتوان به اين شرح خلاصه كرد:
1- با فروش تسليحات آمريكايي، نفوذ ايالات متحده در نظام حكومتي عربستان گسترش يافته و تضمين ميشود و آمريكا مطمئن ميشود كه عربستان، بر خلاف سياستهاي اين كشور در منطقه گامي برنخواهد داشت.
2- در شرايطي كه اقتصاد آمريكا دچار بحران بوده و اين كشور داراي كسري بودجه بيش از 1500 ميليارد دلاري است، فروش تسليحات به عربستان كه يكي از پولدارترين كشورهاي جهان محسوب ميشود، ميتواند به كاهش ميزان بيكاري در آمريكا كمك كند. گفته ميشود تنها از ناحيه واگذاري تسليحات جديد به دولت عربستان، هفتاد هزار شغل جديد در ايالات متحده ايجاد خواهد شد.
3- در سنوات گذشته هميشه آمريكا از طريق فروش سلاح با ديگر كشورهاي جهان، كارخانجات صنايع نظامي خود را توسعه داده است و اين فروش نيز ميتواند همچنان به بهينهسازي صنايع جنگي آمريكا كمك كند.
4- گرچه آمريكا در واگذاري انواع جنگافزار به كشورهاي عربي خاورميانه هميشه برتري مطلق نظامي اسراييل را مورد توجه قرار داده است ولي شرط فروش سلاح به عربستان، عدم بهكارگيري آنها عليه رژيم اشغالگر قدس ذكر شده است. بنابراين مشخص است كه از اين سلاحها جهت تحقق اهداف آمريكا در منطقه خاورميانه استفاده خواهد شد.
5- طي 10 سال اخير، آمريكا از بابت گسترش قدرت نظامي خود در خليجفارس و نيز در منطقه خاورميانه دچار هزينههاي فراواني شده است و همين هزينهها موجب شده است تا بحران اقتصادي آمريكا ظرف 3 سال گذشته توسعه بيشتري يابد، بنابراين ايالات متحده نياز به واگذاري بخشي از ماموريتهاي نظامي خود به كشورهاي وابسته به خود نظير عربستان دارد تا بتواند همچون زمان رژيم شاه در ايران، با پول مردم مسلمان منطقه، هواپيماهاي خود را در اين كشورها به پرواز درآورد.
6- فروش جنگافزار به هر كشوري، يك بازار دايمي را براي آمريكا جهت واگذاري قطعات يدكي، آموزش نيروها از جمله خدمه فني، خلبانها و ديگر نيروها فراهم ميآورد كه درآمدي مستمر و بسيار بالاتر از فروش مستقيم هواپيما و بالگرد جنگي براي آمريكا در پي خواهد داشت.
7- ماموريتي را كه آمريكا براي جنگافزارهاي واگذار شده به عربستان تعيين كرده است، مقابله اين كشور با تهديد احتمالي ايران است. اين ماموريت دو منفعت مشخص را براي آمريكا در بردارد؛ يكي اينكه بهجاي تهديد رژيم صهيونيستي كه به صورت سنتي تهديد اول همه كشورهاي عربي بوده است، عملا رژيم صهيونيستي، حكومتي بيمشكل و غيرتهديدآميز براي كشورهاي عربي تلقي خواهد شد. چنين وضعيتي به صورت طبيعي فاصله بين مردم اين كشورها و دولتهايشان را افزايش خواهد داد و اين شكاف به نوبه خود، دولتهاي اين كشورها از جمله عربستان را نسبت به حمايتهاي آمريكا نيازمندتر خواهد كرد. دوم اينكه به جاي تلاش براي تنظيم يك نوع همكاري و تفاهم مشترك با جمهوري اسلامي ايران جهت ايجاد يك نظام امنيتي مشترك در خليجفارس كه طبيعتا جاي آمريكا را تنگ خواهد كرد، ايران را به عنوان تهديد به جاي رژيم صهيونيستي خواهد نشاند و اين اوج سود و منفعت آمريكا از فروش اين سلاحها براي اين كشور خواهد بود. حال بايد ديد دولت عربستان چه منفعت يا چه ضرري را از خريد اين نوع جنگافزار خواهد داشت:
1- با چنين خريدهايي، عربستان مجبور است جهت تكميل نيازهاي خود در آينده، خريدهاي نظامي بيشتري را از آمريكا انجام دهد و همواره دست نياز به سوي آمريكا دراز كند. فقط چهار برابر خريد هر هواپيما يا بالگرد هزينه تعمير و نگهداري و خريد قطعات يدكي آن وسيله پرنده است.
2- دولت عربستان به جاي هزينه كردن چنين پولهايي در اموري كه مورد توجه مسلمانان جهان است مثل توسعه مسجدالحرام و گسترش مسجدالنبي(ص)، اين منابع را در اختيار دولت آمريكا قرار ميدهد كه فرهنگي متفاوت با فرهنگ اسلامي دارد. بايد توجه داشت كه سالهاي درازي است كه عربستان به بهانه نداشتن امكانات كافي در مكه مكرمه و مدينه منوره از پذيرش حجاج به تعدادي كه كشورهاي مسلمان خواستار آنند خودداري ميكند و اين ديدگاه را در اذهان مسلمانان بهوجود ميآورد كه دولتمردان حجاز به اندازهيي كه لازم است به گسترش اماكن مقدسه در آن كشور نميپردازند و شرايط را براي افزايش جمعيت مسلمانان در جهان كه طبيعتا خواستار اعزام به حج و عمره هستند فراهم نميآورد.
3- در شرايط كنوني، جهان اسلام دچار مشكلات و معضلات فراواني است كه دولت عربستان ميتواند در حل آنها اقدامهاي مناسبي انجام دهد.
براي مثال وقوع سيل در پاكستان، ميليونها نفر را در اين كشور بيخانمان كرد. آيا بهتر نيست كه عربستان به جاي خريد ميلياردها دلار سلاح، بخشي از آن را در كشورهاي فقير مسلمان مانند پاكستان و بنگلادش و كشمير سرمايهگذاري كند تا مردم اين كشورها دچار چنين مصيبتهايي در برابر يك حادثه طبيعي نشوند. طبيعي است كه چنين اقدامهايي، جاذبههاي بيشتري براي عربستان در جهان اسلام فراهم خواهد كرد.
4- احتمالا توجيه عربستان براي خريد چنين جنگافزارهايي، افزايش قدرت دفاعي آن كشور در برابر تهديدات احتمالي است. ولي بايد به اين نكته توجه داشت كه توسعه همكاري با كشورهاي همجوار از جمله ايران، ميتواند شرايط امنيتي بهتري را براي منطقه خليجفارس و نيز براي عربستان بوجود آورد و نيازها به چنين خريدهايي را كاهش دهد. كشورهايي نظير عربستان ميتوانند بخشي از نيازهاي تسليحاتي خود را از كشورهاي مسلمان از جمله ايران، تامين كنند تا اينگونه هزينهها، هم موجب همگرايي بيشتر كشورهاي مسلمان شود و هم توان فني كشورهاي مسلمان را براي ساخت سلاحهاي مورد نياز خويش فراهم آورد. آمريكا هم بايد توجه كند كه شرايط زمانه هميشه يك جور باقي نميماند. شايد اين جنگندهها نيز سرنوشتي مانند هواپيماهاي 14 F و 4 F در ايران پيدا كند كه با پيروزي انقلاب اسلامي در خلاف جهتي كه آمريكا در نظر داشت به كار گرفته شدند.
منبع: روزنامه ملت ما
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


