دليل تعيين مهريههاي عجيب چیست؟
اگر چه سكه رايجترين نوع مهريه در حال حاضر است و معمولا تعيين ميزان بالاي آن در قالب مهريههاي نامتعارف و سنگين شناخته ميشود اما در مقابل اين روند كه به شدت بر وجه مالي مهريه تاكيد دارد، روندي ديگري نيز در برخي خانوادهها به چشم ميخورد و آن تعيين مهريههاي عجيبي است كه فاقد ماليت يا منفعت عقلايي است و اساسا چندان قابل تملك نيست. مثالهاي اين نوع مهريهها را گاهي در خبرها ميشنويم مثل هزار شاخه گل اركيده، پنج هزار مرجان دريايي، تقديم روزانه يك شاخه گل رز به همسر، حفظ تعداد مشخصي از سورههاي قرآن يا اشعار شاعران برجسته و غيره. احتمالا دامنه اين نوع مهريهها قابل احصا نيست اما وجه مشترك اين نوع مهريههاي عجيب با مهريههاي سنگين، در تلاش خانوادهها براي تضمين آينده زندگي مشترك فرزندانشان از طريق مهريه است، تلاشي كه چندان واقعبينانه به نظر نميرسد.
چه چيزي ميتواند مهر باشد؟
به گزارش ايسنا، براساس ماده 1078 قانون مدني هر چيز كه ماليت داشته باشد و قابل تملك باشد ميتواند مهر قرار گيرد.
مولاوردي، حقوقدان با اشاره به اين ماده قانوني تاكيد ميكند كه مهريه بايد قابليت نقل و انتقال و ارزش مالي داشته باشد.
دكتر زهرا داور پژوهشگر و مدرس نيز درباره شرايط مهريه ميگويد: «مهر ميتواند عين باشد مثل سكه، خانه و ماشين. همچنين مهر ميتواند منفعت باشد مثلا اجاره 6 ماه يك باغ يا يكسال يك خانه يا ميتواند منفعتي باشد كه از يك مال حاصل ميشود».
وي ادامه ميدهد: «مهر ميتواند دين نيز باشد مثلا شخصي طلب 10 ميليونياش را مهر همسرش قرار دهد. به علاوه ميتوان يك عمل را به عنوان مهر زن قرار داد؛ همانطور كه در قرآن هم آمده مهر همسر حضرت موسي چند سال شباني براي خانواده شعيب بود يا پيغمبر مهر زني را ياد دادن قرآن قرار داد. البته بايد توجه داشت كه از اين عمل منفعتي متصور باشد».
چرايي و چگونگي مهرهاي غيرعادي و عجيب
با وجود شروط قانوني كه براي مهريه در نظر گرفته شده است همچنان اخباري مبني بر تعيين مهريههاي عجيب شنيده ميشود. اگرچه به گفته برخي سردفتران ازدواج، اين روند در نسل جديد كاهش يافته است و به شكل معكوس آن در تعيين مهريههاي سنگين بروز يافته اما تعيين مهريههاي عجيب همچنان در ميان برخي خانوادهها ادامه دارد.
داور با اشاره به انواع مهريه كه عبارتند از مهرالمسمي، مهرالمثل، مهرالمتعه و مهرالسنه ميگويد: «مهرالمسمي مهري است كه در سند ازدواج قيد ميشود مثلا 100 سكه اما گاهي اوقات مهريه تعيين نميشود يا شرط ميكنند كه مهر قيد نشود. قانون ما براي ازدواج دائم يك قاعده آمره است يعني اگر مهر تعيين نشود بازهم به زن تعلق ميگيرد پس در مواردي كه بر ميزان مهر توافق نشده از مهرالمثل استفاده ميكنند و براساس برخي شاخصها مثل سن، وضعيت خانوادگي و اجتماعي مهريه زن را تعيين ميكنند».
وي تاكيد ميكند: «از نظر حقوقي مهرالمسمي بايد ماليت داشته و قابل نقل و انتقال و تملك باشد و داراي ارزش اقتصادي و منفعت عقلايي باشد و معامله آن مشروع باشد. اينها باعث ميشود مهريههاي غير متعارف را مهر ندانيم. مثلا يك كيلو بال مگس يا دست، پا يا قلب شوهر از نظر حقوقي ماليت ندارند و منفعت عقلايي برايشان متصور نيست در نتيجه نميتوانند مهر قرار گيرند. در چنين شرايطي مثل وضعيتي است كه مهري تعيين نشده است در نتيجه مهرالمثل تعيين ميشود«.
داور ادامه ميدهد: «بعضي اوقات مهريه غير متعارف است اما ساحت عقلايي دارد مثلا كسي هزار شاخه گل رز را مهر خود قرار ميدهد از آنجا كه قيمت گل رز مشخص است براساس نظركارشناسي ميزان مهر مشخص ميشود. ممكن است نامتعارف باشد اما چون ماليت و منفعت عقلايي دارد قانونگذار مرد را موظف به پرداخت آن ميكند و به عنوان دين بر عهده مرد است».
وي تعيين نوع مهريه را مربوط به شرايط اجتماعي افراد ميداند و ميگويد: "كساني كه مهريه نامتعارف و غير عقلايي ميگذارند نه معني مهريه را ميدانند، نه فلسفه وجودي آن را مي فهمند و نه هدفي كه از تعيين مهر وجود دارد پس يا كلا نفياش ميكنند يا به حالتهاي شعاري متوسل ميشوند كه نشاندهنده عدم درك صحيح شان از فلسفه مهر است".
وي ميافزايد: "در قانون ما مهر در نكاح جنبه فرعي دارد يعني اگر تعيين نشود تاثيري بر خود عقد نكاح ندارد اما به آن معنا هم نيست كه اگر تعيين نشد مهري به زن تعلق نگيرد. مهر به زن تعلق ميگيرد ولي مهرالمثل نه مهرالمسمي كه طبيعتا مهرالمثل ميتواند از مهرالمسمي كمتر يا بيشتر باشد".
داور درباره دليل وضع چنين مهريههايي خاطرنشان ميكند كه در فلسفه مهريه دو نكته را متوجه نشديم و توضيح ميدهد: "1- مهر قيمت زن نيست. در حقوق، انسان مورد معامله قرار نميگيرد. تجارت انسان ممنوع است. چه تجارت انسان بماهو انسان و چه تجارت اجزاي بدن انسان. آيا قيمتي براي اجزا بدن انسان وجود دارد. آيا ماليت دارد؟ پس اين نگاه صحيح نيست. 2- هدف از مهر در اسلام چيست؟ فلسفه اينست كه مهريه پشتوانه مالي زن است. در اسلام زن استقلال مالي دارد. اما آيا با تعيين چنين مهريه هايي ميتوان اين هدف را تامين كرد؟"
وي با بيان اينكه ما در جامعه دچار يك تضاد فرهنگي شديم و نميتوانيم تعادل ايجاد كنيم ميافزايد: "اگر مهر قرار است پشتوانه باشد بايد درحد معقولي باشد كه مرد بتواند بپردازد. از طرف ديگر براي استقلال مالي زن بايد مهر را در اختيار او قرار دهيم. برخي پنج هزار سكه مهر روي كاغذ تعيين ميكنند در حالي كه توان و امكان پرداخت آن را ندارند. ما با چنين اقداماتي در واقع فلسفه مهر را نفي ميكنيم".
وي ادامه ميدهد: "همانقدر كه قرار دادن يك دست و يك پا دور از ذهن است قرار دادن پنج هزار سكه براي كسي كه نميتواند حتي ماهيانه يك سكه پرداخت كند غيرعقلايي است. پرداخت اين ميزان مهريه به صورت ماهيانه يك سكه اساسا با متوسط عمر انسان امكانپذير نيست. اين نوع مهريهها نيز به همان اندازه غير معقول است و قرار دادنش با زمينههاي ديگر فرقي نميكند".
مولاوردي حقوقدان، نيز با اشاره به اينكه چنين مهريههايي در حال حاضر ثبت ميشود، درباره دلايل وضع چنين مهريههاي عجيبي ميگويد: "مهريه توافقي بين زوجين است و به احساس نگراني و عدم امنيت خانوادهها از آينده زندگي فرزندانشان برميگردد و با اين كار اقدام به سنگ اندازي براي طلاق ميكنند و مهريههايي را در نظر ميگيرند كه زوج نتواند از عهده اداي آن برآيد و به راحتي نتواند براي ازهم پاشيدن زندگي دخترشان اقدام كند".
اما و اگرهاي ثبت مهريههاي عجيب
با توجه به اينكه برخي از اين نوع مهريهها فاقد ماليت هستند اين سوال پيش ميآيد كه ميتوان مانع ثبت چنين مهريههاي غيرمتعارفي شد؟ آيا ميتوان در مورد ثبت اين مهريهها منع قانوني در نظر گرفت كه اگر مهريهاي فاقد منفعت عقلاني و شروط مندرج در قانون باشد ازسوي عاقد از همان ابتداي امر ثبت نشود؟ چنين سوالاتي با پاسخهاي مختلفي روبهروست زيرا از يك سو ثبت نكردن مهريههاي عجيب و نامتعارف ميتواند به عنوان اقدامي پيشگيرانه محسوب شود و از ايجاد مشكلات بعدي براي زوجين جلوگيري كند اما از سوي ديگر محول كردن اين وظيفه به دفاتر ثبت ازدواج ميتواند زمينه مداخله در روابط خصوصي افراد را ايجاد كند.
داور در اين زمينه معتقد است: "عاقد وظيفه دارد در موردي كه مهريه غيرمتعارف باشد آن را ثبت نكند اما به اين منظور اولا عاقد بايد اشراف داشته باشد كه تشخيص اين معنا را بدهد و ثانيا مهر را ثبت نكند يعني از ثبت اين نوع مهريه امتناع كند چون اگر مهري باطل باشد ثبت مهر باطل يك مقدار دور از ذهن است. اگر فرض را بر اين بگذاريم كه عاقد فرد اجرايي است كه عالم به مسايل و شرايط حقوقي نكاح هم هست، فرض بر اين هست كه بايد از ثبت مهر باطل خودداري كند و دليل آن را هم براي طرفين بگويد شايد طرفين نميدانند".
مولاوردي نيز با اشاره به اينكه دفاتر ثبت ازدواج چنين مهريههايي را ثبت ميكنند ميگويد: "اگر بنا را قانون بگيريم طبق ماده 1078 قانون مدني بايد مهريه جنبه ماليت داشته باشد، قابل نقل و انتقال باشد، ارزش مالي و قابليت تملك داشته باشد اما ميبينيم بعضا مهريههايي مطرح ميشود كه از اين شرط برخوردار نيست و عاقدين ازدواج هم چنين مهري را قرار ميدهند و در عقدنامهها وارد ميكنند. اين مهريهها قابل تملك نيست. در چنين شرايطي مهريهها در دفاتر ثبت ازدواج بنا بر توافق زوجين وارد عقد نامهها ميشود و به آن صورت قانوني داده ميشود".
مولاوردي در پاسخ به اين سوال كه آيا ميتوان قانوني براي منع ثبت چنين مهريههايي وضع كرد و آيا اين كار ورود به توافقات شخصي افراد نيست، اظهار ميكند: "مهريه بعد خصوصي زندگي و روابط افراد است همانطور كه معتقديم در سقف و كف مهريه نميتوان دولت را داراي وظيفه دانست در مورد اشكال متعدد مهريه هم اگر دولت وارد نشود و قانون به اين شكل عمل نكند بهتر است اما در عين حال بايد فرهنگسازي در جامعه صورت گيرد و از بعد آموزشي و فرهنگي بايد وارد شد. متاسفانه هنوز خانوادههاي ما اين ذهنيت را دارند كه مهريه را كي داده؟ كي گرفته؟"
وي با اشاره به كاهش روند تعيين مهريه هاي عجيب در نسل جوان گفت: "متاسفانه همواره افراط و تفريط وجود دارد اما سطح آگاهي خانوادهها بالا رفته و يكي از راه حلهايي كه در حال حاضر به آن توجه بيشتري نشان داده ميشود بحث شروط اضافي ضمن عقد ازدواج است تا از اين طريق برابري حقوقي بين زوجين ايجاد شود و از تعيين مهريههاي غير متعارف كاسته شود".
به نظر ميرسد تعيين كنندگان مهريههاي عجيب و نامتعارف چه آنهايي كه مهريههاي سنگين تعيين ميكنند و چه كساني كه با تعيين مهريههاي نامتعارف بدون ماليت درصدد تامين آينده زندگي مشترك هستند، هيچكدام درك درستي از معنا و فلسفه مهريه ندارند. دلايل تعيين اين مهريهها هر چه كه باشد نميتواند آن را تبديل به ضامن خوشبختي زندگي مشترك كند. براي جلوگيري از چنين روندهاي افراط و تفريطي در جامعه بار ديگر بايد بر فرهنگسازي تاكيد كنيم و نقش خانوادهها و رسانهها را در آموزش نگاه واقع بينانه به زندگي مشترك مهم بدانيم.


