"محمدرضا تابش" نماینده مردم اردكان در مجلس شورای اسلامی طی یادداشتی به نقد سفرهای استانی دولت پرداخته است.
متن این یادداشت که در هفته نامه بشارت نو به چاپ رسیده است، به این شرح است:
سفرهای استانی از نظر اینكه تعامل و ارتباط بیشتری بین مردم و مسئولان دولتی برقرار كرده و این امر تا كل لایههای اجتماع اعم از شهری، روستایی، نخبگان و متخصصین نفوذ و رسوخ داشته، جای تقدیر و تشكر دارد. البته شاید با وسایل جدید و پیشرفت تكنولوژی میشد، بسیاری از این كارها به صورت ویدئو كنفرانس یا از راه دور انجام شود، اما نفس حضور مسئولان بین مردم آلامی بر دردهای آنهاست.
اینكه مردم ببینند گوش شنوایی هست و مسئولانشان خود را تافته جدابافته نمیبینند بسیار خوب است، اما از سوی دیگر گاهی تصمیماتی گرفته میشود كه در تضاد با سیاست تمركززدایی است كه از دولت قبل شروع شده است.
ما در راستای این سیاست وظایفی را به استانها ارجاع دادهایم، اما یك ایراد سفرهای استانی این بود كه در مورد برخی مسائلی كه مسئولان استان میبایست درباره آن تصمیمگیری كنند، دولت در آن موضوعات وارد میشد یا هیأت دولت به جای شورای برنامهریزی استان تصمیم میگرفت كه در این صورت نه تنها تمركززدایی بیمعنی میشود، بلكه از وجهه دولت هم كاسته میشود.
عیب دیگر برخی تصمیمگیریها در سفرهای استانی این بود كه مثلاً شورای برنامهریزی استان به تصمیمی میرسید و بودجهای را به صورت تخصصی به برخی پروژهها و طرحها اختصاص میداد، اما وقتی هیأت دولت در موضوعی وارد میشد به ملاحظه اینكه مصوبه هیأت دولت است، بودجه مدنظر شورای برنامهریزی در جایی دیگر صرف میشد و به سفر استانی اختصاص مییافت كه در اینجا گاهی تخصص ذبح میشد. عدم اجرای برخی مصوبات مهم سفرهای استانی از معایب دیگر این سفرها است.
مثلاً در كل كشور 2هزار و 500میلیارد تومان كسری اعتبار پروژههای ورزشی است كه دولت درباره آن تصمیمگیری كرده یا 20هزار میلیارد پروژه نیمهتمام وزارت راه و ترابری است كه دولت در سفرهای استانی راجع به آن تصمیم گرفته است.
امسال هم در پیوست بودجه، طرح و پروژههای عمرانی زیادی هست كه عمدتاً مربوط به سفرهای استانی است، اما بودجه ناقابلی برای آن گذاشته شده كه اگر بنا باشد با این بودجه پروژهها تمام شود دهها سال به طول میانجامد. این عدم برآورد توقعات و انتظاراتی كه به واسطه سفرهای استانی در مردم ایجاد شده، نوعی بیاعتمادی به وجود میآورد و این بیاعتمادی پاشنه آشیل سفرهای استانی است. لذا اگر میشد سفرهای استانی كمتعدادتر، اما پربارتر و سنجیدهتر بود و وعدههایی كه داده میشد صددرصد امكان عملی شدن داشت بسیار مطلوب بود.
ما امیدواریم دولت جنبههای مثبت سفرهای استانی را تقویت و جنبههای منفی آن را كم كند، تا انشاءالله شكاف بین ملت و دولت پر شود و از این بیشتر نشود؛ چراكه ما به پشتوانه مردم تصمیمات اساسی میگیریم، كارهای مهم را پیش میبریم و مقابل بدخواهان ملت ایستادگی و مقاومت میكنیم. اگر این اعتماد كم شود و پیوند مردم و حاكمیت تضعیف شود، نمیتوانیم به اهدافی كه داریم دست پیدا كنیم یا ایستادگی لازم را در مقابل جبهه استكبار جهانی- كه نفس انقلاب اسلامی مغایر اهداف و سیاستهای آنهاست - داشته باشیم.
ما باید پتانسیل و ظرفیت هر استانی را بدانیم و این یك خلأ است كه برنامه آمایش سرزمین را انجام ندادهایم. گرچه اغلب استانها سند توسعه استان را دارند، اما این خیلی مبنای تخصصی ندارد. ما باید ظرفیت و پتانسیل استانها را مدنظر قرار دهیم و متناسب با سمتگیری توسعه در آن استانها پروژهها و طرحهایی را برای آن تعریف كنیم یا مجوزهایی را اعطا كنیم كه در راستای برنامه عملی آمایش سرزمین و سند راهبردی توسعه استان باشد.
ضمن اینكه در نظر گرفتن اعتبارات برای پروژهها در سفرهای استانی باید مبتنی بر واقعبینی باشد. اگر ما در هر سفر استانی 2 تا 5 مصوبه داشته باشیم، اما این مصوبات صددرصد علمی، منطقی و واقعبینانه باشد و قابلیت تحقق را داشته باشد، بهتر از این است كه دهها و صدها مصوبه داشته باشیم كه عملیاتی نشود.