عقلم را در قمار دو چشم باختم
پلیس: عقلم را در قمار دو چشم باختم و خودم را بدبخت و بيچاره كردم. من پسر سر به راهي بودم و روزي كه پا به دانشگاه گذاشتم پدرم گفت: تو نگران هزينههاي تحصيليات نباش و فقط درس بخوان تا در آينده براي خودت كسي بشوي و گليم خودت را از آب بكشي اما افسوس كه سيلاب ندانم كاري و اشتباهاتي كه مرتكب شدم كاخ آرزوهاي او را ويران كرد و آرزو به دل ماند!
مرد جوان در دايره اجتماعي كلانتري سجاد مشهد افزود: ترم دوم تحصيلي بودم كه به طور اتفاقي با خانمي مطلقه آشنا شدم.
او تيپ و قيافه عجيب و غريبي داشت و با چند ديدار آن قدر مرا خام كرد كه به خانوادهام پشت كردم و فقط خوشبختيام را در رسيدن به او ميديدم.
پدرم كه آدم مغروري بود وقتي فهميد گرفتار عشق خياباني شدهام از هر راهي وارد شد تا مرا به سر عقل بياورد اما برخوردهاي تند و قهر آميز او باعث شد من كه چشمهايم را روي واقعيت ها بسته بودم سر ناسازگاري بگذارم و حتي يك روز در برابرش ايستادم و گفتم: «زري» تمام دنياي من است و اگر به او نرسم خودم را خواهم كشت.
با اين حرف پدرم عصباني شد و مرا از خانه بيرون كرد.
به اين ترتيب بود كه بدون اطلاع خانوادهام به خواستگاري رفتم و شبي كه مراسم عقد كنان گرفته بوديم پدرم به محض اطلاع از موضوع به علت نارسايي قلبي كه داشت سكته كرد و پس از انتقال به بيمارستان فوت شد.
بامرگ پدرم جشن نامزدي من و زري به هم خورد و از آن جا كه خواهران و برادرانم مرا مقصر مرگ پدر مي دانستند و برايم خط و نشان كشيده بودند از ترس خودم را در خانه پدر زري مخفي كردم .
متاسفانه خانواده او كه همگي به مواد مخدر اعتياد دارند در اين مدت مرا هم به دام اين مواد لعنتي انداختند. يك سال از اين ماجرا گذشت و من و زري بدون آن كه به طور رسمي ازدواج كرده باشيم صاحب فرزندي شديم كه الان پنج ماهه است.
مرد جوان اشك هايش را پاك كرد و افزود: متاسفانه در اين مدت متوجه شدم خانوداه همسرم علاوه بر اين كه خانه خود را پاتوق افراد معتاد و لاابالي كرده اند در فساد اخلاقي نيز غوطه ور شده اند.
با اين وضعيت خيلي نگران آينده خودم و اين طفل بي گناه كه به خاطر نداشتن عقد نامه برايش نتوانسته ايم شناسنامه بگيريم هستم و مي خواهم به آغوش خانواده بازگردم. افسوس كه چيزهاي با ارزشي مثل سايه پر مهر پدرم، سلامتي و شرايط تحصيلم را از دست داده ام و اعتياد به هروئين فشرده بدنم را پوك كرده است. اين است عاقبت لج و لج بازي با خانواده!
گفتگو با كارشناس
«حميد نجات » دكتراي روان شناسي درباره اين ماجرا گفت: جوانان بايد بدانند ازدواج هاي خياباني تاريخ مصرف دارند و خيلي زود باطل مي شوند .
اين استاد دانشگاه تاكيد كرد: در ازدواج هاي ايراني علاوه بر پسر و دختر، خانواده هاي آنان نيز از نظر عاطفي و اجتماعي به هم پيوند مي خورند لذا كسب رضايت خانواده ها و همچنين مشابهت هاي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي مي تواند از بروز بسياري مشكلات و آسيب ها مانند آن چه در اين ماجرا ديديم پيشگيري خواهد كرد.


