اگر بدون مجوز ازدواج كنند چه؟
زهرا شجاعی، رئيس اسبق امور مشاركت زنان رياستجمهوري در یادداشتی در «تهران امروز» نوشت:
در ماده 23 اين لايحه كه به مسأله ازدواج مجدد پرداخته شده است، مواردي ذكر شده که همه معلول هستند و علت نيستند كه بخواهيم بر اساس آنها اين اجازه را به مرد بدهيم كه ازدواج مجدد داشته باشد. زيرا اگر اين موارد ذكر شده نيز وجود داشته باشد، پس از ازدواج و ورود زن به خانه شوهرش صورت گرفته است. بنابراين بايد علت آن را در زندگي خانوادگي كه با مرد داشته است، جستوجو كرد.
گمان ميكنم تاكنون تحقيقي در رابطه با اينكه ازدواج مجدد مردان تا چه اندازه به ثبات و دوام خانواده دوم كمك كرده، صورت نگرفته است. اما با يك نگاه اجمالي به اطراف خود ميتوانيم با صراحت بگوييم كه وقتي مرد ازدواج دوم ميكند ، موفق نميشود خانه آباد دومي را نيز بنا كند.
در ماده 23 لايحه حمايت از خانواده 10 شرط در نظر گرفته شده كه بر اساس آن مرد ميتواند ازدواج مجدد داشته باشد. اما در هيچ كجاي لايحه حمايت از خانواده ذكر نشده است كه اگر مرد بدون اينكه هيچكدام از اين شروط را دارا باشد، ازدواج مجدد كرد، چه مجازاتي براي او در نظر گرفته شده است؟ چرا قانون در اين رابطه سكوت كرده است؟
لايحه حمايت از خانواده در رابطه با ازدواج مجدد كليگويي كرده است و يكطرفه به ميدان رفته است.
عقيم بودن زن يكي از شروط لازم براي ازدواج مجدد مرد در نظر گرفته شده است و اين در حالي است كه با پيشرفتهاي پزشكي صورت گرفته در حال حاضر حل مشكل عقيمي بسيار آسان است و ديگر اين مورد نبايد دليلي براي ازدواج مجدد مرد باشد.
لايحه حمايت از خانواده از قانون سال 53 بسيار ضعيف است و اين در حالي است كه قانون بايد به مرور زمان و با توجه به پيشرفت زمان، كاملتر، مترقيتر و عادلانهتر شود، نه اينكه عقبگرد داشته باشد.
در قانون سال 53 به زن اين حق داده شده بود در صورتي كه همسرش ازدواج مجدد داشته باشد، طلاق بگيرد اما در لايحه حمايت از خانواده در اين رابطه سكوت شده است. اگر هدف از ازدواج بر اساس آيات قرآن، ايجاد آرامش، سكينه، مودت و رحمت است، بايد بگوييم ازدواج مجدد هيچكدام از اينها را به خانه نميآورد بلكه سكينه و آرامش خانواده را نيز بر هم ميزند و به نظر ميرسد مردان فقط براي تنوعطلبي و هوسراني خود دست قانون را باز گذاشتند، تا ازدواج مجدد را قانوني كنند و اين در حالي است كه قانونيشدن ازدواج مجدد باعث بياعتمادي و تزلزل در خانوادهها ميشود.
اگر خداوند در قران تا 4 زن را مشروط به رعایت عدالت بین انها مجاز شمرده است ، در چند ایه بعدتر می فرماید که شما اصلا قادربه رعایت عدالت بین انها نیستید. پس با این ایه خداوند در واقع می گوید پیش شرط برای ازدواج مجدد را ندارید (البته خدا افریننده انسان است و اگاه به تمام زوایای وجودی او)
ولی افسوس که قران مبنای قانون اساسی ما نیست. مبنای ان قدرت و هوس رجال است و بس
درسته در قران رضايت همسر اول ذكر نشده ولي شرط عدالت كه ذكر شده . چرا براي اين موضوع هيچ معياري در نظر گرفته نشده. هيچ لزومي نداره كه اين شرط قبل از اقدام به ازدواج مجدد بررسي بشه؟ نه بعد از اينكه منجر به فرو پاشي دو خانواده شد مورد قضاوت قرار بگيره؟
در مورد ازدواج موقت كه وضع از اين هم بد تر است. از اين به بعد هر دو نفري كه در خيابان با هم را بروند مي توانند ادعا كنند كه قبلا صيغه شدند چون نياز به مدرك و دليل نداره.
از اين مسخره تر اينكه شرط ثبت ازدواج مجدد منوط به بچه دار شدن طرفين عنوان شده حالا فرض كنيد كه يك آقايي از يك شهر برود زيارت امام رضا و در همون جا براي خودش يك زن صيغه كند و بعد از يك هفته برگردد در اي حين زن حامله بشود حالا پيدا كنيد پرتقال فروش را؟!!!! آيا با اين كار آمار فحشا و زن هاي خياباني بالاتر ني رود؟ اين زن به تنهايي چگونه از عهده خرج و مخارج بزرگ كردن فرزند بر بيايد؟ مسئوليت آن به عهده كيست؟
آيا زني كه براي دو ساعت حاضر مي شود كه صيغه يك مرد شود آيا متعهد به نگاه داشتن عده مي باشد؟؟
اگر زن اول به علت ازدواج هاي متعدد همسرش دچار بيماري هاي مقاربتي يا عفوني شود ضامن كيست؟؟؟ آيا حق شكايت يا تقاضاي قصاص از همسر را مي تواند داشته باشد؟
خدا به شما عقل داده كمي فكر كنيد.........





