صفحه خبر لوگوبالا تابناک

مرگ عروس در كمپ ترك اعتياد!

در اين حادثه نامزدم از ناحيه سر به شدت صدمه ديد و جان خود را از دست داد و دفتر زندگي اش براي هميشه بسته شد.
کد خبر: ۱۱۵۸۶۴
| |
3154 بازدید
پلیس: نامزدم در حادثه سقوط از ساختمان از ناحيه سر به شدت صدمه ديد و جان خود را از دست داد و كمند عشق مان پاره شد.

جسد او را به آغوش خاك سپرديم تا در آرامگاه ابدي خود راحت بخوابد و از شر بدبختي هايي كه داشت راحت شود. اما دلم برايش مي سوزد و خيلي عذاب مي كشم چون نتوانستم به او كمك كنم و نجاتش بدهم.مرد جوان در حالي كه لباس سياه به تن داشت اين جملات را به سختي به زبان آورد و سپس بغض گريه اش شكست.

جوشش اشك هاي دلتنگي هاي تقي، سكوت دايره اجتماعي كلانتري طبرسي جنوبي مشهد را در خود ذوب كرد و او در بيان داستان تلخ زندگي اش گفت: در خانواده اي پر جمعيت به دنيا آمدم و پدرم كارگر ساده اي بود كه از پس خرج و مخارج 9 سر عائله خود بر نمي آمد به همين خاطر از كلاس پنجم ابتدايي ترك تحصيل كردم و با 5 برادر بزرگتر از خودم به سر كار گچ كاري و بنايي رفتم.

ما با كارگري ، هزينه هاي زندگي مان را تامين مي كرديم تا اين كه من به سربازي رفتم .

در دوران خدمت با خانمي جوان آشنا شدم و بدون اطلاع خانواده ام با او ازدواج كردم.

افسوس كه مشكلات اقتصادي و توقعات زياد همسرم با عث شد تا پس از گذشت سه سال با وجود يك فرزند به بن بست برسيم .

ما به طور توافقي از هم جدا شديم و از آن به بعد چون خانواده ام مرا طرد كرده بودند در قسمت نگهباني يك مجتمع بزرگ در حال ساخت مشغول كار شدم.

متاسفانه در اثر رفت و آمد افراد ناباب به محل كارم و همچنين به خاطر شكست عاطفي كه خورده بودم در مدت كوتاهي به دام مواد مخدر افتادم و تمام در آمدم را خرج دود و دم كردم.

تقي ادامه داد: حدود 6 ما گذشت و من با دختري آشنا شدم كه او نيز چوب خانواده فقير و پر جمعيتش را خورده بود.

 ما چند هفته با هم در ارتباط بوديم و من كه شيفته معرفت و معصوميت اين دختر جوان شده بودم به او پيشنهاد ازدواج دادم اما راحله كه تازه معتاد شده بود شرط گذاشت ابتدا هر دو ترك اعتياد كنيم و بعد براي ازدواج دست به كار شويم.

من اين خواسته او را با جان و دل پذيرفتم و ما با هم نامزد شديم.

مرد جوان اشك هايش را پاك كرد و افزود:در اولين اقدام او را به يك كمپ ترك اعتياد مخصوص بانوان بردم و در آن جا بستري كردم تا تحت درمان قرار بگيرد .

متاسفانه چون نامزدم نتوانست شرايط ترك در كمپ را بپذيرد و از طرفي تاثيرات جسمي و رواني داروهاي شيميايي كه مورد استفاده قرار مي داد و همچنين نبود كنترل و مراقبت صحيح بيمار از سوي مسئولان مركز، او كه قصد فرار داشت خودش را از پنجره ساختمان به پايين پرتاب كرد .

در اين حادثه نامزدم از ناحيه سر به شدت صدمه ديد و جان خود را از دست داد و دفتر زندگي اش براي هميشه بسته شد.

تقي با چشماني اشك بار گفت: من و اين دختر بيچاره محصول اشتباهات خانواده هاي مان و ندانم كاري خودمان هستيم اما آمده ام بگويم مسئولان مراكز درماني نيز بايد توجه و مراقبت بيشتري در نگهداري و درمان بيماران خود داشته باشند تا ديگر چنين حوادثي اتفاق نيفتد. من مي خواهم اين سهل انگاري را از طريق قانوني پي گيري كنم.
اشتراک گذاری
گزارش خطا
آخرین اخبار