«گفتند امام از عزل لاجوردی بی اطلاع بوده و راضی نیستند»
شهید سید اسدالله لاجوردي که در اول شهریور ماه سال 1377 به دست عوامل کوردل منافقین به شهادت رسید، پس از پایان پرونده فرقان و پيشگيري از ادامه ترورها توسط اين گروهك، مسئوليت دادستاني انقلاب تهران را در سالهاي 60 تا 63 بر عهده گرفت. او بر این باور بود كه اگر كسي توبه كرد، بايد از مواهب توبه بهرهمند شود و اگر كسي به روي نظام اسلحه كشيد، به سزاي خود برسد.
به گزارش «تابناک» حتي بسياري از آنها كه دستشان به خوني آلوده نبود و توبه کرده بودند، در اثر اين رفتار او به انقلاب علاقه مند شده و برخي از ايشان پس از آزادي در جبههها حضور يافته و به شهادت رسيدند.
بنا بر این گزارش، گروهك ها و جریان های مسأله دار درونی كه با رفتار اسلامي و مقتدرانه او، مجال هيچ گونه فعاليتي نداشتند، با فشارهاي بسياري كه از سوی باند سید مهدي هاشمي وارد ساختند، براي بركناري اش ميكوشيدند.

در همین رابطه، آیت الله اكبر هاشمي رفسنجاني نيز در كتاب خاطرات سال 63 خود به اين امر اشاره ميكند كه امام از بركناري آقاي لاجوردي _ كه بدون آگاهی ايشان بوده است _ ناراحت گرديدند.
روزشمار پیش رو، می تواند سند جالبی باشد برای اعمال فشارهایی که بر اسدالله لاجوردی ـ دیده بان بصیر انقلاب ـ می شد تا دادستانی را ترک کند.
سه شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۶۳
... عصر رئیس جمهور به منزل آمدند و ... احمد آقا هم به ما ملحق شد. درباره [وزارت] اطلاعات بحث شد؛ قرار شد به فکر وزیر صالح باشیم و برای رفع اختلاف آقای اسدلله لاجوردی [دادستان انقلاب تهران] با اطلاعات سپاه هم از آقای لاجوردی بخواهیم همان اختیارات گذشته سپاه را تا رسیدن به انجام کار [تأسیس] وزارت اطلاعات به آنها برگرداند...
دوشنبه۱۷اردیبهشت ۱۳۶۳
... مسئولان اطلاعات سپاه برای استمداد در همکاری با [آقای اسدالله لاجوردی] دادستان انقلاب تهران آمدند...
یکشنبه۱۳ خرداد۱۳۶۳
... عصر آقای اسدالله لاجوردی [دادستان انقلاب تهران] و مسئولان اطلاعات سپاه آمدند. برای هماهنگ شدن در کار اطلاعات مشکل این است که دادستانی تهران کار اطلاعاتی می کند. با مذاکرات طولانی قرار شد با [تشکیل] کمیته ای مشترک [امور اطلاعاتی را] هماهنگ کند...
... شب با سران قوا مهمان آقای [موسوی] اردبیلی [رئیس دیوان عالی کشور] بودیم. درباره شهریه گرفتن از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی٬ مشورت و پذیرفته شد. آقای [موسوی] اردبیلی خبر محدود کردن اختیارات آقای [اسدالله] لاجوردی [دادستان انقلاب تهران] در امور زندان ها را داد...
یکشنبه۳۱ تیر ۱۳۶۳
... در وقت تنفس٬ نماینده زرتشتی ها ـ که از اروپا برگشته ـ از تبلیغات فراوان دشمنان علیه انقلاب گفت و چاره های مناسب با افکار و مصالح خود پیشنهاد داد. ظهر در دفترم آقای کامیار نماینده ارومیه آمد؛ از اختلافات روحانیت استان آذربایجان غربی شاکی بود. آقای احمد قدیریان آمد و برای حمایت آقای [اسدالله] لاجوردی ـ که برای تعدیل وضع زندان ها تحت فشار شورای عالی قضایی قرار گرفته ـ کمک می خواست...
سه شنبه ۲ مرداد۱۳۶۳
... آقای اسدالله لاجوردی و همکارانش [در دادستانی انقلاب تهران] آمدند؛ از فشار شورای عالی قضایی برای تضعیف او٬ برای آزاد کردن زندانیان گروهک ها گله داشت و کمک می خواست. در مورد محاکمه بعضی متهمان در رابطه با پرونده [انفجار در دفتر] نخست وزیری مشورت کرد. امام رسیدگی به این پرونده را به آقای یوسف صانعی، دادستان کل کشور محول کرده اند...

... حاج امد آقا آمد و گفت آقای [اسدالله] لاجوردی خدمت امام رسیده و از این که می خواهند [اداره امور] زندان ها و اطلاعات را از ایشان بگیرند، شکایت داشته و اعلام خطر کرده است؛ ولی امام تأکید کرده اند که تسلیم قانون باشد و فقط مسئولیت دادستانی [انقلاب تهران] را داشته باشد و زندان ها را تحویل شورای سرپرستی زندان ها و اطلاعات [دادستانی] را هم تحویل وزیر اطلاعات بدهد، ولی او ناراضی رفته است... عصر آقای [محمدی] ری شهری وزیر جدید اطلاعات آمد. از اقداماتش در زمینه آغاز کار وزارت اطلاعات گفت...
پنجشنبه ۸ شهریور ۱۳۶۳
... اول شب٬ آقای بهزاد نبوی آمد. از اینکه [اسدالله] لاجوردی دادستان انقلاب تهران دوستانش را به خاطر تعقیب پرونده انفجار [ساختمان] نخست وزیری بازداشت کرده است٬ سخت ناراحت پریشان بود. معتقد بود خطی برخورد شده و می خواهند خرده حساب ها را صاف کنند. گفتم خودتان در مجلس گفتید که این پرونده را تعقیب کنند و نامه نوشتید. قرار شد با شورای عالی قضایی صحبت شود که عادلانه برخورد کنند. آقای علی تهرانی [کارمند نخست وزیری] که از اول تاکنون بازداشت بوده، مطالبی گفته که شک و تردید به وجود آمده است...
چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۶۳
... آقای بهزاد نبوی همراه آقای [محمد امین] سازگارا آمد. سازگارا شرح ماجرای بازداشت و آزادی اش را داد. در رابطه با انفجار ساختمان نخست وزیری از ایشان بازجویی شده است. سپس با دستور امام با دو سه نفر دیگر آزاد شده اند. قرار شد بازجویی [از متهمین] در محیط خارج [از زندان] انجام شود که بوی باند بازی و حرکت سیاسی را نداشته باشد و مسئولان را به صرف آنها بدنام نکنند...
چهارشنبه ۲۱ آذر ۱۳۶۳
شب با سران دیگر قوا مهمان رئیس جمهور بودیم. درباره برنامه های صدا و سیما٬ جنگ٬ مسافرت نخست وزیر به ترکیه و آلمان شرقی٬ مالیات ها٬ دادگاه ها٬ تعویض آقای [اسدالله] لاجوردی [دادستان انقلاب تهران]٬ شورای عالی انقلاب فرهنگی و موارد دیگر بحث شد...
سه شنبه ۲ بهمن ۱۳۶۳
عصر٬ گروهی از همکاران آقای [اسدالله] لاجوردی آمدند و از تصمیم عزل ایشان از دادستانی انقلاب تهران ناراحت بودند؛ گفتم شورای عالی قضایی می گوید که ایشان تمکین به قانون و تصمیم های شورا ندارد.

شب رئیس جمهور تلفن کردند و از برنامه کانال دوم که در گزارش وضع آیت الله خوانساری بد عمل کرده، گله داشتند. آقای [علی] رازینی که به تازگی به جای آقای [اسدالله] لاجوردی [به دادستانی انقلاب تهران] منصوب شده آمد، نگران است و از من کمک می خواست که به آقای لاجوردی بگویم که شغلی مثل معاونت آقای صانعی دادستان [کل کشور] را بپذیرد که رفتن ایشان انعکاس بدی نداشته باشد.
چهارشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۶۳
پیش از ظهر احمد آقا آمد. درباره مسائل روز مذاکره شد٬ از جمله اظهار ناراحتی آیت الله منتظری از سخنان امام؛ هرچند همه [سخنان ایشان] پخش نشده و گفتند امام از عزل آقای [اسدالله] لاجوردی [دادستان انقلاب تهران] بی اطلاع بوده و راضی نیستند.
منبع خاطرات روزشمار: کتاب «به سوی سرنوشت» کارنامه و خاطرات آیت الله هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۶۳
از محتوای این روزنگارها کاملاً مشخص است که عملکرد آقای لاجوردی خصوصاً دخالت در کارهایی که در حوزه وظایفشان نبوده همه را ناراحت کرده بوده . ضمن اینکه اصرار بر کنترل داشتن بر مسائل امنیتی و اطلاعاتی و زندانها جای تأمل دارد . عدم رضایت امام از برکناری ایشان از رفتارها و سخنان بعدی امام مشخص نشده است و در ثانی ممکن است نظر امام این بوده که بهتر بوده قبلاً در مورد برکناری با ایشان مشورت می شده .






