انديشه خدمت در باور امام خميني (ره)
در آموزههاي ديني و اخلاقي ما، مردم در کليت خود داراي جايگاه و ارزش والايي هستند. از منظر اخلاق، مردم عيال خداوندند و نبايد به فراموشي سپرده شوند و از منظر سياسي و اجتماعي پايههاي اصلي حکومت به دوش آنها نهاده شده است و به هر ميزان که در حکومت نقش آفرين باشند، آن حکومت از استواري و استحکام بيشتري برخوردار است. هرگز نبايد از نظر دور داشت که هر تلاشي بيآنکه به سعادت مردم بيانجامد نميتواند از مقبوليت اجتماعي برخوردار باشد.
امام خميني (ره) در نهايت محبوبيت خويش که بياغراق کمتر رهبري در قرن اخير به اين ميزان مورد توجه و اقبال عمومي در جامعه خود قرار داشته است، هرگز در محاسبات خود فارغ از مردم عمل نکرد و با آنکه به مقتضاي اينکه يک رهبر روحاني بودو مشروعيت را از ناحيه خداوند ميدانست. در عين حال مخلوق را در رتبه طولي پس از خالق ميديد و هر گونه خدمت به مخلوقات را عين اطاعت از خالق ميانگاشت و البته چنين ديدگاهي هرگز به نگاه سياستمدارانه براي جلب آراي مردم تبديل نشد و هبچگاه مردم اين احساس را نداشتند که در باور امام خميني (ره) کمتر از آني هستند که به زبان او ميآيد.
امام خميني (ره) در انديشه سياسي خود اساس تشکيل حکومت اسلامي را مقدمه براي واجبات ديگري برمي شمارد و در استدلالهاي ايشان در کتاب ارزشمند ولايت فقيه، اين استدلال که تشکيل حکومت مقدمه انجام واجبات خداوند است، جايگاه ويژهاي دارد.
اين انگاره از حکومت، هرگز تحليلهاي تئوري قدرت در انديشه سياستمداران را برنميتابد، به ويژه آنکه از نگاه يک رهبر مذهبي به اين معني است که فضاي خدمت به جامعه گستردهتر شود و از مجراي تشکيل حکومت بتوان در گستره جامعه، زمينه خدمات رساني را به عموم و به ويژه آسيب پذيرترين اقشار، فراهم آورد.
امام خميني (ره) بيآنکه خود را نيازمند حفظ پيراموني مردم بداند، انديشه خدمت به آنان را جزو وظيفه خويش تلقي ميکرد و بسيارند نامههاي خصوصي ايشان به ديگران که متضمن همين معني هستند.
بارها تعبير اينکه «خدمتگزار همه هستم» در کلام ايشان جاري شد و اين نبود جز آنکه ايشان به اين جمله باورداشت، و مردم نيز اين را باورداشتند. برخي از تعابير ايشان را در ذيل ميآوريم تا اين باور را از درون کلمات ايشان بکاويم.
«اميدوارم دعا کنيد که کوتاهي نکنم»
«من هر جا باشم خدمتگزار همه هستم»
«من به حق، خدمتگزار شما هستم»
«اميد است که اين آخر عمر در خدمت شما باشم»
«تا نفس ميکشم، خدمت به شما ميکنم»
«من تا آنقدر که هستم خدمت ميکنم به شما»
از اين نمونهها در کلام ايشان فراوان يافت ميشود. نکته مهم آن است که اين گفتهها يا نوشته ها، هرگز براي جلب نظر و محور توجه قرار گرفتن ادا نشده است. آنان که دوران امام خميني (ره) را درک کردهاند به خوبي ميدانند که اصلاح بين امام خميني (ره) و مردم ، مرهون اصلاح بين او و خدا است که «من اصلح بينه و بين ا...، اصلح ا... بينه و بين الناس» هرکه ميان خويش با خدا را اصلاح کند، خداوند ميان او با مردم را اصلاح خواهد کرد.
امام خميني (ره) کردههاي خود را هيچ ميپنداشت و هرگز حتي يکبار از او سخني در ستايش خود شنيده نشد و اين واقعا بينظير است.
«من هميشه اين مطلب در ذهنم بوده است که در مقابل ملت ايران که الآن همه چيزشان را دارند در راه اسلام ميدهند و در مقابل اين پدرهاي جوان از دست داده من خدمتي نکرده ام» اساسا چنين نگرشي، به جهان بيني امام خميني (ره) بر ميگردد، رمز وراز چنين نگاهي را در شرح ايشان بر چهل حديث ميتوان يافت: «اي مدعي معرفت و جذب سلوک و محبت و فنا، خداوند از لسان پيامبرش فرموده «اوليائي تحت قبائي لايعرفهم غيري» تو اگر از اولياي حق و محبين و مجذوبيني، خداوند ميداند، به مردم اين قدر اظهار مقام و مرتبت مکن و اين قدر قلوب ضعيفه بندگان خدا را از خالق خود به مخلوق متوجه مکن و خانه خدا را غضب ناک مکن»
عارف همه موجودات را در معيت حق ميداند و خود را نميبيند
عالم عشق است هرجا بنگري از پست و بالا
سايه عشقم که خود پيدا و پنهاني ندارم
هرچه گويد عشق گويد، هرچه سازد عشق سازد
من چه گويم، من چه سازم، من که فرماني ندارم
کم نبودهاند مسئولين و روسايي که در جوامع مختلف، براي آنکه خود را مردمي نشان دهند و آراء آينده مردم را از آن خود کنند، سخنان روح نوازي را بر زبان جاري ساختهاند و خواستهاند چنين بنمايانند که مردم در انديشه آنان از جايگاه ويژهاي برخوردار است. حکومتهاي کمونيستي بيش از ديگران با بهره گيري از شگردهاي تبليغاتي خود را دوستدار مردم نشان دادهاند و همه را رفيق ناميدهاند ولي در نهايت چهره پنهان شده آنان نمايان شده است.
چه آنکه در انديشه آنان حکومت ابزاري براي به قدرت رسيدن بوده است. اما در انديشه امام خميني (ره) حکومت مرکب راهواري است که راکب را به خدمت بر خلق خدا ميرساند.
مقام معظم رهبري بارها در خلال سخنانشان بر اين موضوع تاکيد کردهاند و تا آنجا که سالي را با نام سال خدمت رساني ناميدهاند و اين نشان از آن دارد که ايشان نيز بر همين باور و راي هستند.
در انديشه مردمسالاري ديني، حکومت اهداف چهار گانه تامين عدالت ، امنيت،رفاه وتربيت جامعه را دنبال ميکند ودر اين ميان هر تلاشي براي تحقق هريک از اين اهداف تلاش در جهت دستيابي به اهداف حکومت اسلامي و مردمسالاري ديني خواهد بود
خدمت در انديشه امام خميني يعني تحقق يافتن عدالت ،امنيت،رفاه وتربيت وآموزش در جامعه . که خود در اين راه تا واپسين روزهاي حياتش کوشيد اميد آنکه ما نيز در متحقق ساختن خطوط ترسيم شده از سوي ايشان موفق باشيم


