کاندیدای انتخابات ۱۴۰۰: رقیبم رضاخان است!

به گزارش تابناک، قاضی زاده هاشمی در گفت و گویی مفصل با خبرگزاری فارس با بیان اینکه "من کاندیدای هیچ حزبی نیستم"، گفت: «در سه سال اخیر مواضع من ناظر به مسائل اجتماعی هست و از بحث اتباع و مشکوکالتابعین بگیرید تا قضیه سربازی و بورس و امثال اینها را دنبال کردهام چون امروز کمک به انقلاب حل مسائلی هست که مردم درگیر آن هستند و این درگیری سیاسی نیست.»
او درباره برنامه های انتخاباتی اش افزود: «من به مدلی برای کابینه رسیده ام و یک اندیشکده داریم که دو سال کار کردهایم. ما یک نظریه داریم و براساس نظریه مدل داریم و براساس مدل راهبرد داریم و بر اساس آن برنامه اجرایی و براساس آن به نظام شایستگی مدیران رسیده ایم. مکانیزمی داریم که شرطبردار نیست و خود رئیس جمهور فقط می تواند رئیس دفترش را انتخاب کند و وزرا و استانداران در مکانیزم انتخاب میشوند.»
قاضی زاده هاشمی گفت: «از من پرسیدند رقیب شما در انتخابات کیست؟ گفتم رقیبم رضاخان است. چون نهاد اداره کشور برخاسته از رضاخان است و ادامه پیدا کرده است و آمده ام نهاد ۱۰۰ساله رضاخانی را به هم بریزم. آموزش و پرورش و کنکور سربازی و بانک و سازمان برنامه و بودجه رضاخانی هست و بعد از اینکه انقلاب ترومنی و نظریات اروین تافلری هم به کشور آمد تشدید شد. اینکه شما می گویید ضمانتت چیست؟ هرکسی بر اساس اعتقاد و اندیشه اش عمل می کند و ضمانت من صداقتم است که به مردم دروغ نگویم و بگویم اگر به من رای بدهید فکر من این است.»
داداش اول ی کارخونه بگو بدن بهت ببین میتونی یک ماه ادارش کنی
بعد یک شهر
بعد یک استان
بعد تو حوزه های بین الوزارتین کار کن
یک ده سالی هم امور بین الملل کار کن
بعد بیا بگو کشور رو بدید من اداره کنم
عجبا
کل کشور هم برنامه توسعه داره با برنامه داشتن خالی که تخم مرغ مرغ نمیشه
گل گفتی
ولی منظور این بنده خدا حریف بوده که باهاش میخواد مبارزه کنه و شکست یکی به معنای برد دیگریه.
سیستم یه ماشین خراب و ایستاده هست که همه ی مولفه های قدرت و سیاست دوست دارند که راه نره. و برای قایم شدن یکی رو میخوان بنام رییس جمهور که برند پشتش قایم بشوند و بگند راه برو. یکی سوختش رو قطع میکنه . یکی برقشو. یکی فرمانشو. یکی چرخاشو . و ......... بعد هم به مردم میگن ایشون و اوشون.. راننده خوبی نیستند و بلد نیستند برانند.
به هوش بودن یعنی همین بعد از چهل سال اگر این مدل رو کشف نکرده باشیم خیلی باید کم خرد باشیم.



