صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

بدحجابي، علل و ريشه‌ها

کد خبر: ۱۰۲۹۲۷
| |
2766 بازدید

روزنامه «رسالت» در گزارشی نوشت:

در خصوص موضوع حجاب ـ خصوصاً در چند دهه اخير ـ سخن بسيار گفته شده و چه بسيار مقالات و گزارش‌‌هايي به رشته تحرير درآمده و منتشر شده است كه بي‌هيچ سخن و يا آسيب‌شناسي و رهيافت تازه‌اي، صرفا تكرار مكررات بوده و جز تذكر و يادآوري، ثمرات و نتايج قابل تاملي را در برنداشته است.

جاي تاسف دارد كه گفته شود برخي از آثار منتشر شده در اين زمينه گاه آن قدر سطحي و نازل بوده كه حتي در مقام مقايسه با انشاي دانش‌آموزان مدارس در مرتبه پايين‌تري قرار داشته و از آنجا كه با اغراض و نيات ديگري نگاشته شده، رايحه خوش و دل‌انگيز تعهد و تعبد از آن استشمام نمي‌شود و شوري برنمي‌انگيزد.

استاد شهيد مرتضي مطهري در سال‌هاي پيش از پيروزي انقلاب اسلامي با پژوهش و نگارش كتاب‌هاي ارزنده‌اي مانند «مسأله حجاب»، «نظام حقوق زن و اسلام» و «اخلاق جنسي در غرب» سهم متعهدانه و ارزشمندي را در ارائه و تبيين اين موضوع برعهده داشتند كه پس از گذشت بيش از سه دهه از انتشار اين آثار و تجديد چاپ‌هاي متعددي كه شمارگان قابل ملاحظه‌اي داشته، هنوز هم اين آثار مخاطبان فراواني دارد و به عنوان منبع مورد مطالعه و مراجعه اقشار گوناگون جامعه قرار مي‌گيرد.

بي‌ترديد اخلاص و تعهد و ايمان و دردمندي عالمانه در تاثير و ماندگاري چنين آثاري بي‌تاثير نبوده و نيست و درك اين حقيقت پرسشي را پديد مي‌آورند كه اين معيارها در نگارش آثار و همچنين فعاليت‌‌هايي كه در زمينه توسعه و ترويج فرهنگ حجاب و عفاف رخ داده تا چه اندازه مؤثر و سازنده بوده است؟

در سال‌هاي نخست پس از پيروزي انقلاب، قلم و نفس گرم انديشوران مؤمن آنچنان بر ذهن و جان آحاد جامعه خصوصا جوانان تاثيرگذار بود كه آنان را مجذوب و مشتاق مي‌ساخت تا براي گام نهادن در اين طريق ترديدي به خود راه ندهند و در پيروي از اين آيين مقدس هر دم بيش از پيش كوشا باشند.

در آن  ايام واژه «خودسازي» مفهوم ژرف و شگرفي داشت و اين مفهوم انسان‌ساز و جامعه‌ساز با جوانان بيگانه و نامأنوس نبود. بهترين گواه و مصداق اين ادعا سيره و وصيت‌نامه شهداي عالي‌قدري است كه حتي در واپسين دقايق زندگي نيز دست از دفاع از آرمان‌ها و ارزش‌هاي متعالي نشستند و در وصيت‌نامه‌هاي سرخ خويش بازماندگان و آيندگان را به حفظ و پاسداري از ارزش‌ها فراخواندند.

با پايان يافتن جنگ تحميلي و فرارسيدن عصر سازندگي، رفته‌رفته شرايطي فراهم شد كه ديگر سخني از «خودسازي» شنيده نمي‌شد و در سايه غفلت‌ها به تدريج مظاهري رخ نماياند كه سنخيتي با يك جامعه انقلابي نداشت.گسترش پديده «بدحجابي» كه روزگاري آن را معضل خاص طبقات مرفه و متمول مي‌دانستند، مسئله‌اي است كه قبل از پرداختن به پيامدها و عواقب آن، نيازمند شناخت ريشه‌ها و زمينه‌هاست و حصول به اين مهم امكان‌پذير نخواهد بود مگر با نگرشي علمي، فارغ از حب و بغض‌ها و كنار نهادن تعارف‌ها و رودربايستي‌ها در مواجهه با حقايق و واقعيت‌ها.

اگرچه در قرآن كريم، تزكيه و پرورش بر آموزش مقدم دانسته شده است اما اين امر هيچ‌گاه در نظام آموزش و پرورش ما جايگاه و اهميت سرنوشت سازخويش را بازنيافته است و لذا بخش عظيمي از مشكلات و ناهنجاري‌هاي امروز جامعه ما مربوط به كوتاهي‌ها، كاستي‌ها، سهل‌انگاري‌ها و بي‌برنامگي‌هايي است كه از اين نهاد سرچشمه گرفته و به سيلاب سدشكني مبدل شده است.

بي‌گمان تربيت و تعليم نسل آينده از دوران كودكي تا جواني فرصتي بكر و طلايي است تا اين نهال نوپا، پيش از آنكه  درخت تناوري ‌شود، راست و سرفراز شكل بگيرد، اما آيا در سيستم آموزش و پرورش ما از مقطع كودكستان تا مقاطع بالاتر عزمي جدي در اين زمينه وجود داشته است؟ اگر در آن سوي مرزها كوشش مي‌شود تا به هزار و يك جلوه و رنگ و لعاب فريبنده، فرهنگ برهنگي و بي‌بندوباري سر از جامعه ما درآورد، آيا در اين سو در نظام پرخدم و حشم آموزش و پرورش ما طي اين سه دهه تلاش هوشمندانه، عميق، مستمر و دلسوزانه‌اي جهت مقابله و مبارزه با اين پديده- به مفهوم واقعي و عميق كلمه- صورت پذيرفته است؟

در كودكستان‌هاي ما آنقدر كه به آموزش زبان انگليسي توجه مي‌شود به آموزش احكام و قرآن كريم اهتمام چشمگيري ديده نمي‌شود و در ساير مقاطع تحصيلي نيز توجه به شريعت هيچگاه تا به آن اندازه نبوده است كه حتي فرزندان اين مرزوبوم از رهگذر حضور در اين مدارس به روخواني قرآن نايل آيند، چه رسد به تربيت نسلي دلباخته و آگاه.به راستي اگر طي دوران تحصيل كه يقيناً زماني دراز و فرصتي گرانبهاست آموزش و پرورش ما نتواند نسل آينده جامعه اسلامي را به بينش و آگاهي كافي در جهت مقابله با انواع توطئه‌ها و تهاجم فرهنگي غرب مجهز كند و از كودكان و نوجوانان اين ديار، انسان‌هايي معتقد و آگاه بسازد، تكليف آينده چيست؟

پديده بدحجابي به عنوان يك معضل فرهنگي نيازمند اتخاذ روش‌ها و شيو‌ه‌هاي فرهنگي است، اما آيا مديران فرهنگي جامعه ما در اين حوزه در حد يك مدير فرهنگي درد آشنا، آگاه، مسئول و دين باور به تمام معناي كلمه بوده‌اند؟

به راستي در انتصاب مديران فرهنگي تا چه ميزان ضوابط و معيارهاي اصيل و تعهد و دغدغه‌هاي آنان مورد نظر بوده است؟ آيا با صرف اين همه سرمايه‌هاي گزاف و ساختن مراكز فرهنگي، فرهنگسراها، خانه‌هاي فرهنگ و ... اين مراكز در جهت اشاعه فرهنگ ديني گام برداشته‌اند يا اينكه نسبت به اين امر بي‌اعتنا بوده و يا در جهت عكس اهدافي كه براي آنها ترسيم شده است حركت كرده‌اند؟

با گذري در اين مراكز به اصطلاح فرهنگي و مرور برنامه‌هاي آنان اين نكته به عينه آشكار است كه اكثر اين مراكز، با كمال تأسف از ضعف مديريت در عذابند و عملاً اين فضاهاي رها شده نه تنها داراي هيچ برنامه‌ريزي هدفمندي نيستند، بلكه به جولانگاهي براي ظهور انواع پديده‌هاي ضدفرهنگي مبدل شده‌اند.

در فضاي شيك و فراخ بسياري از اين مراكز به اصطلاح فرهنگي حتي آيه‌اي از قرآن كريم و يا حديثي از معصومين(ع) به چشم نمي‌آيد و برخي از كاركنان آنها اشخاصي چندان پايبند به اصول و ارزش‌ها نيستند و ظاهراً برخي مديران هم از اين وضعيت بدشان نمي‌آيد!

گذشته از اين موضوع در رسانه فراگيري مانند صداوسيما هم عنايت كافي به امر حجاب ديده نمي‌شود، خصوصا فضاي فيلم‌ها و سريال‌ها به گونه‌اي است كه جامعه را دچار دوگانگي مي‌كند. در حالي‌كه اين رسانه مي‌تواند به جاي ساخت سريال‌هاي ملودرام كه گاه سرشار از صحنه‌‌هاي تجمل و مدزدگي است به تهيه برنامه‌هايي روي آورد كه با معضلات اجتماعي جامعه ارتباط افزونتري داشته باشد، به عنوان مثال تهيه سريال‌هاي مستندي از مبارزه زنان و دختران مسلمان در غرب براي حفظ حجاب و فشارهايي كه دولت‌هاي غربي علي‌رغم ادعاي حقوق بشر بر بانوان مسلمان روا مي‌دارند و آنان را به خاطر حفظ حجاب از تحصيل، كار و ديگر حقوق اجتماعي خويش بازمي‌دارند مي‌تواند سوژه‌اي جذاب و تاثيرگذار در اين زمينه باشد.

همچنين برگزاري ميزگردهايي با هدف آسيب‌شناسي پديده بدحجابي و يا لزوم حجاب و عفاف مي‌تواند در تنوير افكار عمومي نقش مؤثر وسازنده‌اي ايفا نمايد.از ديگر نكات قابل ذكر در خصوص پديده بدحجابي، نداشتن تعريف روشن و قانونمند در اين باره است. به عبارت ديگر قانون در اين باره سكوت كرده است و هيچ حدود و ثغوري را در اين زمينه بيان نكرده، از اين رو ملاك و قاعده مشخصي كه جرم تلقي شود و تكليف همگان را روشن سازد وجود ندارد.

به همين سبب برخي پوشش خودرا نامناسب تشخيص نمي‌دهند و به لحاظ تلقي‌ خاصي كه از حجاب دارند، در صورت برخورد ماموران، خود را بي‌گناه دانسته و معترض نيز مي‌شوند. از سوي ديگر ديده مي‌شود كه نحوه برخورد ماموران نيز با اشخاص متفاوت است كه اين امر حكايت از اين واقعيت دارد كه ملاك‌هاي موجود در اين زمينه تا حدودي سليقه‌اي است، در حالي‌كه چه بسا با شفاف شدن حدود و موازين، اشخاص نسبت به رعايت آن توجه بيشتري از خود نشان دهند.
به عنوان مثال چندي پيش در يكي از كتابخانه‌هاي تهران طي چند دوره مشكلاتي براي بانوان مراجعه‌كننده پديد آمده بود به اين شكل‌ كه با عوض شدن مسئول سالن مطالعه خانم‌ها، مسئول جديد فقط به خانم‌هايي كه از پوشش چادر و مقنعه استفاده مي‌كردند اجازه ورود مي‌داد و ديگر پوشش‌ها از قبيل روسري و شال را مناسب تشخيص نمي‌داد، به علاوه استفاده از مقنعه رنگي نيز در شمار پوشش نامناسب قرار داشت كه البته نگرشي ذوقي و برداشتي سليقه‌اي بود و همين موضوع نارضايتي شمار زيادي از مراجعان را برانگيخته بود كه برخي از آنان اين شيوه برخورد را حتي اهانت به خويش و شخصيت زن مسلمان مي‌دانستند، در حالي‌كه در شرايط عضويت كتابخانه فقط ذكر شده بود «رعايت حجاب الزامي است.»

به گواه تاريخ، زنان ايراني همواره نسبت به حفظ حجاب و عفاف خويش پايبند بوده و مردان ايراني نيز در غيرت و دفاع از ناموس و تعصب نسبت به سلامت جامعه از هيچ تلاش و جانفشاني دريغ نورزيده‌اند. لذا جاي آن دارد كه اين روحيه و فرهنگ ملي بيش از پيش تقويت شود و به جاي لحن مذمت گونه از لحن مثبت و غرورانگيزي استفاده شود كه جامعه را نسبت به حفظ پوشش مناسب ترغيب و تشويق كند. در ترويج فرهنگ حجاب بسيار لازم و ضروري است كه مردان نيز در اين مبارزه همگام باشند چنانكه در آيات و احاديث و روايات به اين امر توجه فراواني مبذول شده و همين امر در ادبيات و آيين پهلواني و جوانمردي سرزمين ما تبلور شكوهمندي داشته است كه مي‌بايست احيا گردد. در فرازي از شاهنامه حكيم توس، هنگامي كه رستم در بيابان با زني تنها روبه‌رو مي‌شود، خطاب به او مي‌گويد:
سيه نرگسانت پر از شرم باد
                هماره رخانت پر آزرم باد

در اين بيت نكات ارزنده‌اي وجود دارد، نخست آنكه  رستم با چنين شيوه سخن گفتن با يك زن تنها جوانمردي خويش را آشكار كرده و به او اطمينان مي‌بخشد كه نيت پليد و ناپاكي در سر ندارد. ديگر اينكه شاعر به مردان زمانه خود و ديگر عصرها و نسل‌ها مي‌آموزد كه هنگام روبه‌رو شدن با يك زن مي‌بايست چه منش و روشي را در پيش گيرند كه صلاح و صواب دو دنيا در آن نهفته باشد و رفتاري پسنديده به شمار آيد. در اين بيت فردوسي از دو واژه «شرم» و «آزرم» كه هر دو مترادف و به يك معناست سود جسته است كه هدف او انتقال پيامي بزرگ به زن ايراني است كه همانا حفظ حيا و عفاف است.

نظارت بر واردات البسه خارجي و نيز توليد و عرضه پوشاكي كه در صورت استفاده مي‌تواند نامناسب تشخيص داده شود، يكي ديگر از گفتني‌هايي است كه نمي‌بايست از كنار آن بي‌تفاوت عبور كرد.برخي از لباس‌هايي كه به سادگي در پشت ويترين بعضي از فروشگاه‌ها قرار داده شده و به آساني قابل  خريداري است، از مصاديق بدحجابي به شمار مي‌رود كه غالبا خريداران آن از اين نكته گلايه‌مند هستند كه اگر اين پوشاك مناسب و مجاز نيست، چرا از فروش و عرضه آن جلوگيري نمي‌شود و مثلا اگر دامن اين مانتو كوتاه است، اندازه دامن مناسب چه ميزان است و ... كه با نظارتي اصولي‌تر در اين زمينه مي‌توان از بروز چنين مشكلاتي جلوگيري كرد.

و اما نكته مهم ديگري كه در اين خصوص نمي‌بايست ناديده انگاشت همانا دعوت و سفارش اكيد خاندان پاك وحي عليهم‌السلام است به فراهم آوردن امكان ازدواج بموقع براي جوانان كه اين امر نيز به نوبه خود سهم بزرگ و غيرقابل انكاري خواهد داشت در كنترل خودنمايي‌ها و جلب‌توجه‌هايي كه گاه به شكل بدحجابي رخ مي‌نماياند و يا به اشكال ديگري سلامت جامعه را تهديد مي‌كند.

در حال حاضر بالا رفتن سن ازدواج در جامعه ما خطري است كه نمي‌توان از عوارض پنهان وآشكار آن چشم پوشيد و به مصداق «دو صدگفته چون نيم كردار نيست» اگر به جاي همه حرف‌ها و شعارها بكوشيم تا فرصت ايجاد زندگي زناشويي را براي اين گروه فراهم آوريم، بسياري از مشكلات نيز به تبع اين كار خود به خود از ميان خواهد رفت. زيرا امور به اين ترتيب در مجراي صحيح خويش قرار مي‌گيرد و چنين باد.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟