یمن فقط یک جبهه نیست

تحولات میدانی یمن و پیشرویهای اخیر انصارالله در محورهای تعز و الحدیده و حرکت به سمت ساحل دریای سرخ، بار دیگر اهمیت این جبهه را در معادلات منطقهای برجسته کرده است؛ جبههای که دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک پرونده داخلی یا یک درگیری محدود در یمن دانست. آنچه در این منطقه رخ میدهد، مستقیماً با معادلات امنیتی و سیاسی منطقه و البته با سرنوشت «محور مقاومت» گره خورده است.
محور مقاومت از پیوستگی برخوردار است و اجزای آن با یکدیگر در ارتباط هستند. بر همین اساس، موفقیت یک جبهه را نمیتوان جدا از سایر جبههها ارزیابی کرد. اگر انصارالله در یمن بتواند موقعیت خود را تثبیت یا دستاوردهای میدانی بیشتری کسب کند، طبیعی است که این تحول صرفاً یک اتفاق محلی نخواهد بود و میتواند بر محاسبات سایر بازیگران منطقهای نیز اثر بگذارد.
اقدامات انصارالله در چارچوب دفاع از خاک، منافع ملی و مردم یمن تعریف میشود، فشار اقتصادی و اقدامات نظامی علیه یمن نهتنها مسئله را حل نمیکند، بلکه میتواند به تقویت انگیزه مقاومت منجر شود.
در نهایت، شاید مهمترین نکته در تحولات یمن این باشد که معادلات منطقه دیگر با مرزهای جغرافیایی قابل تفکیک نیست. هر جبههای که درگیر است، بر محاسبات جبهههای دیگر اثر میگذارد و همین پیوستگی است که اهمیت تحولات یمن را فراتر از مرزهای این کشور میبرد.
آنچه ماندگار خواهد بود «جبهه حق» است و انصارالله خود را در همین جبهه تعریف میکند؛ حال باید دید تحولات آینده در غرب یمن و ساحل دریای سرخ، این معادلات را تا کجا تغییر خواهد داد.
