پایان المپیک برای والیبال ایران؛ باند مافیایی به دنبال جانشین پیاتزا

به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک، پس از شکست تیم ملی والیبال ایران مقابل ژاپن، روابط عمومی فدراسیون والیبال از نایب قهرمانی این تیم در آسیا با عنوان «نقرهای که بوی آینده میدهد» یاد کرد، اما واقعیت این است که بعد از دو سال فعالیت با روبرتو پیاتزا و توماس توتولوی ایتالیایی، ماهها اردوی خارجی و اخیراً تور دور روسیه با هزینه میلیاردی در شرایط جنگی، تیم ملی و فدراسیون والیبال نه تنها چیزی دشت نکردهاند، بلکه تنها شانس مهم حضور در المپیک ۲۰۲۸ لسآنجلس را هم از دست دادهاند و برابر ژاپن تحقیر شدهایم.
تیم ملی والیبال بعد از قهرمانی آسیا روی کاغذ این شانس را دارد که در مسابقات قهرمانی جهان ۲۰۲۷ اول تا سوم جهان شود و یا در رنکینگ فدراسیون جهانی جایگاه اول تا سوم تیمهای صعود نکرده به المپیک را داشته باشد که هر دو در دو سال باقی مانده ناشدنی به نظر میرسد.
ژاپن بدون سکیتا، ناآماده مثل ایشیکاوا
از آخرین برد تیم ملی برابر ژاپن بیش از پنج سال میگذرد. تیم ملی ایران در فینال قهرمانی آسیای ۲۰۲۱ با هدایت بهروز عطایی ژاپن را سه بر صفر برد و بعد از آن هیچوقت نتوانست به گرد پای ژاپن برسد.
- بیشتر بخوانید:
ژاپن به مریخ رسید و ایران در برزخ ماند
تیمی که عصر یکشنبه با ترکیب حاجیپور، بهنژاد، ناصری، ولیزاده، حسین خانزاده، شریفی و حضرتپور برابر ژاپن قرار گرفت، تیمی کم اشتباه و آماده بود که مقابل تیم نسبتاً ناآماده ژاپن آن هم بدون سکیتا و در دوران رکود بازیکنانی مثل ایشیکاوا به میدان میرفت. ایران، اما راه پیروزی برابر ژاپن را نمیدانست. باخت سه بر صفر در شرایطی که در هر سه ست تا امتیاز ۲۰ با ژاپن پایاپای بالا آمد، بی ارتباط با داشتههای کادر فنی نیست. کادری که نه جرأت تعویض ثمربخش داشت و نه توانسته بود در امتیاز بالای ۲۰ بازیکنانی با ذهن آماده برای پیروزی بسازد.

خطاهای پر تعداد سرویس در سه ست؛ اشتباهات سهمگین شریفی و ادامه مشکل دریافت مقابل سرویسهای سنگین ژاپن و نبود استراتژی ذهنی و فنی برای پیروزی فرق بزرگی بود که باعث شد بیشتر به تیمی که خولیو ولاسکو از ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۴ برابر ژاپن به میدان فرستاد فکر کنیم؛ تیمی که از پاسور تا قدرتی زن و دریافت کنندهاش برای بردن ژاپن آماده به میدان میرفتند.
تیم ملی والیبال پیش از رقابتهای قهرمانی آسیا در ژاپن، اردویی تدارکاتی در روسیه برگزار کرد و به جز مسابقه با تیمهای کوبا، روسیه و بلاروس چندین مسابقه با تیم باشگاهی دینامو برگزار کرد. این تیم امسال دو ماه در کوران لیگ ملتها به سر برد و اکنون بعد از باخت به ژاپن در یکی از پایینترین ردههای یک دهه اخیر یعنی نوزدهم رنکینگ جهان قرار گرفته است.

آیا به زمان خداحافظی با پیاتزا رسیدهایم؟
بر کسی پوشیده نیست که روبرتو پیاتزا چطور با آن نتایج ضعیف با تیم ملی هلند، سرمربی تیم ملی ایران شد. او بیش از آنکه یک مربی موفق در تیمهای ملی باشد، مربی با روابط خوب در لیگ ایتالیا بود که در میلانو و مودنا نتایج قابل قبولی گرفته بود، اما هیچ مقامی با هیچ تیم ملی به دست نیاورده بود.
روابط او در انتقال بازیکنان به تیمهای باشگاهی -شاهد آن ترانسفرهای اخیر بازیکنان تیم ملی ایران به لیگهای لهستان و ایتالیا- بر کسی پوشیده نیست و رجوع به گفتوگوهای او در سه ماه اخیر به خوبی نشان میدهد که او هیچ انگیزه و برنامهای برای ادامه کار در تیم ملی والیبال ایران نداشت و حتی قهرمانی احتمالی بازیهای بی اهمیت ناگویا -بیاهمیت از نظر فدراسیون جهانی والیبال- هم دلیلی بر ادامه همکاری با او نخواهد بود.
پیاتزا برگی بود که میلاد تقوی رئیس فدراسیون والیبال بعد از خرابکاری بزرگ در آوردن پائز مربی برزیلی رو کرد تا رنگ تازهای دراندازد که صد البته نتایج تیم ملی خود گویای آن چیزی است که با دلارهای ایرانی به دست نیروهای بازنده ایجاد شده است.
مافیا دست به کار میشود
اینکه با کنار رفتن پیاتزا از تیم ملی شرایط تغییر کند و تیم با انتخابی دیگر به روند رو به رشد باز گردد، تصور اشتباهی است. به جز فدراسیون والیبال و رئیس جوانش، باندی شکل گرفته از کارمندان فدراسیون و وزارت ورزش که در این فدراسیون مشغول به فعالیت هستند، در انتخاب سرمربی تیم ملی نقش دارند تا مهرهای نه کارمد که همراه و مطیع آنها سر کار بیاید.

آنها با کلید واژههایی مثل «نسل طلایی» تلاش میکنند سعید معروف را بدون یک روز سابقه مربی سرمربی تیم ملی کنند؛ همان کاری که با عادل غلامی در تیمهای پایه کردند و چندی بعد به دلایل نتایج ضعیف برکنارش کردند.
به جز معروف نگاهی به حضور توماس توتولو در دورههای مختلف تیم ملی -ابتدا دستیار الکنو و سپس دستیار عطایی و پیاتزا- خود شاهد دیگری از دستپخت باند پشت پردهایست که مهرههایش را بدون اهمیت دادن به آنکه چه کسی سرمربی تیم ملی است میچینند؛ و در آخر و رضا تندروان و یا رحمان محمدی را دستیار ایرانی سرمربی میکنند.
مسئله تیم ملی والیبال روبرتو پیاتزا و حامیانش نیستند؛ که اگر مسائل فنی اهمیت داشت حداقل رسانهها نتایج ضعیف او در دو سال اخیر را پوشش میدادند و با خط و خطوط فردی که بیش از دو دهه است در روابط عمومی فدراسیون مشغول است، پیش نمیرفتند.

استفاده از هشت مربی -هفت نفر خارجی- در ۱۵ سال و سقوط به رده نوزدهم جهان خود گواه دستپخت گروه پشت انتخابهاست. ژاپن برنده فینال دیروز، در یک دهه اخیر سه مربی داشته و توانایی فیلیپ بنن و لوران تیلیه در هدایت این تیم بر کسی پوشیده نیست. ژاپن نه فقط قهرمان آسیاست که دو ماه پیش بدون شکست در مرحله گروهی به دور نهایی لیگ ملتها رفت.
پیش از کنار زدن پیاتزا، باید دستهای مافیایی در انتخاب مربی تیم ملی را قطع کرد؛ کارمندانی تنیده در تاروپود فدراسیون که کارشان به جایی رسیده که در مراودات بینالمللی والیبال ایران از ایمیل شخصی به جای ایمیل سازمانی فدراسیون استفاده میکنند و در آوردن و کنار گذاشتن تمام مربیان و بازیکنان باشگاهی و ملی دخالت دارند.
نویسنده: فراز الوند
كم رنگ كردن تروماهاي قبلي تيم بعد از رفتن عطايي خودش هنر بزرگي بود.
به نظرم بايد بهش بيشتر فرصت و امكانات بديم.
هر مربي ديگه اي هم بود نمي تونست در شرايط فعلي بهتر از اين عمل بكنه.
