از اشتراکات وجودی تا مقاومت در برابر تفرقه و تجزیه
رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای در پیامی راهگشا به مناسبت هفته وحدت با تبریک سالروز ولادت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و حضرت امام جعفر صادق علیه السلام، برنامه بدخواهان و دشمنان اسلام را برجستهسازی اختلافات برای تضعیف امت اسلامی و تسلط بر آن خوانده و تأکید کردند: حاکمان جنایتکار امریکا و نظام جعلی صهیونی دشمنان قسم خورده اتحاد اسلامی و همه امت اسلام از جمله ملتهای غرب آسیا و شمال افریقا هستند، بنابراین دشمن واقعی خود را بشناسید و با نقشه آن مقابله کنید. "در طول تاریخ، نظم استعماری و ساختار سلطه همواره بقای سلطه گری خود را در گروی تضعیف قطبهای قدرت جایگزین تعریف کردهاند. در این میان، «جهان اسلام» با بهرهمندی از قدرت اعتقادی و ظرفیت تمدنی غنی، استعدادهای کم نظیر بشری، کنترل بر مهمترین شاهراههای انرژی و تنگههای مواصلاتی جهان (از هرمز و بابالمندب تا مالاکا و جبلالطارق)، جمعیت جوان و ... همواره جدیترین تهدید برای نظم تکقطبی و استکباری به شمار رفته است.
نظام سلطه و اتاقهای فکر صهیونیستی-غربی با وقوف به ظرفیت عظیم نهفته در این پیکره، کهنهترین و در عین حال موثرترین سلاح خود یعنی «تفرقهافکنی، خلق گسلهای هویتی و تجزیه ساختاری» را بهروزرسانی کردهاند. عبور از این وضعیت و بازیابی کارآمدی تمدنی، نیازمند فهم دقیق ماهیت این توطئهها و سپس طراحی نقشهراهی عملی بر پایه نقاط اشتراک اصیل امت اسلامی است. در این خصوص نکاتی وجود دارد که باید نسبت به آنها توجه داشت:
نخست اینکه دشمنان امت اسلامی در راستای جلوگیری از تبلور این منظومه، صرفاً به شکافهای اعتقادی - مذهبی تکیه نمیکنند، بلکه سامانهای ترکیبی و چندلایه برای ممانعت از همگرایی جهان اسلام سامان دادهاند:
جنگ شناختی و امپریالیسم رسانهای: بازوهای رسانهای غرب با مهندسی ادراک، تفاوتهای فرعی مذهبی (شیعه و سنی) و تنوعات قومی (فارس، عرب، ترک، کرد و…) را از قالب «تنوع طبیعی» به «تضاد آشتیناپذیر» بدل میکنند. ترویج نفرت مذهبی و تولید روایات تحریفشده از وقایع تاریخی، بستری پایدار برای سلب اعتماد متقابل میان ملل مسلمان فراهم میسازد.
پرورش و تغذیه تروریسم تکفیری: ایجاد و حمایت از گروههای تروریستی مانند داعش در اتاقهای فکر دشمنان کارکردی دوگانه دارد:
از یک سو توان داخلی و سرمایه انسانی جوامع اسلامی را تحلیل میبرد و از سوی دیگر، پروژه «اسلامهراسی» را در سطح بینالمللی برای توجیه مداخلهگرایی وقیحانه غرب و رژیم صهیونیستی در محدوده جغرافیایی جهان اسلام تقویت میکند.
دکترین مهار و قطبیسازی سیاسی: استعمار فرانو با بهرهگیری از جریانهای غربگرا و وابسته در جهان اسلام، قطببندیهای کاذب منطقهای ایجاد میکند تا دشمن فرضی و جدید (کشورهای برادر مسلمان) را جایگزین «دشمن اصلی و تاریخی» (رژیم اشغالگر قدس و جریانهای استعماری) نماید؛ پروژههایی مانند «عادیسازی روابط» با رژیم نامشروع صهیونیستی، قطعهای از همین نقشه شوم است.
نکته دوم به سرمایههای وجودی و گنجینههای پیوندبخش جهان اسلام مربوط میشود. برخلاف بسیاری از پیمانهای منطقهای جهان که بر پایه منافع شکننده اقتصادی یا جغرافیای صرف شکل گرفتهاند، امت اسلامی دارای اصیلترین و مستحکمترین ارکان اتحاد وجودی است. اعتقاد به خدای یگانه، نبوت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سیره ایشان، قرآن کریم به عنوان کتاب راهنما و قبله واحد، سنگبنایی خللناپذیر را میسازند. مناسکی همچون کنگره عظیم حج و گردهمایی تمدنساز اربعین، نمادهای زندهای از امت فراقومی و فرامذهبی هستند که تجلی عملی برابری و همسرنوشتی را به تصویر میکشند. همچنین در این میان نباید از قواعد اخلاقی و انسانی مورد تاکید دین مبین اسلام غافل شد. حرمت جان، مال و آبروی مسلمانان، عدالتخواهی، نفی ظلم، دفاع از مستضعفین و تکریم پیوندهای اخوت اسلامی، جزو مسلمات تمام مذاهب اسلامی اعم از امامیه، حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی است. وجود آرمانهای مشترکی مانند آزادی فلسطین نیز هر یک کانونهای اتصال وجدان ملتهای مسلمان محسوب میشود. مسئله آزادسازی قدس شریف و حمایت از مظلومان فلسطین، همواره خصلتی فراگیر و فراجناحی دارد و میتواند به عنوان نقطه تلاقیِ همگرایی همه جریانهای اسلامی عمل کند.
نکته سوم، معطوف به راهکارهای عملیاتی برای غلبه بر چالش انشقاق و چندگانگی در جهان اسلام میشود. نخستین گام موثر در این خصوص، عبور از مرحله توصیف و رسیدن به مرحله اثربخشی است. یکی از گامهای عملیاتی در این خصوص، انعقاد پیمانهای مشترک اسلامی- منطقهای (در قالب پیمان عدم تجاوز و دفاع جمعی اسلامی) به صورت واقعی و جایگزینی آن با چتر حمایتی قدرتهای فرامنطقهای و ضد اسلام است. مقوله دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد، تمرکز علمای اسلام و مسلمانان دغدغهمند و متعهد عرصههای اجتماعی و بین المللی بر "مواجهه جمعی با تفرقه افکنی دشمنان" است. تفرقهافکنی، آخرین سنگر نظمی است که نشانههای زوال هژمونی آن در سراسر جهان آشکار شده است. قدرتهای استکباری نیک میدانند که بیداری، انسجام و تکیه جهان اسلام بر اشتراکات بیپایانش، به معنای بازآرایی نظم جهانی و طلوع قدرتی است که هیچ نیرویی توان هماوردی با آن را نخواهد داشت. پیروزی بر معضل تفرقه در جهان اسلام یک «ضرورت و مفروض حیاتی» برای صیانت از بقا، هویت و ثروتهای امت اسلامی است. با تمسک به ریسمان محکم الهی («وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا»)، تقویت پیوندهای نخبگانی و مردمی، و تبدیل اشتراکات هویتی به پیوندهای نهادی، اقتصادی و امنیتی، میتوان توطئههای کانونهای بحرانساز را درهم شکست و عصر جدیدی از تمدن، پیشرفت و عزت را در جغرافیای اسلام رقم زد. انشاالله.
رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی