مسئولان نباید بلندگوی ضعفهای کشور شوند
در شرایطی که کشور درگیر جنگ و فشارهای چندلایه سیاسی، اقتصادی و رسانهای است، یکی از مهمترین میدانهای تقابل با دشمن، افکار عمومی است؛ میدانی که گاهی یک جمله، یک اظهارنظر یا روایت نادرست میتواند بیش از یک اقدام عملیاتی هزینه ایجاد کند. تأکید رهبر انقلاب بر پرهیز از بیان ضعفهای کشور در شرایطی که دشمن به دنبال جنگ روانی و ایجاد یأس در جامعه است، ناظر بر همین واقعیت است؛ اینکه مسئولان باید میان «بیان صادقانه مشکلات» و «ارائه خوراک تبلیغاتی به دشمن» تفاوت قائل شوند.
هیچ کشوری بدون مشکل نیست و جمهوری اسلامی ایران نیز با چالشهای اقتصادی و ... روبهروست. اما مسئله اینجاست که نحوه روایت این مشکلات به اندازه خود مشکلات اهمیت دارد. هنگامی که یک مسئول، ضعفها و ناکارآمدیها را بدون ارائه راهحل و در شرایطی که دشمن مترصد بهرهبرداری از هر نقطه ضعف است، برجسته میکند، نتیجه میتواند دوگانه باشد: دشمن از آن برای عملیات روانی استفاده میکند و مردم نیز ممکن است دچار یأس و بیاعتمادی شوند. نقد و مطالبهگری باید وجود داشته باشد، اما تبدیل کردن ضعفهای داخلی به تصویری از بنبست و ناتوانی کشور، نه مطالبهگری است و نه خدمت به افکار عمومی.
در مقابل، جمهوری اسلامی ایران باید نقاط قوت خود را نیز با همان صراحتی که مشکلات را بیان میکند، روایت کند. توان دفاعی، ظرفیت بازدارندگی، انسجام اجتماعی و ایستادگی مردم در برابر فشارهای خارجی، واقعیتهایی نیستند که بتوان آنها را نادیده گرفت. دشمنی که با هدف وارد کردن ضربه اساسی به ایران وارد میدان شده، اگر نتوانسته به اهداف خود برسد، این واقعیت باید برای افکار عمومی روایت شود. جامعهای که فقط ضعفهای خود را بشنود و نقاط قوتش را نبیند، بهتدریج تصویر نادرستی از توان واقعی خود پیدا خواهد کرد.
اما این به معنای پنهان کردن مشکلات اقتصادی نیست. اتفاقاً یکی از مهمترین وظایف مسئولان این است که مشکلات را پیش از آنکه به بحران تبدیل شوند، شناسایی و برای آنها راهحل پیدا کنند. گرانی، کاهش قدرت خرید، مشکلات حوزه انرژی، محدودیتهای اقتصادی و سایر مسائل معیشتی را نمیتوان با چند جمله امیدوارکننده حل کرد. راه مقابله با عملیات روانی دشمن، انکار مشکلات نیست؛ حل مشکلات و ارائه روایت درست از مسیر حل آنهاست. اگر مردم ببینند مسئولان در کنار بیان نقاط قوت، برای مشکلات واقعی نیز برنامه و اقدام دارند، اعتماد عمومی تقویت خواهد شد.
نمونه موضوعاتی مانند بنزین نیز نشان میدهد که تصمیمگیری اقتصادی باید با دقت و برنامهریزی همراه باشد. نمیتوان مسئلهای را بدون کار کارشناسی و اقناع افکار عمومی مطرح کرد و انتظار داشت جامعه نسبت به پیامدهای آن نگرانی نداشته باشد. دولت و سایر دستگاههای مسئول باید میان تصمیم اقتصادی، نحوه اطلاعرسانی و آثار روانی آن هماهنگی ایجاد کنند. مردم اگر احساس کنند تصمیمی برای حل یک مشکل واقعی و با در نظر گرفتن منافع آنها گرفته شده است، آمادگی بیشتری برای همراهی خواهند داشت؛ اما تصمیمهای ناگهانی و اظهارات متناقض، خود میتواند به بخشی از جنگ روانی تبدیل شود.
در نهایت، انسجام ملی مهمترین سرمایه کشور در شرایط فشار و تهدید است. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که حضور مردم و همبستگی داخلی، یکی از مهمترین عوامل افزایش قدرت بازدارندگی کشور بوده است. بنابراین مسئولان باید مراقب باشند که اختلافات، ضعفها و مشکلات داخلی به شکاف اجتماعی و یأس عمومی تبدیل نشود. نقد باید باشد، مطالبهگری باید باشد و مسئولان باید در برابر مشکلات پاسخگو باشند؛ اما همزمان باید مراقب بود که روایت ضعف، جای روایت قدرت را نگیرد.
تو رو مردم آوردند که ضعفها را رفع کنی
نه اینکه ضعف ها را جار بزنی
گزارش کار بده
مردم خودشون ضعفها را با پوست و استخون چشیده اند
انگار نه انگار که بالاترین پست اجرایی در یک کشور داره
