صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر

روایت کولیوند درباره لحظات پس از انفجار بیت رهبری

«یکی از سخت‌ترین روزهای زندگی‌ام بود؛ هنوز هم نمی‌خواهم آن لحظات را به یاد بیاورم.» این جملات بخشی از روایت رئیس جمعیت هلال‌احمر از روز شهادت رهبر شهید انقلاب اسلامی است؛ روزی که به گفته او، با شنیدن صدای انفجار، بی‌درنگ خود را به محل حادثه رساند و هنوز هم برایش غیرقابل باور است.
کد خبر: ۱۳۸۳۳۹۰
| |
1877 بازدید
روایت کولیوند درباره لحظات پس از انفجار بیت رهبری

به گزارش تابناک به نقل از ایرنا؛ بخشی از مصاحبه با وی در ادامه می‌آید:

اولین لحظه‌ای که خبر شهادت ایشان را شنیدید، کجا بودید و چه کاری انجام دادید؟

کولیوند: یکی از سخت‌ترین روز‌های زندگی من بود. در دفتر کارم بود که صدا‌ها را شنیدم؛ از پنجره بیرون را نگاه کردم، سمت غرب تهران موشک‌هایی اصابت کرده بود و فکر کردم که باید خود را به آن منطقه برسانم؛ اغلب حوادث در ایام جنگ را خودم شخصا با موتور می‌رفتم. از پنجره نگاه کردم و دیدیم سمت بیت رهبری انفجار‌هایی رخ داده است و به سرعت و برق‌آسا خودم را رساندم.

یکی از سخت‌ترین روز‌های من بود؛ با وجود اینکه می‌دانستم؛ بچه‌ها و خانواده و همکاران می‌پرسیدند و می‌گفتم خبری نیست. به من خیلی سخت گذشت. جزو روز‌هایی است که هیچ وقت نمی‌خواهم به آن فکر کنم و برایم تداعی شود.

از لحظه شنیدن صدای انفجار، با موتور به سرعت خودم را رساندم و شاید اولین نفری بودم که از بیرون بیت رهبری، وارد شده بودم. سخت‌ترین شرایط را دیدم.

اصلا فکر نمی‌کردیم که رهبر انقلاب در آن‌جا حضور داشته باشند و از هرکسی می‌پرسیدیم، می‌گفتند که حضور ندارند. بعد همه چیز مشخص شد.

شما چه در اورژانس و چه در هلال احمر، حتی خودتان شخصا هم امدادرسانی می‌کردید. آیا در آن روز کاری از دست شما بر می‌آمد؟

کولیوند: همیشه هرکاری از دست من برآمده انجام دادم؛ آن روز یک لحظه دیدم جایی آتش گرفته و با دست خاموش کردم. روز خیلی سختی بود. بعد بچه‌ها (امدادگران) را خبر کردم و امکانات بردم. جالب است جایی با این درجه از اهمیت واقعا بسیار ساده بود؛ امکانات بسیار محدودی آنجا بود و در همه کشور‌ها جایی که مسئولان و شخصیت‌های مهم حضور دارند انواع و اقسام پدافند‌ها و امکانات وجود دارد و هیچ کسی باور نمی‌کند چقدر ساده بود؛ شاید درمجموع دو خودروی اطفای حریق آنجا بود و بعد تجهیزات امدادی رسید.

در آن لحظات اصلا جواب تلفن را نمی‌دادم. از ساعت ۲ به بعد، تلفن من مدام زنگ می‌خورد و هر کسی می‌پرسید، می‌گفتم اتفاق خاصی نیفتاده است. نمی‌توانستم بپذیرم و هنوز هم غیرقابل باور است.

من به هیچکس نگفتم که این اتفاق افتاده است و منتظر ماندم تا از تلویزیون متوجه شوند و نمی‌توانستم بگویم.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
اشتراک گذاری
برچسب ها
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا