صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
سوگ حماسی رهبر شهید/

مرثیه‌ غیابِ بی‌کران/سفر روح در مسیر شهادت

چه بسا کلامی که از او برمی‌خاست، چون رعد در دل‌هایِ لرزان دشمنان وظالمان و دژخیمان طنین می‌انداخت، و چه بسا نگاهی که در چشمانش بود، چون روشناییِ فجر، در سیاهیِ شب‌ها می‌درخشید.
کد خبر: ۱۳۸۲۸۸۶
| |
496 بازدید
|
۵

مرثیه‌ غیابِ بی‌کران/سفر روح در مسیر شهادت

به گزارش سرویس فرهنگی تابناک، مراسم وداع با پیکر رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران، آیت‌الله العظمی سیدعلی حسینی خامنه‌ای ساعاتی پیش در مصلی امام خمینی (ره) تهران آغاز شد و جمعیت زیادی برای وداع با رهبر شهید به این‌نقطه از تهران آمده‌اند. 

مراسم وداع فردا یکشنبه ۱۴ تیر هم ادامه دارد تا پیکر سیدالشهدای انقلاب اسلامی همراه خانواده شهیدش روز دوشنبه بر دست‌های مردمی که تاریخ آخرالزمان را رقم می‌زنند تشییع و سپس راهی زیارت عتبات عالیات در عراق شود.

علی معروفی آرانی محقق و پژوهشگر در جایگاه یک علاقه‌مند و پیرو مرام و مسلک انقلابی رهبر شهید، یادداشتی برای وداع با ایشان نوشته که برای انتشار در اختیار تابناک قرار گرفته است. 

در ادامه مشروح این‌یادداشت را می‌خوانیم؛

به‌نامِ آن که شهادت را پلِ رسیدن به دوست قرار داد. امشب، آسمان با چشم‌هایِ گریان، به تماشایِ بازگشتِ بنده‌ای نشسته است که تمامِ عمر، مسیرِ حق را با خونِ دل پیمود. ای اهلِ سوگ، آرام ننشینید که این تنها وداع با یک پیکر نیست، که وداع با بخشی از روحِ این امت و با سایه‌ ممددِ اهل‌بیت است. از ملکوتی‌ترین لحظاتِ تاریخ ایران اسلامی سخن می‌گوییم؛ لحظه‌ای که خاکِ وطن، با خاکِ مقدساتِ کربلا و نجف ومشهد پیوند می‌خورد…

«گوش فرا دهید… چرا که امشب، زمان در برابرِ شکوهِ این فقدان، از حرکت باز ایستاده است. امشب، زمین نه به عنوان خانه‌ای برای کالبد، که به عنوانِ گهواره‌ای برای یک حقیقتِ جاودانه شناخته می‌شود. ما اینجا نیستیم تا شهادت را ستایش کنیم، بلکه اینجا هستیم تا از گذارِ یک عصر به سویِ ابدیت سخن بگوییم؛ از غروبی که با خود، خورشیدِ ایستادگی را نیز به کانونِ خاطرات می‌برد. بگذارید سکوت، زبانِ ما باشد، و اشک، تنها گواهِ ما بر عظمتِ این وداع…»

ای ایام! از این مِحنتِ عظیم، سر به گریه نهاد؛و ای آسمان! بر این تیره روزگار، پرده‌ی سیاهی افکند.در آن شامگاهِ مه‌آلود که گویی خورشید، از شرمِ این فقدان، پشتِ بی‌روحِ خود را نهاده بود،و ستارگان، چون شمع‌هایِ لرزان در برابرِ تندبادِ تقدیر، خاموش گشته بودند؛زمان، در آستانه‌ی این وداع، از حرکت بازایستاد؛گویی چرخِ گردون، برای لحظه‌ای، از تکاپویِ خود بازماند تا به هیبتِ این غیاب، سرِ فرود آورد.

انبوهی از مردم آمدند، نه از جنسِ آدمیان، که از جنسِ سوگ؛ مردمی که چشمانشان، گویی از اشک‌هایِ ریخته در اعماقِ تاریخ، غرق در شب بود.آن‌ها نه برای بدرقه‌ی یک پیکر مطهر و قدسی، که برای وداع با یک «عصر» آمده بودند؛با سینه‌هایی که چون طبل‌هایِ ماتم، در تپش بودند،و با لب‌هایی که از سنگینیِ کلمات، گویی به سکوتِ ابدی گراییده بودند.در آن ازدحامِ مقدس، ناله و آه، به زبانی مشترک بدل شده بود؛زمزمه ای مقدس که نام رهبرومقتدایی شهیدشان را ترّنم می کردند؛زبانی که واژه در آن معنا ندارد، و تنها «اشک» است که معنا را می‌رساند.

و آن پیکرِ تابناک، که در میانِ موجِ عزاداران می‌گذشت، چون ستونی بود که از ستون‌هایِ آسمان فرو افتاده باشد؛ چون پرچمی بود که پس از سال ها مقاومت وسترگی و ایستادگی، اکنون در آغوشِ سنگینِ تقدیر، به فراز می‌آمد. ای دریغ از آن قامتِ استوار!که روزگار، او را چون صخره‌ای در برابرِ امواجِ توفان برپا کرده بود،و اکنون، خودِ آن صخره، در آغوشِ خاکِ بی‌کران سرزمین شهیدان، آرام می گیرد.

«…چون پرچمی بود که پس از سالها ایستادگی، اکنون در خاکِ اشباع‌شده از خونِ شهیدان، آرام می‌گیرد؛ تا در پیوندِ جاویدان با یارِ دیرین و حبیبِ دل‌هایِ مؤمن، در پیشگاهِ ثامن الحجج حضرت علی بن موسی الرضا (ع)، آرامشی از جنسِ نور بیابد.»

هر نگاهی که به سوی او می‌چرخید، چون تیرِ اندوه بر پیکرِ تاریخ می‌نشست؛و هر قدمی که در این مسیرِ وداع برداشته می‌شد،گویی بخشی از حافظه‌یِ این سرزمین، با خاکِ وداع سپرده می‌شد.

چه بسا کلامی که از او برمی‌خاست، چون رعد در دل‌هایِ لرزان دشمنان وظالمان و دژخیمان طنین می‌انداخت، و چه بسا نگاهی که در چشمانش بود، چون روشناییِ فجر، در سیاهیِ شب‌ها می‌درخشید.

او نه تنها یک رهبر، که مظهرِ یک «ایمانِ مُتحرک» بود؛ مردی که سال‌ها، میانِ میان‌گذشتگان وآیندگان و مقدسات، پلی ساخته بود؛ مردی که در اوجِ طوفان‌ها، آرامشِ دریا را داشت،و در اوجِ سکوت‌ها، فریادِ حق را در گلو می‌پروراند.

اکنون اما، آن صدایِ مقتدر، به سکوتی بدل شده که از هزاران فریاد، پرطنین‌تر است؛ و آن حضورِ مقتدر، به غیابی بدل گشته که سایه‌اش، هنوز بر سرِ ملت، سنگینی می‌کند.

اما بدانید ای سوگواران، که شهادت، پایانِ یک داستان نیست، بلکه آغازِ حیاتِ او در بطنِ تاریخ است. این پیکر که به خاک سپرده می‌شود، تنها جامه است که از تنِ حقیقت جدا می‌گردد؛ زیرا حقیقت، که در جانِ او تجلی یافته بود، هرگز در خاک فرو می‌نشیند،

و هرگز در دستِ زمان، از بین نمی‌رود.

او در هر کلامی که در راهِ حق گفته شد، زنده است؛در هر قدمی که در راهِ ایستادگی برداشته شد، حضور دارد؛و در هر اشکی که از سرِ وفاداری بر گونه‌ها جاری گشت، تجلی می‌یابد.

ای وای از این عصرِ بی‌طلوع! ای وای از این شبِ بی‌ستاره! چگونه می‌توانیم با این سکوتِ عظیم، خویشتن را تسکین دهیم؟ چگونه می‌توانیم با این خلأِ بزرگ، جهان را ادامه دهیم؟

ما امروز، تنها یک انسان را بدرقه نمی‌کنیم، بلکه با بخشی از روحِ خود، با بخشی از امیدِ خویش، وداع می‌کنیم. اما میانِ این سوگِ تراژیک، شکوهِ وفاداری نیز هست؛شکوهِ آنکه، ملتی بر سرِ مقتدرِ خویش، این‌چنین ایستاده است؛ با عزتی که از اشک، و با صلابتی که از اندوه، زاده شده است.

پس از شصت سالِ انتظار و ایستادگی، اکنون زمانِ بازگشت به ریشه‌هایِ خونین است.

این پیکرِ پر از نشانِ جهاد، راهیِ آن سویِ مرزها و آن سویِ تاریخ است؛ راهی به سویِ نجف و کربلا.

حاملِ این پیکر، نه تنها توده‌ خاک، که جریانی از اشک و ناله و فریادِ ملت است که در انتظارِ این وداع بوده‌اند.

پیکرِ او، اکنون در مسیرِ بازگشت به آستانِ وصیِّ رسول، به سویِ امام علی (ع) می‌رود؛ جایی که شکوهِ حق و هیبتِ حقارتِ باطل به هم می‌رسد.

او که در این سال‌ها سایه‌ مقاومت بود، اکنون می‌رود تا در میانِ غبارِ عشق، در آستانِ امیرالمؤمنین(ع) آرام بگیرد.

و سپس، این سفرِ حزن‌انگیز به سویِ کربلایِ سوزان ادامه می‌یابد؛ به سویِ جایی که خون و عشق، یکی شده‌اند.

برای رسیدن به بارگاهِ حسین (ع)، باید از میانِ طوفان‌هایِ صبر گذشت؛ و او، از این طوفان‌ها با سربلندی عبور کرد.

اکنون، این پیکرِ خسته از طوفانِ سال‌ها، در جستجویِ پناه، به سویِ دستِ بلندِ عباس (ع) می‌شتابد؛ مظهرِ وفاداری و ایثار.

تشییعِ او، تنها حرکتِ یک پیکر نیست؛ بلکه بازگشتِ جریانی است که از نجف تا کربلا، با خونِ شهدا نوشته شده بود.

پس ای خداوندگارِ جهان‌ها،این پیکرِ بی‌قرار را به آرامشِ ابدی سپار،و این دل‌هایِ شکسته را به تسلایِ یادِ او، و این ملت را به استواریِ راهی که او گشود،بخش. 

«بارالها! این میراثِ جاویدان و این مسیرِ پر از خارهای جهاد را به جانشینِ برگزیده‌ی او سپردیم؛ پس او را در پناهِ عظمتِ خود، از کیدِ دشمنان و نیرنگِ مکاران در امان بدار. از تو می‌خواهیم که این سپهرِ ملّت را از توطئه‌هایِ تاریکِ دشمنان مصون بدار و راهِ این جانشین را در پناهِ نورِ خود، استوار و استوار گردانی.»

«بارخدایا! اکنون که ستونِ استواری فروافتاده، از تو می‌خواهیم که جانشینِ او را در پناهِ خود بگیری. از هر آن کیدی که در تاریکی‌ها می‌تند و از هر نیرنگی که در کمینِ ملت است، او و این ملتِ مؤمن را حفظ کن. تویی که از کِیدِ دشمنان باخبری؛ این امانت را به دستِ تو سپردیم، پس از شرِّ مکرِ مکرده‌ کاران، نگاهدار.»

«…پروردگارا! این مسیرِ پرپیچ‌وخم و این ملتِ باوفا ومقتدر را به جانشینِ او سپردیم؛ پس او را از شرِّ کِیدِ دشمنان و نیرنگِ مکاران، در پناهِ خود پناه ده و راهِ حق را برای او و این ملت، روشن و استوار بدار.»

خداحافظ ای ایستادگی،خداحافظ ای حقیقت،خداحافظ ای آنکه با شهادت خود، جاویدان شدی.

«…و این‌گونه بود که این سفرِ پرشکوه، به پایانِ کالبد رسید، اما به آغازِ حیاتِ بی‌کران در قلبِ تاریخ انجامید. او رفت، اما راهی که با خونِ چشم‌هایش ترسیم کرد، برای همیشه در جانِ ما حک شده است. ای ملتِ ایستاده، در برابرِ این غیاب، تنها با استواری و وفاداری می‌توان پاسخ داد. بگذارید این سوگ، سوگِ ضعف نباشد، که سوگِ قدرت و تجدیدِ میثاق است. تا زمانی که صدایِ حق در جهان طنین‌انداز است، او در میانِ ما خواهد بود…»

«…پس ای خداوندِ رحمان، این پیکرِ خسته را که در آغوشِ تقدیر فرود آمده، به دست‌هایِ مبارکِ حبیب و یارِ دیرین خود، حضرت امام رضا (ع) بسپار. او را در میانِ آنانی که در راهِ تو جان دادند، جای ده. ای پروردگارا، دل‌هایِ شکسته را با نورِ صبر تسلی بخش و ما را از مسیرِ او، جدا مکن. تا زمانی که ستاره‌ای در آسمان هست و اشکی در چشم، یادِ او زنده خواهد بود. تسلیمِ مشیتِ تو هستیم و به رحمتِ تو امیدواریم…»

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
اشتراک گذاری
برچسب ها
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۵
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۲۰ - ۱۴۰۵/۰۴/۱۳
ای دریغا ای دریغا
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۳:۲۷ - ۱۴۰۵/۰۴/۱۳
فقط انتقام انتقام انشااله
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۳:۳۱ - ۱۴۰۵/۰۴/۱۳
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته ...
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۲۵ - ۱۴۰۵/۰۴/۱۳
داغ دلمان تازه شده تا ابد مرگ بر آمریکا مرگ بر اسراییل
حجت گلشنی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۳۳ - ۱۴۰۵/۰۴/۱۳
از ۵ صبح مردم آمدند.
خدا این مردم را مبعوث کرده چون نائب امام زمان را تنها نگذاشتند. انشاءالله مقدمه ظهور آقا باشد. خدایا ما را هم به شهدا ملحق کن‌.
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
آخرین اخبار