پای «پزشک» به «خانه» باز نمیشود!/ نتیجه قابل تامل اجرای طرح در استانهای پابلوت

در شرایطی که ضرورت اجرای برنامه پزشک خانواده و نظام ارجاع به عنوان یکی از ارکان اصلاح ساختار نظام سلامت، مورد وفاق کارشناسان و نمایندگان مجلس است، اما آنچه این روزها در فضای کارشناسی و صحن مجلس پیرامون این طرح مطرح میشود، بیش از آنکه نویدبخش یک تحول مثبت باشد، بیانگر نگرانی عمیق از تکرار تجارب ناموفق گذشته و اصرار بر اجرای یک طرح ناقص در بستری ناآماده است.
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، بررسی اظهارات اخیر نمایندگان شاخص کمیسیون بهداشت و هیئت رئیسه مجلس، نشان میدهد که اگرچه در اصل ایده برنامه پزشک خانواده تردیدی وجود ندارد، اما نحوه حرکت وزارت بهداشت در قبال آن، از منظر نمایندگان با سؤالات و ابهامات متعددی روبهرو است.
دریغ از یک چلسه
سید محمد جمالیان، عضو کمیسیون بهداشت و درمان، با اشاره به گلایههای اخیر از روند اجرا، به صراحت اعلام کرده است که وزارت بهداشت تاکنون حتی یک جلسه برای تشریح جزئیات و مسیر عملیاتی این طرح با کمیسیون برگزار نکرده و همین موضوع باعث شده تا نه تنها مردم، بلکه حتی بسیاری از ارائهدهندگان خدمت در استانها، تصویر روشنی از نحوه اجرا نداشته باشند. وی با تأکید بر اینکه اجرای هر برنامه ملی نیازمند بسترهای لازم است، شرایط اقتصادی کنونی و افزایش سهم پرداخت از جیب مردم را مانعی جدی برای اجرای گسترده این طرح دانسته و هشدار داده است که اجرای بدون اطلاعرسانی و اقناع اجتماعی، احتمال موفقیت را به شدت کاهش میدهد.
جمالیان همچنین به یکی از مهمترین ارکان طرح، یعنی اتصال واقعی میان سطوح یک، دو و سه خدمات سلامت اشاره کرده و تأکید دارد که اگر این ارتباط شکل نگیرد و نظام ارجاع و بازگشت اطلاعات به درستی انجام نشود، طرح ناقص باقی خواهد ماند. او در عین حال به تجربه استانهای پایلوت مانند فارس و مازندران اشاره کرده و بازخوردهای دریافتی را نشاندهنده رضایت کامل ندانسته و کمبود منابع مالی و تأمین نشدن اعتبارات را از دلایل اصلی این نارضایتی برشمرده است. چالش تأمین نیروی انسانی با الزام تماموقت بودن پزشکان، از دیگر دغدغههایی است که این نماینده نسبت به آن هشدار داده است.
اشتباهات را تکرار نکنید
در سوی دیگر، جلیل میرمحمدی میبدی، نماینده دیگرمجلس، با نگاهی عمیقتر به ریشههای تاریخی این مسئله، هشدار داده است که بخش بزرگی از مشکلات امروز، میراث شکستهایی است که طی ۲۳ تا ۲۴ سال گذشته در مدلهای مختلف اجرایی تکرار شده است. او با اشاره به اجرای روستایی، اجرای محدود در چند استان و طرحهای آزمایشی متعدد، تصریح کرده که هیچیک از این مسیرها به یک الگوی موفق و پایدار منجر نشده است.

میرمحمدی با انتقاد از اصرار دولت بر اجرای مجدد و سراسری این طرح، بهترین راهکار را نه تعمیم شتابزده، بلکه تمرکز بر اصلاح و تکمیل دو نسخه موجود یعنی نسخه روستایی در حال اجرا و نسخه شهری محدود در فارس و مازندران میداند و معتقد است وزارت بهداشت باید با منابع محدود خود، ابتدا ایرادات این دو مدل را برطرف کند تا دو نسخه موفق و قابل اتکا ارائه دهد. او تأکید ویژهای بر یک نکته کلیدی دارد: سادهترین بخش این طرح، سطح یک است که در آن یک پزشک عمومی متولی سلامت چند هزار نفر میشود، اما مشکل اصلی در سطوح دو و سه نهفته است؛ جایی که نه تنها با کمبود شدید پزشک متخصصی مواجهیم که حاضر به عقد قرارداد با نظام ارجاع باشد، بلکه اعتبارات لازم برای این سطوح نیز عملاً تأمین نشده است. به اعتقاد میرمحمدی، ادامه مسیر فعلی بدون اصلاح ساختاری، نتیجهای جز اتلاف بیتالمال و هدررفت منابع در پی نخواهد داشت.
وزن سنگین نقدهای ساختاری و تاریخی
اگرچه در میان این اظهارات انتقادی، برخی نمایندگان با رویکردی خوشبینانه، اجرای این برنامه را زمینهساز شفافتر و منظمتر شدن روند درمانی میدانند، اما وزن سنگین نقدهای ساختاری و تاریخی بر اظهارات موافق، بیانگر آن است که فضای حاکم بر مجلس نسبت به اجرای نسخه فعلی، فضایی همراه با دلهره و بیاعتمادی است. جمعبندی آنچه از مجموع این گفتوگوها برمیآید، حکایت از آن دارد که پزشک خانواده و نظام ارجاع، اگرچه یک ضرورت اجتنابناپذیر برای آینده نظام سلامت به شمار میرود، اما اجرای موفق آن در گرو تأمین زیرساختهای ارتباطی میان سطوح مختلف، تأمین منابع پایدار مالی، فرهنگسازی گسترده برای پذیرش اجتماعی، و مهمتر از همه، توقف شتابزدگی و بازگشت به مسیر اصلاح نسخههای موجود پیش از هرگونه تعمیم سراسری است. کارشناسان و نمایندگان هشدار میدهند که نادیده گرفتن این مؤلفهها، نه تنها گرهی از مشکلات نظام سلامت نخواهد گشود، بلکه میتواند سرمایه اجتماعی و اقتصادی قابل توجهی را نیز در این مسیر هدر دهد.



