همسرم اهل تفريح و مهماني نيست
مرد جوان وقتي ديد که همسرش خوشگذراني نميکند، راهي دادگاه خانواده شد و درخواست طلاق داد.
به گزارش مردم سالاری، چندي پيش مرد جواني با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد و درخصوص علت آن به قاضي گفت: آقاي قاضي همسرم اصلا اهل رفت و آمد و مهماني نيست، در صورتي که من برعکس او هستم و دوست دارم هميشه به مهماني و خوشگذراني بروم. براي همين رفتارهاي همسرم مرا خسته کرده است.
وي افزود:ما اصلا نميتوانيم در کنار هم زندگي کنيم. هربار ميخواهم با همسرم به مهماني و يا حتي مسافرت بروم، با بي ميلي و سردي ميگويد حوصله ندارد. وقتي مهمان دعوت ميکنم، با عصبانيت کلي جنجال به راه مياندازد و با من دعوا ميکند که چرا مهمان دعوت کردي. گاهي اوقات هم خودش سر خود زنگ ميزند و بهانهاي ميآورد و مهماني را کنسل ميکند.
مرد جوان ادامه داد:باور کنيد به خاطر رفتارهاي همسرم پيش همه خجالت ميکشم و رفت و آمدم با خيليها قطع شده است. خيلي سعي کردم تحمل کنم، ولي ديگر نميتوانم به اين زندگي ادامه دهم. من و همسرم خيلي با هم متفاوت هستيم. زندگي که او دارد اگر من هم بخواهم داشته باشم، قطعا افسرده و مريض خواهم شد. چون من از بچگي در خانوادهاي شلوغ و پر از هيجان بزرگ شدم و هميشه شاد و خوشگذران بودم. براي همين تصميم به جدايي گرفتم. بعد از صحبتهاي اين مرذد قاضي همسر او را هم به دادگاه احضار کرد.
به گزارش مردم سالاری، چندي پيش مرد جواني با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد و درخصوص علت آن به قاضي گفت: آقاي قاضي همسرم اصلا اهل رفت و آمد و مهماني نيست، در صورتي که من برعکس او هستم و دوست دارم هميشه به مهماني و خوشگذراني بروم. براي همين رفتارهاي همسرم مرا خسته کرده است.
وي افزود:ما اصلا نميتوانيم در کنار هم زندگي کنيم. هربار ميخواهم با همسرم به مهماني و يا حتي مسافرت بروم، با بي ميلي و سردي ميگويد حوصله ندارد. وقتي مهمان دعوت ميکنم، با عصبانيت کلي جنجال به راه مياندازد و با من دعوا ميکند که چرا مهمان دعوت کردي. گاهي اوقات هم خودش سر خود زنگ ميزند و بهانهاي ميآورد و مهماني را کنسل ميکند.
مرد جوان ادامه داد:باور کنيد به خاطر رفتارهاي همسرم پيش همه خجالت ميکشم و رفت و آمدم با خيليها قطع شده است. خيلي سعي کردم تحمل کنم، ولي ديگر نميتوانم به اين زندگي ادامه دهم. من و همسرم خيلي با هم متفاوت هستيم. زندگي که او دارد اگر من هم بخواهم داشته باشم، قطعا افسرده و مريض خواهم شد. چون من از بچگي در خانوادهاي شلوغ و پر از هيجان بزرگ شدم و هميشه شاد و خوشگذران بودم. براي همين تصميم به جدايي گرفتم. بعد از صحبتهاي اين مرذد قاضي همسر او را هم به دادگاه احضار کرد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱۵
انتشار یافته: ۹
بانو چرا خوشگذران نیستی؟
بانو:
قاضی این دوره زمونه هر چی کمتر با مردم رابطه داشته باشیم راحت تریم
قاضی:
تو ملک خصوصی شوهرت هستی و باید طبق میل او رفتار کنی لذا توصیه (آقا مرتضی) که فصل الخطاب من است در مورد تو اجرا میکنم.

