سه سال بيخبري از «پدربزرگ گمشده»
پيرمرد آلزايمر داشت. سه سال پيش وقتي همسرش خواب بود، از خانه خارج شد و ديگر برنگشت.
به گزارش اعتماد، همسرش ميگويد كه حاضر است به هركسي كه خبري از او داشته باشد ٣٠ ميليون تومان مژدگاني بدهد. بيماري آلزايمر «پدربزرگ گمشده»، از ٩ سال پيش و با حادثهاي ناگوار آغاز شد. در اين سال او يكي از پسرهايش را در يك تصادف از دست داد؛ اتفاقي كه به گفته همسرش او را از «زندگي عادي» جدا كرد. از دست همسرش در رفته كه از زمان ناپديد شدن او، چند بار در روزنامهها اين آگهي را داده است كه «محمد ابراهيم بخشي از تاريخ ١٢/٦/٩١ از خانهاش در محدوده ديباجي جنوبي خارج شده و تاكنون برنگشته است».
او به «اعتماد» ميگويد «از سه سال پيش كه همسرم ناپديد شد، در پليس آگاهي پرونده تشكيل داديم و بيشتر از ٢٥ بار به روزنامههاي مختلف آگهي داديم تا شايد ردي از او پيدا شود اما اين تلاشها به جايي نرسيده و الان سه سال است كه از او بيخبر هستيم.»
زن ميانسال كه در ابتدا و از پشت خط تلفن تصور كرد پس از سه سال خبري از همسرش شده، سكوتي كرد و درباره روز ناپديد شدن او گفت: «٩ سال پيش يكي از پسرهايم را در تصادفي از دست دادم. از آن زمان همسرم ديگر آن شور و هيجان سابق را نداشت به طوري كه آنقدر به او فشار آمد كه سه سال بعد از فوت پسرم، آلزايمر سراغش آمد. من و بچههايم از او مراقبت ميكرديم اما روزي كه ناپديد شد فقط من در خانه بودم.»١٢ شهريور ٩١ بود كه پيرمرد براي هميشه از خانه رفت.
همسرش ميگويد: «سه سال پيش بود. طرفهاي ساعت ١٤:٣٠ بعدازظهر. من خوابيده بودم. وقتي بيدار شدم ديدم همسرم نيست. خانه را گشتم اما فهميدم كه بيرون رفته. من اصلا متوجه نشدم كه او چطور لباسش را پوشيده و از خانه خارج شده. » زن ميانسال سكوتي كرد و با ناراحتي ادامه داد: «اصلا براي چه ميخواهيد بدانيد چطور از خانه رفته؟ اگر خبري داريد به ما بگوييد. من حاضرم حتي تا ٣٠ ميليون تومان هم به هركسي كه خبري از او داشته باشد مژدگاني بدهم.»
خانواده «پدربزرگ گمشده» بعد از ناپديد شدن او به پليس آگاهي مراجعه كردند و پروندهاي براي او تشكيل دادند اما تحقيقات پليس هم براي پيدا كردنش به جايي نرسيده است. همسرش به همه جا سرزده تا او را پيدا كند اما نشانهاي از او پيدا نكرده است.
او ميگويد: «بعد از اين اتفاق من به هرجايي كه فكر كنيد سر زدم. به كهريزك رفتم، به بهشت زهرا هم رفتم اما نتوانستم او را پيدا كنم.»آنها هنوز اميدوارند تا يك بار ديگر گمشدهشان را ببينند؛ اتفاقي كه هنوز براي آنها نيفتاده. همسرش ميگويد كه «تا به حال از پليس آگاهي خبري نشده كه جنازهاي به ما نشان بدهند و بخواهند كه ما آن را شناسايي كنيم»؛ اتفاقي كه كورسوي اميد ديدار دوباره «پيرمرد» را در دل اعضاي خانوادهاش زنده نگه داشته است.
اونجا هم خیلی مجهول الهویه داره



