نگاه شما:درددلهای یک استاد جوان
من یک سال است عضو هیأت علمی یک دانشگاه دولتی هستم. هنگامی که دانشجو دکترا بودم، بورسیه وزارت علوم شدم که اکنون از کرده خود بسیار پشیمانم. قرار بود، هر شش ماه یک بار مبلغ ناچیزی مقرری به ما پرداخت شود، ولی متأسفانه هیچگاه بموقع پرداخت نشد و در دو سالی که بورس بودم، به جای چهار بار فقط دو بار پرداخت شد و هر وقت هم پیگیری میکردیم میگفتند بودجه نیست!
خلاصه برای امرار معاش مجبور بودم، دست به دامان دانشگاه آزاد شوم و برخلاف میل باطنی به جای تمرکز بر پایاننامه و انجام تحقیق سه روز در هفته، در دانشگاه آزاد تدریس کنم و بقیه روزها هم دنبال گرفتن وام باشم تا پول پیش خانه را جور کنم. همه انرژیام در دانشگاه آزاد تلف میشد و نتیجهاش کند شدن روند انجام پایاننامه و مشکلات مختص به خود بود.
اما سرانجام تن به نمرهای پایین داده و با نتیجه نه چندان خوب ـ که خود را در آن مقصر نمیدانم ـ دوره دکترا را با سختیهایش به پایان رساندم.
هماکنون دیگر با پایان درس، باید به دانشگاه مقصد (دانشگاهی که بورس آنجا بودم) میرفتم. نخستین مسأله اجاره یک خانه در این شهر بود. در این چند سال، اجارهها بسیار بالا رفته است و من پول پیش کمی داشتم. بناچار بیست میلیون با کمک دوستان وام گرفتم تا خانهای محقر اجاره کنم. انتظار داشتم وزارت علوم، در آغاز استخدام، وام مسکن به اساتید جوان بدهد تا با رفع دغدغه مسکن، آرامش را به تحقیقات آنها هدیه کند؛ اما افسوس!
هماکنون نیز اعلام شده که وام مسکن به اساتید جوان پیمانی تعلق نمیگیرد! از طرفی هم هزینههای زندگی و از جمله اجاره بها هر روز بالاتر میرود؛ بنابراین، باز هم ناچارم چند روزی را در دانشگاه آزاد و چند روز هم در دانشگاه خود تدریس کنم. در این یک سال به شدت از کار تحقیقاتی فاصله گرفتهام، چون انجام این کار، که رسالت اصلی یک استاد دانشگاست، جز در آرامش انجام نمیشود.
من مطمئنم بسیاری از اساتید جوان در این زمینه با گفتههای من موافقند. ای کاش وزیر محترم علوم در راستای بالندگی اساتید جوان به نحوی دستکم با دادن وام مسکن به اساتید پیمانی با شرایط خوب آنها را یاری میکرد، تا آنان نیز مجبور نباشند، همه وقت خود را در دانشگاه آزاد برای تدریس بگذرانند که پول پیش سال بعد خانه خود را جور کنند و نهایتا با چاپ مقاله در مجلات با اعتبار بسیار کم و پولی به فکر ارتقا و تولید علم (!) باشند.
به جرأت میگویم از هر صد مقالهای که در این دانشگاهها چاپ میشود، نود و نه تای آن ارزش علمی ندارد و تنها برای ارتقا با صرف اندکی هزینه چاپ شده است؛ هر چند همین مقالات بیارزش رتبه کشور را در تعداد مقالات (البته بیارزش!) افزایش دادهاند. همه خوب میدانند مقالاتی که در چند سال ارجاع نخورند، ارزش علمی پایینی دارند.
خلاصه وزیر محترم
ـ وزیر محترم با شعار دادن دانشگاه محل تولید علم نمیشود، محل تولید زباله علمی میشود.
ـ وزیر محترم انجام کار پژوهشی آرامش فکری میخواهد. مهمتر از همه اینکه بدانی برای تحقیقاتت ارزش قایل نیستند.
ـ وزیر محترم یک استاد جوان در بدو استخدام پول پیش خانه خود را چگونه باید تأمین کند؟
ـ وزیر محترم به میدان انقلاب سر زدهاید؟ خبر دارید با پول رساله دکترا را برایت تمام و کمال انجام میدهند؟ میدانید این کار چه افتی را متوجه دانشگاههای ما میکند؟
ـ وزیر محترم من به عنوان یک استاد جوان و با انگیزه برای کار علمی از درس خواندن خود پشیمانم، چون در این دیار در این چند سال به لطف مسئولان مدرک دکترا بسیار بیارزش شده است. وزیر محترم شخصی را میشناسم که به لطف سیاستهای غلط وزارت علوم در این چند سال اخیر، با سوادی در حد دبستان در حال گرفتن مدرک دکتراست. زمانی فقط افراد بااستعداد و با انگیزه ادامه تحصیل میدانند، ولی امروز افراد بیاستعداد به لطف این سیاستهای نادرست و خرج اندکی پول در حال گرفتن دکترا هستند.
ـ وزیر محترم وام مسکن خیلی از مشکلات من را حل میکرد و با آرامش نسبی من را در مسیر اصلی خود که همان انجام پژوهش است، قرار میداد.
حرف های دل بسیاری از اعضای هیئت علمی پیمانی . جدید زده شده است.



