تبارشناسی یک مخالفت
تحلیل رفتار نمایندگان در روز رای اعتماد
بهارستان در هفته گذشته منبع انتشار اخبار داغ بود.
رای اعتماد به کابینه دولت یازدهم و نطقها و خطابههای موافقان و مخالفان موجب شد میلیونها مخاطب از طریق صداوسیما، خبرگزاریها و نشریات، پیگیر وقایع مجلس باشند. آنچه در این میان موجب شگفتی شد. ادبیات گروهی نه چندان پُرشمار اما مخالف بود که با دستاویز قرار دادن سوژههایی نظیر سن وزرای پیشنهادی، سوابق تحصیلیشان و وابستگیشان به جریان فتنه! تلاش کردند تا با اتخاذ ژستی انقلابی و لحنی خشونتآمیز به منویات خود نایل آیند.
در گفتوگو با دکتر «محمدعلی محمدی» به تبارشناسی اجتماعی رفتار نمایندگان مخالف پرداختیم زیرا تبارشناسی، میتواند به روشن شدن مناسبات و روابط اجتماعی و سیاسی افراد و گروهها در برهههای مختلف کمک کند. دکتر محمدی، جامعهشناس و عضو هیات علمی دانشگاه است. او کتابهایی را با رویکرد جامعهشناسانه تالیف و ترجمه کرده که از آن دست میتوان به «سرمایه اجتماعی و سنجش آن، نظریهها و مفاهیم رفاه اجتماعی، هویت شهروندی در ایران و...» اشاره کرد.
حاصل گفتوگوی ما پیش روی شماست.
در خلال بررسی کابینه دولت یازدهم در مجلس، شاهد نوعی بداخلاقی از سوی گروهی از نمایندگان مخالف در نطقهایشان بودیم. با توجه به اینکه آموزههای دینی، ما را از افترا، دروغ، خشونت، پروندهسازی، برچسبزنی و نظایر آن منع میکند، خاستگاه اجتماعی این رفتار در مجلس «اسلامی» کجاست؟
برای پاسخ به این پرسش میخواهم به یک لایه بالاتر از نمایندگان و جایگاه آنها اشاره کنم. یعنی سطحی از مدیران تصمیمگیر که با استفاده از ابزار و امکانات گزینشیشان، زمینه را برای ورود افرادی به مجلس یا بعضی نهادهای حساس دیگر فراهم میکنند که لزوما جزو نخبگان جامعه نیستند. این فرایند معیوب تولید یا بازتولید چرخه نخبگان در کشور موجب شده تا گاهی شاهد بروز رفتارهایی در این نهادها باشیم که اساسا با جایگاه و شأن آن در تضاد است. در واقع باید آسیبشناسی کنیم، بررسی کنیم و ببینیم که چه سیستمی زمینه را برای ورود آن فرد یا گروه به مجلس یا مثلا وزارت خارجه که اعضایی از آن خلاف شئونات دیپلماتیک عمل کردند، فراهم کرده. این جزو نواقصی است که به شدت موجب تضعیف بخشهای مختلف مدیریتی و حوزههای اثرگذار در کشور شده است. اما در پاسخ به این پرسش که خاستگاه اجتماعی این افراد کجاست باید گفت که این افراد برآمده از رای مردم هستند. بخشی از مردم به این افراد رای داده و زمینه را برای ورود آنها به مجلس فراهم کردهاند. هرچند اِشکال در فرایند ظهور و بروز آنها همچنان به قوت خود باقی است اما درنهایت اینها با پشتوانه آرای مردم وارد مجلس شدهاند.
به نظر میرسد غیبت نخبگان حقیقی را یکی از علل ظهور این طیف از افراد میدانید؟
دقیقا. شما به همین انتخاباتی که در سطح شهرها برگزار میشود و از دل آن اعضای شورای شهر بیرون میآیند توجه کنید. بعضی فیلترهای گزینشی امکان حضور نخبگان را از آنها و در واقع از مردم سلب میکنند. نتیجه آنکه در غیاب نخبگان و متخصصان حوزههای شهری، نخبگان سایر حوزهها وارد این عرصه میشوند. ما به قهرمانان و هنرمندان و سوپراستارها در جایگاه خودشان احترام قایلیم و قطعا جامعه به حضور تکتک آنها نیاز دارد اما آیا واقعا جایی مثل شورای شهر بستر مناسبی برای فعالیت یک ورزشکار یا بازیگر سینماست؟ بخشی از مردم و در واقع طرفداران، به خاطر جذابیتهایی که یک سوپراستار یا قهرمان ورزشی برایشان دارد به او رای میدهند و به این ترتیب اعتبار کار کارشناسی و تخصصی در نهادی مثل شورای شهر پایین خواهد آمد. مجلس هم از این قاعده مستثنا نیست. در غیاب نخبگان حقیقی، افرادی گزینش و به مردم معرفی میشوند که مناسبات را نمیشناسند و در نتیجه با بهرهگیری از بعضی ژستها و ادبیات خاص، در آزمونی حساس مثل بررسی صلاحیت کابینه که بهطور زنده از تلویزیون پخش میشود مسائلی را مطرح میکنند که موجب تضعیف جایگاه مجلس میشود. در همین ماجرا ما شاهد واکنش منفی مردم و مطبوعات نسبت به رفتار بعضی افراد در مجلس بودیم.
به اعتبار گفته شما که این افراد برگزیده بخشی از مردم هستند و سلایق آنها را در مجلس نمایندگی میکنند آیا میشود این بداخلاقیها را به متن جامعه تعمیم داد؟
مساله این است که وقتی شما نخبگان نامزد را از گردونه رقابت خارج میکنید، به همراه آنان موکلان نخبه هم از دور انتخاب و مشارکت خارج شده و عرصه را به کسانی واگذار میکنند که بیشتر تابع عواطف و احساسات هستند تا انتخابهای راهبردی و توسعهای. بنابراین کسانی برگزیده میشوند که اگرچه نمایندگان یک ملت محسوب میشوند ولی عصاره فضیلت ملت نیستند!
قضاوت جامعه درباره نوع برخوردی بعضی نمایندگان چه میتواند باشد؟
فارغ از اینکه مردم چه قضاوتی دارند یا داشتهاند باید به این مهم توجه شود که نماینده مجلس به نوعی سرمایه ملی کشور محسوب میشود. هزینههای بسیاری برای حضور او در مجلس صرف شده تا بتواند در برابر دیدگان ملت از حقوق آنها دفاع کند. در واقع آنها به نوعی الگوهای جامعه هستند و به عنوان یک الگو باید به ظرایف، دقت خاصی داشته باشند. هر یک از رفتارهای آنها میتواند در جامعه منعکس شود. پایبندی به موازین، حفظ اصول و ارزشها، رعایت مسائلی که در سرنوشت نظام موثر است و بسیاری موارد دیگر همواره باید مدنظر نمایندگان باشد. بههرحال چه بپسندیم و خوشحال باشیم و چه نگران و مخالف، باید بدانیم این دولت برآمده از رای ملت و در واقع به روزترین ذائقه و سلیقه مردم است. این همه هیاهو علیه این سلیقه اکثریت مردم به دور از ذکاوت سیاسی بود! من فکر میکنم امید به صندوقهای رای تقویت شده و درصد مشارکت مردم در انتخابات آتی زیاد خواهد بود. مردم ایران برخلاف ادعاهای رایج حافظه تاریخی خوبی دارند و قطعا افرادی را که عملکرد مطلوبی نداشتند کنار خواهند زد.
چرا در جریان رای اعتماد به وزرای پیشنهادی، مخالفان بهطور گسترده از ابزار «انگ» و «برچسبزنی» استفاده کردند؟
بهرهگیری از چنین ابزاری یا استفاده از ادبیات پرخاشگرانه، لحن خشونتآمیز، افشاگری، اتخاذ ژستهای حماسی و نظیر اینها ریشه در یک چیز دارد؛ فقدان منطق. اگر روی بیلبوردهای شهرداری را دیده باشید جمله زیبایی نوشته شده: «به جای اینکه صدایت را بالا ببری، منطقت را بالا ببر!» متاسفانه شاهد بودیم که در فقدان آرامش، در نبود منطق، بعضی افراد با خشونت و ارعاب و تهدید تلاش میکردند تا مخالفان خود را از عرصه بیرون کنند. این حرکات میتواند به اعتبار مجلس و اعتمادی که به آن میشود خدشه وارد کند. در خلال بررسی کابینه در مجلس، یکی از دوستان میگفت انگار برای موفقتر بودن باید بیشتر داد و فریاد کنی. باید توجه داشته باشیم که این پدیده یک ضعف است. هرگز هیچیک از بزرگان ما یا علما و دانشمندان جهان، برای بیان عقایدشان از صدای بلند یا موضع قدرت یا رفتارهایی که شاهدش بودیم استفاده نکردند. باید مراقب بود و منطق را به جایگاه حقیقی خود بازگرداند و از تبدیل شدن این رفتارها به یک سنت در مجلس جلوگیری کرد. قدرمسلم سرمایه اجتماعی مجلس با اینگونه رفتارها تحتالشعاع قرار خواهد گرفت.
ادبیات این گروه به ادبیات و لحن بعضی دولتمردان گذشته شباهت دارد. در دولتهای نهم و دهم، همین ادبیات و خشونتِ پنهان در آن موجب بروز تنشهای متعدد شد. واکنش مردم به آن رویه، عدم انتخاب نامزد ریاستجمهوری آنها بود. سرنوشت مجلسنشینان را چطور ارزیابی میکنید؟
همانطور که اشاره شد قطعا افرادی که عملکرد مطلوبی نداشتند و اصول و ارزشها را نادیده گرفتند کنار گذاشته خواهند شد. اما در نقطه و سطحی دیگر، تصمیمگیران و سیستمهای گزینشی نیز باید به این باور برسند که زمینه را برای حضور همه نخبگان فراهم سازند تا مردم بتوانند گزینه مورد نظر خود را انتخاب کنند.
فکر میکنید رابطه دولت و مجلس در این دو سال باقیمانده تا انتخابات مجلس شورای اسلامی چگونه خواهد بود؟
اکثریت مجلس به گفتمان اعتدال نزدیک است و بعضی هم اخیرا با درک صحیح از شرایط کشور و نظرات مردم، خود را همراه کردهاند. اما به نظرم عده قلیلی قصد استفاده ابزاری از دولت اعتدال دارند که فقط در مجلس هم نیستند. این گروه اقلیت، تحلیل درستی داشتند که شرایط کشور مساعد نیست و غرب هم با نماینده آنان در راس اجرایی کشور کنار نخواهد آمد که این یک تهدید امنیتی محسوب میشد. بنابراین استراتژی این طیف از فعالان سیاسی به سمتی رفت که دولتی بر سر کار بیاید تا تهدیدات امنیتی چه در حوزه اقتصاد و بحرانهای ملی و چه در عرصه سیاست بینالملل را حل و فصل کند اما چندان هم نتواند ریشه بدواند که بعد از چند سال نتوان آن را دوباره کنار زد! برای همین شما میبینید که در مجلس وزرای اقتصاد و خارجه بیشترین رای را میآورند اما وزرایی که مسئول تربیت نسل جدید در آموزشوپرورش، وزارت علوم و جوانان هستند رای نمیآورند. آینده را جوانان رقم خواهند زد، پس هرکسی آنان را با اصول اخلاقی – سیاسی خود تربیت کند، دست برتر را خواهد داشت! البته این تحلیل کاملا منطبق با واقعیت نیست. چون امروزه منابع تربیت و حقیقت متعدد و متنوع شده و دیگر کسی قادر نیست بدون اتکا به مردمسالاری آنان را در مشت خود داشته باشد. تجربه سالهای تسلط این طیف سیاسی بر مراکز تعلیم و تربیت کشور، این واقعیت را آشکار میکند.
منبع: بهار
رای اعتماد به کابینه دولت یازدهم و نطقها و خطابههای موافقان و مخالفان موجب شد میلیونها مخاطب از طریق صداوسیما، خبرگزاریها و نشریات، پیگیر وقایع مجلس باشند. آنچه در این میان موجب شگفتی شد. ادبیات گروهی نه چندان پُرشمار اما مخالف بود که با دستاویز قرار دادن سوژههایی نظیر سن وزرای پیشنهادی، سوابق تحصیلیشان و وابستگیشان به جریان فتنه! تلاش کردند تا با اتخاذ ژستی انقلابی و لحنی خشونتآمیز به منویات خود نایل آیند.
در گفتوگو با دکتر «محمدعلی محمدی» به تبارشناسی اجتماعی رفتار نمایندگان مخالف پرداختیم زیرا تبارشناسی، میتواند به روشن شدن مناسبات و روابط اجتماعی و سیاسی افراد و گروهها در برهههای مختلف کمک کند. دکتر محمدی، جامعهشناس و عضو هیات علمی دانشگاه است. او کتابهایی را با رویکرد جامعهشناسانه تالیف و ترجمه کرده که از آن دست میتوان به «سرمایه اجتماعی و سنجش آن، نظریهها و مفاهیم رفاه اجتماعی، هویت شهروندی در ایران و...» اشاره کرد.
حاصل گفتوگوی ما پیش روی شماست.
در خلال بررسی کابینه دولت یازدهم در مجلس، شاهد نوعی بداخلاقی از سوی گروهی از نمایندگان مخالف در نطقهایشان بودیم. با توجه به اینکه آموزههای دینی، ما را از افترا، دروغ، خشونت، پروندهسازی، برچسبزنی و نظایر آن منع میکند، خاستگاه اجتماعی این رفتار در مجلس «اسلامی» کجاست؟
برای پاسخ به این پرسش میخواهم به یک لایه بالاتر از نمایندگان و جایگاه آنها اشاره کنم. یعنی سطحی از مدیران تصمیمگیر که با استفاده از ابزار و امکانات گزینشیشان، زمینه را برای ورود افرادی به مجلس یا بعضی نهادهای حساس دیگر فراهم میکنند که لزوما جزو نخبگان جامعه نیستند. این فرایند معیوب تولید یا بازتولید چرخه نخبگان در کشور موجب شده تا گاهی شاهد بروز رفتارهایی در این نهادها باشیم که اساسا با جایگاه و شأن آن در تضاد است. در واقع باید آسیبشناسی کنیم، بررسی کنیم و ببینیم که چه سیستمی زمینه را برای ورود آن فرد یا گروه به مجلس یا مثلا وزارت خارجه که اعضایی از آن خلاف شئونات دیپلماتیک عمل کردند، فراهم کرده. این جزو نواقصی است که به شدت موجب تضعیف بخشهای مختلف مدیریتی و حوزههای اثرگذار در کشور شده است. اما در پاسخ به این پرسش که خاستگاه اجتماعی این افراد کجاست باید گفت که این افراد برآمده از رای مردم هستند. بخشی از مردم به این افراد رای داده و زمینه را برای ورود آنها به مجلس فراهم کردهاند. هرچند اِشکال در فرایند ظهور و بروز آنها همچنان به قوت خود باقی است اما درنهایت اینها با پشتوانه آرای مردم وارد مجلس شدهاند.
به نظر میرسد غیبت نخبگان حقیقی را یکی از علل ظهور این طیف از افراد میدانید؟
دقیقا. شما به همین انتخاباتی که در سطح شهرها برگزار میشود و از دل آن اعضای شورای شهر بیرون میآیند توجه کنید. بعضی فیلترهای گزینشی امکان حضور نخبگان را از آنها و در واقع از مردم سلب میکنند. نتیجه آنکه در غیاب نخبگان و متخصصان حوزههای شهری، نخبگان سایر حوزهها وارد این عرصه میشوند. ما به قهرمانان و هنرمندان و سوپراستارها در جایگاه خودشان احترام قایلیم و قطعا جامعه به حضور تکتک آنها نیاز دارد اما آیا واقعا جایی مثل شورای شهر بستر مناسبی برای فعالیت یک ورزشکار یا بازیگر سینماست؟ بخشی از مردم و در واقع طرفداران، به خاطر جذابیتهایی که یک سوپراستار یا قهرمان ورزشی برایشان دارد به او رای میدهند و به این ترتیب اعتبار کار کارشناسی و تخصصی در نهادی مثل شورای شهر پایین خواهد آمد. مجلس هم از این قاعده مستثنا نیست. در غیاب نخبگان حقیقی، افرادی گزینش و به مردم معرفی میشوند که مناسبات را نمیشناسند و در نتیجه با بهرهگیری از بعضی ژستها و ادبیات خاص، در آزمونی حساس مثل بررسی صلاحیت کابینه که بهطور زنده از تلویزیون پخش میشود مسائلی را مطرح میکنند که موجب تضعیف جایگاه مجلس میشود. در همین ماجرا ما شاهد واکنش منفی مردم و مطبوعات نسبت به رفتار بعضی افراد در مجلس بودیم.
به اعتبار گفته شما که این افراد برگزیده بخشی از مردم هستند و سلایق آنها را در مجلس نمایندگی میکنند آیا میشود این بداخلاقیها را به متن جامعه تعمیم داد؟
مساله این است که وقتی شما نخبگان نامزد را از گردونه رقابت خارج میکنید، به همراه آنان موکلان نخبه هم از دور انتخاب و مشارکت خارج شده و عرصه را به کسانی واگذار میکنند که بیشتر تابع عواطف و احساسات هستند تا انتخابهای راهبردی و توسعهای. بنابراین کسانی برگزیده میشوند که اگرچه نمایندگان یک ملت محسوب میشوند ولی عصاره فضیلت ملت نیستند!
قضاوت جامعه درباره نوع برخوردی بعضی نمایندگان چه میتواند باشد؟
فارغ از اینکه مردم چه قضاوتی دارند یا داشتهاند باید به این مهم توجه شود که نماینده مجلس به نوعی سرمایه ملی کشور محسوب میشود. هزینههای بسیاری برای حضور او در مجلس صرف شده تا بتواند در برابر دیدگان ملت از حقوق آنها دفاع کند. در واقع آنها به نوعی الگوهای جامعه هستند و به عنوان یک الگو باید به ظرایف، دقت خاصی داشته باشند. هر یک از رفتارهای آنها میتواند در جامعه منعکس شود. پایبندی به موازین، حفظ اصول و ارزشها، رعایت مسائلی که در سرنوشت نظام موثر است و بسیاری موارد دیگر همواره باید مدنظر نمایندگان باشد. بههرحال چه بپسندیم و خوشحال باشیم و چه نگران و مخالف، باید بدانیم این دولت برآمده از رای ملت و در واقع به روزترین ذائقه و سلیقه مردم است. این همه هیاهو علیه این سلیقه اکثریت مردم به دور از ذکاوت سیاسی بود! من فکر میکنم امید به صندوقهای رای تقویت شده و درصد مشارکت مردم در انتخابات آتی زیاد خواهد بود. مردم ایران برخلاف ادعاهای رایج حافظه تاریخی خوبی دارند و قطعا افرادی را که عملکرد مطلوبی نداشتند کنار خواهند زد.
چرا در جریان رای اعتماد به وزرای پیشنهادی، مخالفان بهطور گسترده از ابزار «انگ» و «برچسبزنی» استفاده کردند؟
بهرهگیری از چنین ابزاری یا استفاده از ادبیات پرخاشگرانه، لحن خشونتآمیز، افشاگری، اتخاذ ژستهای حماسی و نظیر اینها ریشه در یک چیز دارد؛ فقدان منطق. اگر روی بیلبوردهای شهرداری را دیده باشید جمله زیبایی نوشته شده: «به جای اینکه صدایت را بالا ببری، منطقت را بالا ببر!» متاسفانه شاهد بودیم که در فقدان آرامش، در نبود منطق، بعضی افراد با خشونت و ارعاب و تهدید تلاش میکردند تا مخالفان خود را از عرصه بیرون کنند. این حرکات میتواند به اعتبار مجلس و اعتمادی که به آن میشود خدشه وارد کند. در خلال بررسی کابینه در مجلس، یکی از دوستان میگفت انگار برای موفقتر بودن باید بیشتر داد و فریاد کنی. باید توجه داشته باشیم که این پدیده یک ضعف است. هرگز هیچیک از بزرگان ما یا علما و دانشمندان جهان، برای بیان عقایدشان از صدای بلند یا موضع قدرت یا رفتارهایی که شاهدش بودیم استفاده نکردند. باید مراقب بود و منطق را به جایگاه حقیقی خود بازگرداند و از تبدیل شدن این رفتارها به یک سنت در مجلس جلوگیری کرد. قدرمسلم سرمایه اجتماعی مجلس با اینگونه رفتارها تحتالشعاع قرار خواهد گرفت.
ادبیات این گروه به ادبیات و لحن بعضی دولتمردان گذشته شباهت دارد. در دولتهای نهم و دهم، همین ادبیات و خشونتِ پنهان در آن موجب بروز تنشهای متعدد شد. واکنش مردم به آن رویه، عدم انتخاب نامزد ریاستجمهوری آنها بود. سرنوشت مجلسنشینان را چطور ارزیابی میکنید؟
همانطور که اشاره شد قطعا افرادی که عملکرد مطلوبی نداشتند و اصول و ارزشها را نادیده گرفتند کنار گذاشته خواهند شد. اما در نقطه و سطحی دیگر، تصمیمگیران و سیستمهای گزینشی نیز باید به این باور برسند که زمینه را برای حضور همه نخبگان فراهم سازند تا مردم بتوانند گزینه مورد نظر خود را انتخاب کنند.
فکر میکنید رابطه دولت و مجلس در این دو سال باقیمانده تا انتخابات مجلس شورای اسلامی چگونه خواهد بود؟
اکثریت مجلس به گفتمان اعتدال نزدیک است و بعضی هم اخیرا با درک صحیح از شرایط کشور و نظرات مردم، خود را همراه کردهاند. اما به نظرم عده قلیلی قصد استفاده ابزاری از دولت اعتدال دارند که فقط در مجلس هم نیستند. این گروه اقلیت، تحلیل درستی داشتند که شرایط کشور مساعد نیست و غرب هم با نماینده آنان در راس اجرایی کشور کنار نخواهد آمد که این یک تهدید امنیتی محسوب میشد. بنابراین استراتژی این طیف از فعالان سیاسی به سمتی رفت که دولتی بر سر کار بیاید تا تهدیدات امنیتی چه در حوزه اقتصاد و بحرانهای ملی و چه در عرصه سیاست بینالملل را حل و فصل کند اما چندان هم نتواند ریشه بدواند که بعد از چند سال نتوان آن را دوباره کنار زد! برای همین شما میبینید که در مجلس وزرای اقتصاد و خارجه بیشترین رای را میآورند اما وزرایی که مسئول تربیت نسل جدید در آموزشوپرورش، وزارت علوم و جوانان هستند رای نمیآورند. آینده را جوانان رقم خواهند زد، پس هرکسی آنان را با اصول اخلاقی – سیاسی خود تربیت کند، دست برتر را خواهد داشت! البته این تحلیل کاملا منطبق با واقعیت نیست. چون امروزه منابع تربیت و حقیقت متعدد و متنوع شده و دیگر کسی قادر نیست بدون اتکا به مردمسالاری آنان را در مشت خود داشته باشد. تجربه سالهای تسلط این طیف سیاسی بر مراکز تعلیم و تربیت کشور، این واقعیت را آشکار میکند.
منبع: بهار
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۳
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



