کودکربایی یک مرد عاشقپیشه
کد خبر: ۳۳۳۳۴۲
| | 5058 بازدید
سناریوی کودکربایی مردی آشنا زمانی کلید خورد که وی در خواستگاری از مادر گروگانش شکست خورد. «شایان کوچولو» با رهایی از دست گروگانگیر آشنا بهخاطر شرایط سخت در بیمارستان مفید تهران بستری شد. اوایل هفته گذشته زني تنها با چهرهای نگران نزد پلیس رفت و از ماجرای گروگانگیری پسربچه 8 ماههاش خبر داد. با ادعاهای این زن گریان، پرونده به دستور دادیار دادسرای امور جنایی تهران در اختیار تیمی از اداره یازدهم پلیس آگاهی قرار گرفت و آنان خود را در برابر یک گروگانگیر آشنا دیدند.
به گزارش وطن امروز، کارآگاهان در نخستین اقدام زن تنها را تحت بازجویی گرفتند. وی در ادعاهایش گفت: من زن تنهایی هستم و خواستگارهای زیادی داشتهام اما به خاطر شرایطی که دارم و آینده پسر 8 ماههام تصمیم به ازدواج با هیچکس را نداشتم. وی افزود: از مدتی پیش مرد جوانی به من ابراز علاقه کرد و خواست با هم ازدواج کنیم که نپذیرفتم. وی با هر روشی که میتوانست ابراز محبت میکرد اما من روی جواب منفیام پافشاری داشتم و قاطعانه به وی و واسطهاش گفتم که قصد ازدواج ندارم. تصورم این بود مرد جوان دست از سرم بردارد اما اشتباه کرده بودم، «مهدی» اصرار داشت که ازدواج کنیم اما من هر بار جواب منفی میدادم. وی حتی دست به تهدیدم زد که باور نکردم، احساسم این بود که بعد از مدتی خسته شده و دیگر کاری با من نخواهد داشت. این زن نگران گفت: با شکستی که از زندگی نخست خودم داشتم تصورم این بود با پسر خردسالم بتوانم به زندگی ادامه بدهم و همه عشق و علاقهام را به پای شایان کوچولو ریختم و اصلا باورم نمیشد که خواستگارم دست به کار احمقانهای بزند. مادر شایان کوچولو ادامه داد: ساعتی پیش مهدی باز مزاحم من شد که با عصبانیت خواستم از من دور شود، وی ناگهان پسرم را ربود و با خود برد. از نگرانی دارم میمیرم، مهدی میگوید به شرطی بچه را پس میدهم که با هم عقد کنیم، چون میدانم چنین ازدواجی چه سرنوشتی دارد تصمیم گرفتم پلیس را در جریان قرار بدهم. مادر تنها که اشک روی گونههایش جاری بود، افزود: ابتدا نمیخواستم باور کنم بچهام از من دور شده است اما مهدی شوخی ندارد و میگوید شایان را گروگان گرفته و باید خواستهاش را قبول کنم. یک ساعت صبر کردم و با التماس خواستم بچه را برگرداند. از ترس جان پسرم نمیدانستم چه کنم، فکر میکردم مهدی شاید از کارش پشیمان شود اما دیگر طاقت نیاوردم و به پلیس پناه آوردم.
با ادعاهای این زن تنها، ماموران در چند تیم عملیاتی ماموریت یافتند مخفیگاه مرد گروگانگیر را ردیابی کنند. تجسسها نشان داد مهدی پس از گروگانگیری نزد هیچکدام از بستگانش و خانه پدری نرفته و هیچکس از سرنوشت مرد گروگانگیر و شایان کوچولو اطلاعی ندارد. با این وجود زن تنها تحت آموزش قرار گرفت تا بتواند ردی از خواستگار سمج در اختیار تیم پلیس قرار بدهد و ساعاتی از ربوده شدن شایان کوچولو نگذشته بود که کارآگاهان توانستند این مرد را بازداشت کنند.
شرایط سخت پسربچه
تیم پلیس در بازجویی از مهدی، در برابر سکوت وی قرار گرفت. این مرد ادعا میکرد اطلاعی از سرنوشت شایان کوچولو ندارد تا اینکه چارهای جز اعتراف ندید و محل نگهداری بچه را در اختیار افسر پرونده قرار داد.
وقتی شایان کوچولو به آغوش مادر گریانش برگشت همه دیدند که وی در شرایط سخت و بیماری قرار دارد و خیلی زود پسربچه به بیمارستان کودکان مفید انتقال داده شد و تحت درمان قرار گرفت.
اعترافات گروگانگیر
مهدی که زانوی غم بغل کرده بود در بازجوییها به کارآگاهان گفت: من به مادر شایان علاقهمند بودم و قول دادم وی و بچهاش را خوشبخت کنم اما نپذیرفت تا اینکه نقشه کودکربایی به ذهنم رسید. اصلا نمیخواستم کسی اذیت شود، بچه را که ربودم چون از بچهداری چیزی نمیدانستم و به هیچکس نیز نمیتوانستم اعتماد کنم در تر و خشک کردن شایان کوچولو کوتاهی کردم و موجب بیماریاش شدم که پشیمانم.
بنابر این گزارش، با اصرار مادر شایان کوچولو بر مجازات خواستگار گروگانگیر، این مرد با قرار بازداشت موقت روانه زندان شد.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


