وزیر ورزش دولت روحانی کیست؟
نماینده ورزشی رئیس جمهور منتخب اعتقاد دارد افرادی که خود را گزینه اصلی وزارت ورزش و جوانان معرفی میکنند، تنها دیدگاه شخصیشان را در رسانهها مطرح میکنند و تاکنون هیچ گزینهای برای این وزارتخانه نهایی نشده است. وی از برگزاری جلسه کارگروه انتخاب وزیر ورزش و جوانان خبر میدهد که هنوز هم ادامه دارد و به زودی گزینههای نهایی را انتخاب خواهد کرد.
به گزارش مهر، پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و انتخاب حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور آینده، گمانهزنیها برای ایجاد تغییرات در وزارتخانههای مختلف آغاز شد و وزارت ورزش و جوانان به عنوان یکی از پرمخاطبترین وزارتخانههای دولت بیشتر از سایرین مورد توجه رسانهها قرار گرفت و گمانهزنیها برای انتخاب جانشین محمد عباسی آغاز شد. در این میان برخی چهرههایی که خود را محق نشستن روی صندلی وزارت میدیدند از این فضا به نفع منافع شخصیشان استفاده کردند و با بیان اینکه دولت آینده از آنها برنامه خواسته است، خود را گزینه اصلی وزارت ورزش و جوانان معرفی کردند. در حالی که یک ماه از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری گذشته است، هنوز به درستی مشخص نیست که چه فردی عنوان دومین وزیر ورزش و جوانان را به خود اختصاص خواهد داد.
مسعود سلطانیفر نماینده ورزشی حسن روحانی در انتخابات و فردی که خود دو سال قائم مقام سازمان تربیت بدنی بوده میتواند پاسخگوی سوالاتی در مورد آخرین وضعیت انتخاب وزیر ورزش و جوانان باشد.
سلطانی فر که برای خیلی از اهالی ورزش چهره نام آشنایی است و ارتباط بسیار نزدیکی با بیشتر رؤسای فدراسیونها و مدیران ورزشی دارد، از اطلاعات ورزشی بالایی برخوردار بوده و تاریخچه بیشتر رشتههای ورزشی و موفقیتهای ورزشکاران ایران در رویدادهای بزرگ بینالمللی را در حافظه دارد.
خبرنگار مهر با او گفتوگویی انجام داده که میخوانید:
*یک ماه از انتخابات ریاست جمهوری میگذرد و تا برگزاری مراسم تحلیف چند روز دیگر باقی مانده اما برخی خود را به عنوان گزینه اصلی وزارت ورزش معرفی میکنند. توضیح میدهید که در یک ماه گذشته دولت جدید چه اقداماتی برای انتخاب وزیر ورزش و جوانان انجام داده است؟
بعد از حماسه باشکوهی که مردم ایران رقم زدند و وظیفه همه را برای پاسخ دادن به رای اعتماد مردم سنگین کرد، با دستور دکتر روحانی و برای مشخص کردن شرح وظایف بخشهای مختلف کارگروههایی در حوزههای مختلف تشکیل شد که این کارگروهها تلفیقی بودند از افرادی که در دولتهای گذشته وزیر یا معاون وزیر بودند، چهرههای دانشگاهی و تحصیلکرده و نمایندگان مجلس که در کمیسیونهای تخصصی حضور داشتند. مجموعهای ۴۰۰ - ۵۰۰ نفره از دلسوزان و متخصصان به کار گرفته شدند که در ۳۰ کارگروه کارها را پیش بردند.
* وظیفه این کارگروهها چه بود؟
- مهمترین وظایف آنها یکی پایش آن حوزه و وزارتخانه است. این کارگروه باید بررسی میکرد که این وزارتخانه در چه وضعیتی است و ما چه چیزی را تحویل میگیریم. نکته دوم اینکه مهمترین مشکلی که الان با آن روبرور هستیم چیست؟ نکته سوم برنامه کوتاه مدت و مورد چهارم برنامه چهار ساله وزارتخانه بود که در نهایت مقرر شد هر کارگروهی در نهایت ۳ یا ۴ نفر را پیشنهاد بدهد به آقای روحانی که قطعا ایشان به عنوان رئیس جمهور با در نظر گرفتن نظرات خودشان و مشورت با برخی شخصیتها، هماهنگی با مسئولان و بخشهای دیگر گزینه نهایی را معرفی خواهند کرد.
* کارگروه ورزش چند نفر بود و شامل چه افرادی میشد؟
- کارگروه ورزش با حضور ۱۲ نفر شروع شد که بنا بر دلایلی صلاح نمیدانم اسامی آنها منعکس شود. این افراد از بین چهرههای تحصیلکرده ورزش و چهرههای دانشگاهی، از بین نمایندگان و هم از بین مدیران اسبق دستگاه ورزش انتخاب شدند که طی جلسات مختلفی کار را آغاز کردهاند.
* این کمیته تاکنون چند جلسه را برگزار کرده است؟
- جلسات متعددی در این مدت برگزار شده که فکر میکنم بالای ۱۰ جلسه را این کارگروه برگزار کرده است و پس از بررسیهای نهایی نفرات مورد نظرشان را به رئیس جمهور معرفی خواهند کرد تا ایشان هم پس از بررسیها و هماهنگیهای لازم گزینه نهایی را معرفی کنند.
* این کارگروه بیشتر شاخصههای وزیر ورزش را در آورده یا برای ورزش کشور برنامه تدوین کرده است؟
- در این کارگروه برنامههای مورد نظر و سیاستهای در نظر گرفته شده برای ورزش طراحی و تدوین شده و بعد از آن افرادی انتخاب میشوند که باید براساس این برنامه سیاستها و برنامههایشان برای اجرایی کردن آن را ارائه کنند. برنامهای که کارگروه نوشته ابتدا باید مورد تایید رئیس جمهور قرار بگیرد بعد گزینههای مورد نظر برنامهها و سیاستهایشان را برای اجرای این برنامه ارائه بدهند. ما برنامه کوتاه مدت و بلند مدت را مشخص کردهایم و فرد مورد نظر باید بگوید که برای این برنامهها چه کاری میتواند انجام دهد.
* یعنی افرادی مد نظر این کارگروه بودند که بتوانند این برنامهها را اجرا کنند؟
- ما هنوز افراد را انتخاب نکردهایم و طی روزهای آینده این افراد انتخاب خواهند شد. ما ابتدا مراحلی که را که اشاره کردم انجام میدهیم و بعد میرویم سراغ اینکه چه افرادی میتوانند این برنامهها را عملیاتی کنند. فرد مورد نظر باید بتواند ما را به اهدافی که در برنامه چهار ساله داریم برساند. در این مرحله نفراتی پیشنهاد میشوند که پس از بررسیهای لازم، نفر نهایی انتخاب خواهد شد.
* الان مشخص است که تعداد گزینههای مورد نظر برای وزارت ورزش چند نفر هستند؟
- حدود ۴۰ نفر که سابقه مدیریت در ورزش طی سالهای بعد از انقلاب یا مدیر ورزشی بودند یا رئیس ورزشی یا قهرمان ورزشی بودند یا مدیر باشگاه و یا جزو اساتید رشته تربیت بدنی بودند.
* دولت جدید قصد دارد یک مدیر ورزشی را به عنوان وزیر ورزش انتخاب کنند یا ممکن است از یک فرد غیر ورزشی هم برای این وزارتخانه استفاده کند؟
- این را از آقای روحانی بپرسید.
* با توجه به اینکه این وزارتخانه هم ورزش است و هم جوانان گزینه مورد نظر باید دارای چه ویژگیهایی باشد؟
- من اعتقاد دارم وزیر آینده باید فردی باشد که هم تجربه مدیریت طولانی داشته باشد و هم شناخت خوبی از ورزش داشته باشد. ما نباید یک نفر را از بیرون بیاوریم و بگوییم حالا تو برو ورزش را بشناس و مدیریت کن. من با اینکه خودم نزدیک ۲۰ سال است با این بدنه در تماس هستم و با خیلی از روسای فدراسیونها و مدیران ورزش ارتباط دارم با این حال این ارتباط را کافی نمیدانم و احساس میکنم نیاز است ارتباط و تماس بیشتری با حوزه ورزش داشته باشم.
* یعنی شما با حضور فردی که با ورزش بیگانه باشد به عنوان وزیر ورزش مخالف هستید؟
- صددرصد. همانطور که ما معتقدیم برای راه و شهرسازی باید کسی برود که ضمن اینکه مهندس باشد با مجموعه کسانی که پیمانکار و دست اندرکار هستند باید ارتباط داشته باشد در ورزش هم باید همین اتفاق بیفتد. مثلا باید بداند که فلان قهرمان سابقهاش چه بوده و فلان مدیرکل چه کرده است و فلان مدیر چه کارهایی انجام داده و عملکردش در باشگاههای مختلف چطور بوده است. این اطلاعات به مرور به دست میآید نمیشود شما مجموعهای از اطلاعات ورزشی را یکجا جمع کنید و به دست یک مدیر بدهیم و بگوییم ۵۰ سال ورزش کشور را در دو ماه در این جزوه بخوان.
* در پایشی که از وضعیت موجود انجام دادید مهمترین مشکلات ورزش چه بودند؟
- مشکلات متعدد است. تعامل ورزش با بخشهای بیرونی یا اصطلاحا فرابخشی تعامل خوبی نیست. احساس میکنم امکاناتی که در حال حاضر وجود دارد نمیتواند اتفاق بزرگی که میخواهیم را در ورزش رقم بزند. اگر میخواهیم اتفاق بزرگی در ورزش رخ بدهد باید سیاستی داشته باشیم که همه بتوانند ورزش کنند. باید به ورزش همگانی توجه ویژه داشته باشیم. ورزش آموزش و پرورش باید در اولویت کارها قرار بگیرد و در کنار ورزش دانشگاهی وظیفه ساختن قهرمانی برای حضور در ورزش قهرمانی را داشته باشند. ضمن اینکه باشگاههای خصوصی باید تکمیل کننده کار آموزش و پرورش و ورزش دانشگاه باشند تا ورزش قهرمانی بتواند ثمره کار در این دو بخش را در رودادهای بزرگ جهانی استفاده کند.
* درست است که آموزش و پرورش نقش تأثیرگذاری دارد اما در سالهای اخیر نسبت به بخش بانوان هم کم توجهی شده است؟
- درست است. اگر نگوییم در این بخش جفا کردهایم اما به ورزش بانوان خیلی کم محبتی کردهایم. ما چنانچه مثل کنکور شرایط برابر برای ورزش آقایان و بانوان ایجاد کنیم قطعا نتایج خوبی در ورزش بانوان خواهیم گرفت. اعتقاد دارم اگر از همین الان که سه سال تا المپیک ۲۰۱۶ برزیل باقی مانده است اگر توجه ویژهای به ورزش بانوان داشته باشیم و تیمهای مختلف این حوزه را به رویدادهای بین المللی بفرستیم و برای آنها مربیان خوبی استخدام کنیم قطعا ما میتوانیم در المپیک بعدی حداقل سه مدال داشته باشیم. نمیگویم طلا اما حداقل میتوانیم مدال بگیریم.
* ما در خیلی از رشتههای دیگر هم میتوانیم مدال بگیریم اما توجهی به آنها نمیکنیم. مثلا تیراندازی، شنا و یا ژیمناستیک که البته فاصله با سطح اول دنیا زیاد است؟
- اعتقاد دارم که میتوانیم در این رشتهها مدال آور باشیم. ما در المپیک قبلی در تیراندازی نتیجه خوبی گرفتیم و اگر بتوانیم حمایت خوبی از این رشته داشته باشیم میتوانیم روی سکو برویم و مدال بگیریم. همین تیراندازی ۳۸ رشته المپیکی و ۱۱۴ مدال دارد. سوال من این است ما که این همه ارتشی و سپاهی داریم و نیروهای مسلح هم داریم چرا نمیتوانیم در تیراندازی موفق باشیم. چرا تا به حال یک مدال برنز هم در تیراندازی نگرفتهایم. کشور ما بخشی از تجهیزات تیراندازی را تولید میکند و در این شرایط ما میتوانیم در این رشته موفقتر از بقیه باشیم.
* شاید یکی از دلایلش این است که مثل والیبال و فوتبال از مربیان خارجی طراز اول استفاده نمیکنیم؟
- اعتقاد دارم ولاسکو توانسته در بخش باشگاهی والیبال ما هم تاثیرگذار باشد اما کی روش این تاثیرگذاری را ندارد. ما باید از حضور این مربیان خارجی بهترین استفاده را ببریم و شرایط را به گونهای فراهم کنیم که خودمان مربی درجه اول تربیت کنیم. من اگر جای رئیس فدراسیون فوتبال بودم هر سال دو دوره کوتاه مدت از بهترین مدرسان جهان دعوت میکردم و مربیان لیگ برتر و دسته اول را موظف میکردم که در این کلاسها شرکت کنند و اطلاعاتشان را به روز کنند. ما الان در فوتبال مشکلات زیادی داریم که یکی از انها به روز نبودن اطلاعات و دانش مربیان است. باید در این بخش و همه بخشها از این فاکتور استفاده کرد و مدرسان خوب را به جای مربیان خوب وارد ورزش کرد تا بتوانیم در آینده مربی خوب داشته باشیم.
* اما برخی از این مربیان حاضر نیستند بپذیرند که این مشکل را دارند؟
- این یک واقعیت است. ببیند بجز چند نفری که میتوانند فوتبال را به صورت علمی آنالیز کنند بقیه مربیان فوتبال ما چه شرایطی دارند. ما همین کره جنوبی را در شرایطی در دو بازی بردیم که به نظر من بردهای معجزه واری بود. چه زمانی سابقه داشته که ما بتوانیم از کره در دو بازی ۶ امتیاز بگیریم؟ درست است که این تیم را بردهایم اما هیچوقت نتوانستهایم در یک تورنمنت دوبار کره را ببریم و ۶ امتیاز بگیریم. اینها اتفاق است اما واقعیت چیز دیگری است. ما باید مربیانمان را به علم روز مجهز کنیم. مربیان بزرگ یک روز میآیند و دیر یا زود میروند اما اگر مدرسان خوب بیاوریم و ۲۰ مربی خوب تربیت کنیم، حدال ۲۰ باشگاهمان را به علم روز مجهز کردهایم.
* به نظر میرسد تا زمانی که باشگاهها به بخش خصوصی واگذار نشوند زمینه چنین شرایطی فراهم نخواهد شد. مثلا همین استقلال و پرسپولیس سالهاست در مورد واگذاریشان بحث میشود اما هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده است؟
- واگذاری باشگاهها به بخش خصوصی مراحلی دارد که باید طی شود. استقلال و پرسپولیس اگر میخواهند به بخش خصوصی واگذار شوند باید ابتدا در فرابورس عرضه شوند. شرط اولیه برای حضور در فرابورس این است که ابتدا باید دو سال تراز مالی مثبت داشته باشند و سودآور باشند. کجای این دو باشگاه تا به حال این شرایط را داشته است؟
* با این شرایط بازهم نمیشود این دو باشگاه را به بخش خصوصی واگذار کرد؟
- ما میتوانیم از دو طریق این باشگاهها را واگذار کنیم. اول اینکه سراغ افراد علاقمند برویم و بگوییم بیا برای این باشگاهها هزینه کن. آیا یک فرد اقتصادی میآید سالی ۲۰ میلیارد تومان هزینه کند و هیچ برداشتی نداشته باشد؟ قطعا بعد از مدتی کار را رها میکند و میرود. با یک نتیجه در ورزشگاه علیه او شعار حیا کن و رها کن میدهند. در این شرایط چه کسی میآید چنین هزینهای بکند. ما باید تسهیلاتی به چنین افرادی بدهیم که بیایند و کار را در اختیار بگیرند. مثلا تسهیلات یارانهای بدهیم، زمین به قیمت دولتی در اختیار آنها قرار بدهیم و معافیت مالیاتی برایشان قائل شویم.
* راه دوم برای خصوصی کردن این دو باشگاه کدام است؟
- راه دومش که یک روش طولانی و تقریبا احساسی به شمار میرود این است که از هواداران بخواهیم بیایند هر کدام مبلغ را بدهند و به اصطلاح سهامدار باشگاه شوند. مثلا اگر یک باشگاهی ۲۰ میلیون هوادار دارد بیایم از هر نفر ۵ هزار تومان بگیریم و با سرمایهای که جمع میشود وضعیت باشگاه را سروساما بدهیم و البته اگر به سوددهی رسید سهم هواداران را بدهیم.
* تصور میکنید در دولت آینده این اتفاق رخ بدهد؟
- باید ببینیم چه میشود. باید راهکاریهای قانونی را برای این کار پیدا کرد


