عجیب ولی واقعی
اول اینکه آقای افشارزاده اعلام کرده اند که ایشان نامه تهدید فیلا مبنی بر تعلیق کشتی ایران در صورت برگزاری انتخابات را ندیده اند و خواسته اند که مدیریت فدراسیون کشتی اصل نامه را به رویت ایشان برسانند. اما جالبتر این بود که رییس کمیته ملی المپیک و رییس افشارزاده همزمان با دبیرکل خود از وزیر ورزش خواسته بود که انتخابات کشتی را برگزار نکنند چه اینکه شورای المپیک آسیا و کمیته بین المللی المپیک تهدید به تعلیق کشتی ایران کرده اند.
اینکه چرا جناب افشارزاده ناهماهنگ با رییس خود هستند و در حقیقت وقعی به سخنان رییس کمیته نذاشته اند برمی گردد به اینکه افشارزاده در این چند ساله بازی های انتخاباتی را خوب یاد گرفته و با همین ترفندها توانسته خودش را به سمتی ببرد که موازنه قدرت به طرف آن فرد یا گروه سنگینی می کند. اکنون جناب افشارزاده می داند که علی آبادی عملا و بزودی از گردونه ورزش و کمیته خارج خواهد شد و بر همین اساس لابی های خود با گزینه های آینده وزارت ورزش را شروع کرده است. او می خواهد بگوید که استقلال داشته و دارد اما جناب دبیر کل هم آخرین روزهای سحر خیزی خود را سپری می کند و براساس منابع موثق و اخباری که از تیم ورزشی دولت دکتر روحانی به گوش می رسد ، افشارزاده به جرگه بازنشسته های ورزش خواهد پیوست.
کامبوزیا که حریف قائم مقامی نمی شود....
از این آقای کامبوزیا که به هر حال چند سالی است در ورزش جا خوش کرده بعید بود اینگونه بی گدار به آب بزند و در حالیکه نه به بار بود و نه به دار خودش را بر صندلی مدیریت پرسپولیس ببیند و بعد هم هنوز نیامده خط و نشان بکشد. وقتی هم که علی دایی حکم کامبوزیا را وتو کرد رییس نه چندان موفق فدراسیون شطرنج خیلی دور برداشت و اعلام کرد که به دایی مربوط نیست که در امور مدیریت دخالت کند و صد البته اصل حرف ایشان درست است اما حرف و استدلال دایی هم درست تر و ای کاش این استدلال و عقلانیت در مجموعه مدیران ارشد وزارت ورزش قرار داشت. دایی در واکنشی منطقی اعلام کرد که بابد اجازه بدهند دولت آینده تغییرات مدیرتی پرسپولیس را انجام دهد تا در یک ماه سه مدیر بر صندلی سرخ ننشینند و تهدید کرد که با مدیری غیر از رویانیان کار نخواهد کرد و همین امر گویا آقای کامبوزیا را برآشفته و چنان سخن گفت که گویی علی دایی یک شطرنجباز گمنام هندی است که او را ببرند و در بوق و کرنا کنند که استاد بزرگ دنیا را بردیم! جناب کامبوزیا!
شما که از پس یک احسان قائم مقامی بر نمی آیید و او به همراه همسرش در تمامی مسافرت های خارجی باید باشند و تا کنون یک عنوان درست و حسابی آسیایی هم برای ایران بدست نیاورده اند چگونه وارد این بازی بزرگ شدید و خودتان را اینگونه به دردسر انداختید؟
لگ سوز چه جوری نوشته میشود؟
آقای فتح الله زاده گفته اند که لگ سوز (بخوانید یک ماشین خارجی که حداقل قیمت دست دومش 200 میلیون تومنه) خودمو بابت قسط اول امیر حسین صداقی به وی دادم . یکی از دوستان خوب ما تعریف می کنه و میگه وقتی ما به همراه خانواده این خبرو در 30/20 شبکه دوم دیدیم نزدیک بود شاخ دربیاریم و با خود گفتیم مگه قیمت اون بازیکن چقدره که بابت قسط اولش یه لگ سوز دریافت میکنه؟!
از طرفی همین دوست ما از خطه سرسبز شمال ادامه داد : و ایضا آقای فتح الله زاده چندتا ماشین دارند که به این راحتی لگ سوز خودشونو میدن بابت قسط اول فلان بازیکن که .... به گفته این دوست خوش ذوق و سلیقه و در تایید صحبت ایشان عرض کردم که آقای فتح الله زاده برای خودشو و پسرشو و خانمش ماشین های اینچنینی خیلی مهم نیست چه اینکه فتح الله زاد حاضراست استقلال را 5 ساله اجاره کند و اگر هم یک ریال به ایشون ندهند بازهم دست از سر مدیرعاملی استقلال بر نمی دارد چون لگ سوز سوار شدن فقط یک بخش قضیه است.


