جنگ جهانی آینده بر سر چیست؟
کد خبر: ۳۰۲۸۱۶
| | 7891 بازدید
... مدیریت صحیح بخش کشاورزی یک قسمت مهم و حیاتی اقتصاد هر کشوری است، زیرا در آینده، جنگ، جنگ نان و آب است. جنگ با تجهیزات نظامی کارایی خود را از دست داده است
قانون در ادامه به قلم همت بیگمرادی - نماینده اسبق مجلس - نوشت: نظر به روند افزایش رشد جمعیت در دنیا بالاخص در کشورمان و کاهش ذخایر نفتی و ضعف صنایع مادر در کشور و بیتوجهی به بخش کشاورزی، مردم ما در آینده دچار بحران غذایی و اقتصادی میشوند. تنها راه نجات از فقر و بیکاری و گرسنگی نگاه مدیریتی ظریف به بخش کشاورزی است.
مدیریت صحیح بخش کشاورزی یک قسمت مهم و حیاتی اقتصاد هر کشوری است، زیرا در آینده، جنگ، جنگ نان و آب است. جنگ با تجهیزات نظامی کارایی خود را از دست داده است. از یاد نخواهیم برد که شکستن غول کمونیسم به علت بیتوجهی به بخش کشاورزی صورت گرفت.
سالهاست بعد از انقلاب، دلسوزان واقعی این مرز و بوم برای جلوگیری از بحران غذایی فریاد سر میدهند ولی متأسفانه گوش شنوایی که خود را بدهکار مردم بداند وجود ندارد. از مسئولان قبل از انقلاب انتظاری نبود چون استعمار این کشور را کدخدایی کرد و با واردات بیرویه تولیدات کشاورزی، برنامه استعماری خود را پیاده کرده و کمر کشاورزان ما را خُرد کرده بود. با این عمل، منابع و ذخایر نفتی ما را به یغما میبرد و بخش صنعت را در ابعاد مختلف شکوفا میکرد، ولی بعد از انقلاب این انتظار میرفت که با داشتن استعدادهای خاص کشاورزی در کشور، تحول اقتصادی عظیمی به وجود آید؛ ولی عملا چنین نشد و بیتوجهی به اصل مهم اقتصادی که با داشتن نعمات الهی اعم از آب فراوان، خاک حاصلخیز، هوای چهارفصل در یک زمان در سطح کشور، نیروهای انسانی متخصص، متعهد و دلسوز و کارآمد متأسفانه سالانه شاهد واردات میلیونها تن محصولات زراعی و باغی هستیم و ارزی که باید در جهت ایجاد زیرساختها و احداث صنایع مادر هزینه شود، در این جهت از کشور خارج میشود که این یک مصیبت بزرگ است که اقتصاد کشور را فلج میکند و امروز شاهد آن هستیم. یکی از مشکلات کشورمان چه قبل و چه بعد از انقلاب این بوده که تکیهگاه اقتصادمان بر نفت بنانهاده شده و برای ادامه حیات کشور بسیار خطرناک است.
از آنجاییکه یکی از اهداف اصلی انقلاب این بود که برای نجات کشور از فقر اقتصادی و غذایی و بیکاری منابعی که تجدیدشونده نیستند صرف منابع تجدیدشونده شود عملا تاکنون چنین نشده و اگر هم شده، کافی نیست. اگر چنین میشد ما امروز شاهد ارزبری و واردات بیرویه میلیونها تن تولیدات کشاورزی نبودیم. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم روزی منابع نفتیمان تمام خواهد شد و از نظر صنعتی در بازار جهانی جایگاه خاصی نخواهیم داشت، پس تکلیف این کشور و مردم این کشور در آینده چیست؟ ما مدیون آیندگان هستیم و باید جوابگوی آنها باشیم.
چرا باید به منابع تمامشدنی و غیرقابل تجدید تکیه کنیم؟ این یک واقعیت است که کشورهای جهان سوم و در حال توسعه، برای ماندن و ادامه حیات باید کشاورزی و اقتصاد کشاورزی را خوب مدیریت کنند و در این بخش بیشتر سرمایهگذاری کنند. هدف این نیست که ما بهطور کامل بخش صنعت را رها کنیم، بخش صنعت باید با توسعه کشاورزی تقویت شود. در حال حاضر در بازار جهانی با کشورهای صنعتی در این بخش نمیتوانیم رقابت کنیم، پس بیاییم با داشتن اینهمه نعمتهای خدادادی و استعدادهای خاص کشاورزی، خود را تجهیز کنیم که کشورهای صنعتی در جنگ آب و نان مغلوب ما شوند و کشور را برای آینده و آیندگان بیمه کنیم. اکثر مناطق ما قطب کشاورزی محسوب میشوند. در یک زمان ما در کشور چهار فصل داریم. در فصل زمستان در قسمتی از کشور شاهد برف سنگین هستیم و در گوشه دیگر کشور صیفیجات برداشت میشود. همواره این پرسش مطرح است کهبه رغم داشتن قدمت گیاهان دارویی و داشتن دانشمندانی همچون بوعلی سینا و محمدزکریای رازی چه کارهایی انجام دادهایم. چقدر ارزآوری و اشتغالزایی داشتهایم و در بخش کشتهای گلخانهای چه قدمهایی برداشتهایم؟
در کشورهای اروپایی ۱۴۰۰ گونه از گیاهان دارویی کشت میشود اما در ایران این رقم به ۱۷۲۵ گونه میرسد. با داشتن این رقم در کشور سالانه ۴۰ تن گیاهان دارویی کشت میشود که ارزش صادراتی آن بیش از ۳۰ میلیون دلار است. این در حالی است که اگر توجه جدی صورت گیرد، ارزش صادراتی و اشتغالزایی به طور چشمگیری افزایش خواهد یافت. نگاهی هم به کشتهای گلخانهای بیندازیم، ببینیم در این بخش پیشرفتی داشتهایم؟ میدانیم در هر هکتار تولید گلخانهای بهطور متوسط و بسته به نوع محصول برای ۱۰ تا ۱۶ نفر بهطور مستقیم فرصت شغلی ایجاد میشود و از طرفی در امر صادرات و ارزآوری هم اثر مثبتی دارد. از بدو انقلاب تاکنون در این راستا کارهایی انجام شده ولی کافی نیست، زیرا اگر این بخش مدیریت صحیح میشد و سرمایهگذاری دلسوزانه اعم از مادی و معنوی بهعمل میآمد نه این اندازه کارشناس کشاورزی بیکار داشتیم و نه اینهمه ارزبری در امر واردات را شاهدش بودیم.
من در زمان وکالتم در دوره پنجم مجلس شورای اسلامی که عضو کمیسیون کشاورزی مجلس بودم، برای بازدید از باغات زیتون سفری به کشور یونان داشتم.در آنجا با یکی از باغبانان باغ زیتون صحبت کرده و از چگونگی کار ارزی جویا شدم. او اظهار کرد: من دکترای باغبانی دارم بعد از فارغالتحصیلشدن تمامی امکانات کشاورزی اعم از آب، زمین، ماشینآلات و وام در اختیارمان قرار میگیرد. اگر کسی نپذیرد از کار دولتی محروم میشود و ایشان با نشاط تمام گفت من از علمم برای کشورم استفاده میکنم و خودم هم دارای درآمد هستم و از کارم لذت میبرم و سالها چندمیلیون دلار برای کشورم ارزآوری دارم. ولی شما ایرانیها بعد از فارغالتحصیل شدن در رشته کشاورزی، نامهنگار میشوید. عین جمله ایشان را تکرار میکنم. پس باید بپذیریم نتیجه کار ما به آموزش غلط و برنامهریزی غیراصولی برمیگردد که امروز باید شاهد باشیم با داشتن این همه نعمات الهی ارز مورد نیاز اقتصاد کشور صرف واردات تولیدات زراعی و باغی شود. در حالیکه بیش از ۵۱ میلیون هکتار زمین قابل کشت داریم که حدود یک سوم آن زیر کشت قرار گرفته، بهجز اینکه در سالهای اخیر به علت بیتوجهی به اهمیت اقتصاد کشاورزی و عدم اعتبار کافی در فصل بودجه مقدار زیادی از زمینها رها شده و کشاورزان برای شغلهای کاذب راهی کلانشهرها شدهاند که در نتیجه آن مشکلات اجتماعی را هم شاهد هستیم.این نوع مدیریت، مدیریت صحیح اقتصادی نیست.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


