صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

پشت پرده مرگ كودك كار

کد خبر: ۲۶۷۱۸۱
| |
3951 بازدید

زماني كه پوريا پشت ميز محاكمه قرار گرفت تا در برابر اتهام قتل يك كودك كار از خود دفاع كند، مدعي شد كودك مواد مصرف كرده و جانش را از دست داده‌است.

به گزارش جام جم او كه خود مواد فروش و داراي سوابق متعدد آزار كودكان است و اين سوابق در پرونده‌اش منعكس شده‌ است، در دادگاه هم اصرار مي‌كند كه قتل كار او نيست؛ اما نماينده دادستان تهران كه كيفرخواست را خوانده، مدارك و شواهد را در پرونده كافي مي‌داند و اعلام مي‌كند كه براساس مدارك ارائه شده متهم مستحق مجازات است.

او درباره كيفرخواست چنين مي‌گويد: متهم - جوان 25 ساله‌اي كه «پوريا» نام دارد - متهم است دو سال قبل، كودكي 13 ساله به‌نام فيروز را به قتل رسانده ‌است.

مطابق گزارش پرونده اين كودك كه كودك كار بوده‌ است، بعد از اين‌كه از سوي متهم به خانه برده مي‌شود، مورد تعرض قرار گرفته و بعد هم به قتل مي‌رسد.

پليس زماني در جريان اين قتل قرار مي‌گيرد كه متهم كودك را در آغوش گرفته و از خانه خارج مي‌كند. همسايه‌ها متهم را ديده و موضوع را به پليس گزارش مي‌كنند. با توجه به اين‌كه ماموران در محل حاضر و با جسد كودك روبه‌رو شدند، جسد را به پزشكي قانوني منتقل كرده و تحقيقات خود را آغاز كردند.

با توجه به اعترافات متهم، او كودك را به خانه‌اش برده و بعد از اين‌كه مورد آزار قرار داده، او را خفه كرده و به قتل رسانده‌ است.

متهم در بازجويي‌ها انگيزه‌هاي مختلفي مطرح كرده ‌است. او ابتدا بيان كرده چون كودك خروپف مي‌كرد، او را به قتل رسانده اما بعد اعتراف ديگري كرده ‌است.

نماينده دادستان ادامه مي‌دهد: از نظر دادسرا متهم در قتل كودك مقصر است ومدارك و شواهد موجود هم آن را تائيد مي‌كند. بنابراين به‌عنوان نماينده دادستان درخواست صدور حكم قانوني كرده‌ايم.

ما باهم مواد مي​فروختيم

گفته‌هاي نماينده دادستان تهران از سوي متهم رد مي‌شود و او مي‌گويد در اين قتل نقشي نداشته و فيروز به دليل ديگري جان باخته ‌است.

متهم به قتل نوجوان 13 ساله‌اي به نام فيروز هستي، قبول داري؟

نه، قبول ندارم. من اين‌كار را نكردم.

چه كسي فيروز را كشت؟

ما آن شب با هم مواد كشيديم و من فكر مي‌كنم او به خاطر مصرف مواد جان باخته‌ است.

چرا او را وادار كردي مواد بكشد؛ او فقط 13 سال داشت؟

من وادارش نكردم. او خودش معتاد بود و خرده‌فروشي هم مي‌كرد، ما باهم همكار بوديم و از آن طريق با فيروز آشنا شده‌ بودم؛ ما در يك محل با هم مواد مي‌فروختيم.

آن شب چه كشيديد؟

اول حشيش و بعد كراك كشيديم. هم من و هم فيروز وقتي مي‌خواستيم بخوابيم، كاملا نشئه بوديم، به همين خاطر هم خيلي دير خوابيديم.

تو و فيروز فاصله سني زيادي داشتيد، چرا با هم دوست بوديد؟

ما با هم دوست نبوديم، همكار بوديم. من و فيروز هر دو مواد فروشي مي‌كرديم و هواي همديگر را داشتيم. آن شب هم فيروز اصرار كرد كه به خانه ما بيايد.

چرا او را به خانه‌ات بردي؟

گفت كه مادرش ديگر او را به خانه راه نمي‌دهد. مي‌گفت هربار كه دير به خانه مي‌رود، مادرش او را راه نمي‌دهد و مجبور مي‌شود در خيابان بماند. من هم دلم برايش سوخت و قبول كردم كه به خانه ما بيايد.

كسي در خانه به تو نگفت اين فرد كيست؟

همه خواب بودند، ما وارد خانه شديم و من براي فيروز شام آوردم. شامش را كه خورد، بعد با هم مواد كشيديم. البته كمي حالش خوب نبود و استفراغ مي‌كرد. به همين خاطر هم كمي دير خوابيديم. صبح كه بيدار شدم، او ديگر نفس نمي‌كشيد.

چرا او را به دكتر نبردي؟

بلافاصله بغلش كردم که پيش دكتر بروم، اما نتوانستند كاري برايش بكنند. او را به خانه آوردم تا كمك بگيرم و بتوانم كاري بكنم. يكي از همسايه‌ها مرا ديد و به پليس خبر داد و فكر كرد كه من كودك را كشته‌ام؛ در حالي كه قتل كار من نبود.

پزشكي قانوني گزارش كرده مرگ به‌خاطر خفگي بوده و اعلام كرده اين كودك به‌خاطر انسداد مجاري تنفسي به قتل رسيده يعني شخصي چيزي را جلوي بيني و دهان او گذاشته تا خفه شود. آن شب فقط تو در اتاق بودي؛ بنابراين تو او را به قتل رساندي.

من او را نكشتم و نمي‌دانم چرا اين نظر را داده‌اند. چون من فكر مي‌كنم او به خاطر مصرف مواد جانش را از دست داد. او شب قبل از مرگش هم بد حال بود.

پس چرا اعتراف كردي كه او را كشتي؟

در اداره آگاهي تحت فشار بودم و چاره‌اي نبود براي اين‌كه از آن فشار خارج بشوم، مجبور شدم اعتراف كنم.

10 فقره سابقه كودك‌آزاري داري. فكر نمي‌كني اتهام تو درست باشد؟

من هربار متهم شدم اما در نهايت آزاد شدم. شلاق و زندان بود اما آزاد شدم.

پزشكي قانوني مي‌گويد اين كودك مورد آزار هم قرار گرفته ‌است. در اين‌باره چه مي‌گويي؟

آزار او كار من نبوده، شايد قبل از من كس ديگري به او آسيب رسانده است.

يعني هيچ‌كدام از اين اتهامات را قبول نداري؟

نه. هيچ‌كدام كار من نبوده‌ است. تنها اشتباه من اين بود كه آن كودك را به خانه‌ام راه دادم. قصدم كمك بود اما اين‌طور گرفتار شدم.

پسرم اهل خلاف نبود

مادر فيروز مي‌گويد پسرش نه مواد فروش بود و نه معتاد و نه اهل كارهاي خلاف. او مي‌گويد: پسرم فيروز بچه مظلومي بود. او سختي زيادي كشيده ‌بود و براي اين‌كه بتواند هزينه زندگي مرا تامين كند، كار مي‌كرد. او فال مي‌فروخت و آدامس و اين‌جور چيزها، بچه من اصلا نمي‌دانست مواد چيست.

اين زن كه بشدت در غم از دست دادن فرزندش ناراحت است، ادامه‌ مي‌دهد: در اين سال‌ها كه زنده بود نتوانستم كاري برايش بكنم. نتوانستم خواسته‌هايش را برآورده كنم. حتي نمي‌توانستم برايش غذاي درستي تهيه كنم. هميشه شرمنده فرزندم بودم.

او در مورد شب حادثه مي‌گويد: آن شب خيلي برايم سخت گذشت. خيلي ناراحت بودم. نگران پسرم بودم و نمي‌دانستم بايد كجا او را پيدا كنم. سعي كردم دنبالش بگردم. اما نمي‌دانستم كجا مي‌رود. چندجايي كه فكر مي‌كردم رفته ‌باشد سرزدم اما نتوانستم پيدايش كنم. صبح كه شد، پيش پليس رفتم كه آنها گفتند پسرت مرده ‌است. او تنها كسي بود كه من در زندگي داشتم.

او در مورد ادعاي متهم مي‌گويد: پسرم هيچ‌وقت شب بيرون نمي‌ماند. هرجاي تهران كه بود، به خانه برمي‌گشت. به همين خاطر هم آنقدر نگرانش شده‌ بودم. او دنبال رزق حلال بود. سال‌ها پيش كه شوهرم فوت كرد، فيروز شد نان‌آور خانواده. هيچ‌وقت بچگي نكرد و من به خاطر اين‌كه برايش مادر خوبي نبودم، متاسفم.

اين زن مي‌گويد از قصاص قاتل فرزندش نمي‌گذرد: پسرم خوب بود و كار بدي نكرده ‌بود. او آرزوهاي زيادي داشت. اما مرد جوان، او را كشت. حالا هم بايد تاوان كارش را پس دهد. پسرم لياقت يك زندگي خوب را داشت و تازه مي‌خواست از زندگي لذت ببرد. كسي كه بي‌گناه او را كشت و اين‌طور آزارش داد، بايد تاوان كارش را بپردازد

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟